سپاس از دو بزرگوار و همراهان همیشگی
سرکار خانم محمد زاده
و
آقای شریفی عزیز
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
خلاصه یک داستان طولانی
سارا و کوروش به طور اتفاقی با هم آشنا شدند.
سارا دختری جوان و زیبا و مهربان بود و کوروش مَرد میانسالی که چهره اش موج برداشته و در زیر پوست دستانش خونمردگی داشت.
اصلا قرار نبود آن دو رابطه طولانی با هم داشته باشند.
یک قرار کاری ساده و موقت. بعد چند بار دیدار هر دو دچار “mamihlapinatapai"شده بودند.
این کلمه سخترین معنا را دارد و در کتاب گینس ثبت شده، و معنای این است: نگاهی که دو نفر به هم می کنند و هر کدام انتظار دارند نفر دیگر حرف دلش را بزند، اما هیچ کدام حرفی نمی زنند.
سارا با هدیه یک کتاب به کورش روش بهتری را انتخاب کرد و اول آن نوشته بود "تقدیم با عشق". کتاب رمان و یا داستان عشقی نبود یک کتاب در مورد کارشان بود.
پس کوروش هنوز سکوت کرد. کوروش کتاب را چند بار مطالعه کرد بخصوص دستخط سارا را و فقط به یک تشکر در چند روز بعد اکتفا کرد.
رابطه سارا و کوروش بطور تصادفی طولانی تر شد. کوروش به عمد مدتی از سارا فاصله گرفت ولی پس از مدتی مجددا روابط کاری آن دو آنها را مجبور کرد شانه به شانه هم و در یک محیط کار کنند.
مجددا همان نگاه و هدیه کتابی دیگر از سارا به کوروش باهمان متن تقدیم.
کوروش فکر هم نمی کرد دختری به این زیبایی، دل در گِروی او داشته باشد.
ولی سارا ناگهان بطور آشکارا عشق خود به کوروش را بیان کرد.
مدت کوتاه رابطه سارا و کوروش گذشت، کوروش به دلیل جوانی و زیبایی سارا و پوست چروک شده اش مجبور شد از او دوری کند.
هر چند عاشق سارا بود.
کوروش به طور ناگهانی محل کار را ترک کرد و کلیه راه های ارتباطی با سارا را مسدود کرد تا وی نتواند با او در ارتباط باشد.
سارا دلسرد شد یا نه؟
کوروش نمی داند و از آن دیدارها چندین سال می گذرد.
کوروش در یک نقطه دور افتاده در تنهایی با خاطرات هر چند اندک سارا روزگار می گذراند و خبری از سارا ندارد.
ولی مطمئن است سارا خوشبخت شده است، چرا که با قلب مهربانش، استحقاق خوشبخت شدن را داشت.
شاید روزی دوباره کوروش و سارا با هم دیدار کنند، سارا پیرمرد ژولیده ای را خواهد دید که از دوری سارا مجنون شده و وی نخواهد توانست او را بشناسد.
# قسمتی از کتاب در این شهر خبر تازه ای نیست
که در ممیزی وزارت ارشاد رد شد!!!!!!!!
# احمد امیرآبادی
🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
⭐️خــــــدایا
🌸دستم به آسمانت نمیرسد
⭐️اما تو که دستت به زمین میرسد
🌸در این شب زیبا
⭐️عزت دوستان و عزیزانم را
🌸تا عرش کبریایی خود بلند کن
⭐️و عطا کن به آنان
🌸هر آنچه برایشان خیر است
⭐️و دلشان را لبریز کن از شــادی
🌸آمین یا رب العالمین🙏
⭐️شبتون بخیر و آرامش
🌸در پناه خداوند مهربان
🌹پاتوق کتاب🌹
🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
.
❤️سلام صبح قشنگتون بخیر
🍃امروزتون خالی از هرغصه
❤️الهی حال دلتون خوب خوب
🍃دلتون ارام
❤️تنتون سالم
🍃عمرتون باعزت
❤️لبتون با لبخند
🍃سفره هاتون پراز برکت
❤️زندگیتون بادوام
🍃لحظه هاتون شاد
❤️عاقبتتون بخیر باشه
#پاتق کتاب🔥
🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
پاتوق کتاب
جان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد
جان (وجود انسان عاشق) بدون تجلی زیبایی معشوق تمایلی به جهان ندارد . اصلا هر انسانی که این جمال را نخواهد میل به بقا در این جهان را ندارد.
هیچ انسانی نیست که تمایل نداشته باشد به اطمینان کامل برسد اطمینان از زیبایی کامل ، قدرت کامل ، امنیت کامل، ثروت کامل و... انسان همیشه کمال را می خواهد و می خواهد اطمینانش را بیشتر از قبل کند و رمز بقا همین است. انسان عاشق این را تمایل نمی داند بلکه کشش از سوی آن منبع اطمینان می داند . جمال یار باعث می شود که خود را به او که منبع اطمینان است نزدیک کند . « مرا به کار جهان هرگز التفات نبود / رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست»
نکته : واج آرایی حرف جیم با چهار بار تکرار در مصراع اول، ترکیب گوش نوازی از حروف را ایجاد کرده است. تکرار دقت نظر و لطافت همیشگی در کلام حافظ
با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
آن دلستان نشانی دارد که آن نشان را در هیچ کس ندیدم . یا من اطلاعی ندارم که امکان ندارد یا واقعا کسی از انسانها نشان او را ندارد .
نشان جانان چیست ؟ اطمینان کامل و سایرین همه درگیر عدم اطمینان کامل هستند.
هر شبنمی در این ره صد بحرِ آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد
به همین خاطر هر شبنمی مثل دریای آتشین است . هر انسان عاشقی بیقرار رسیدن به جانان است و در این عشق می سوزد و حیف که این معما را نمی توان به کسی گفت.
سرمنزلِ فراغت نَتْوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد
این راه عاشقی بی انتهاست ( چون هرگز به اطمینان یا حقیقت کامل نخواهیم رسید) پس ای ساربان قافله عمر هر جا توانستی برای استراحت توقف کن تا این دم را از دست ندهیم.
چنگِ خمیدهقامت میخوانَدَت به عشرت
بشنو که پندِ پیران هیچت زیان ندارد
ببین که آن چنگ خمیده تو را به شادمانی دعوت می کند بیا و بشنو که نصیحت پیران ضرر ندارد.
ای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حقِ او کس این گمان ندارد
طریق رندی همین است در عین بیقراری و در آتش بودن باید خود را شاد نگه داری این را از آن مامور یاد بگیر که خودش باده می نوشد و مست است ولی کسی چنین فکری در موردش نمی کند . ظاهر و باطن متفاوت است اما این ریاکاری نیست.
احوالِ گنجِ قارون کَایّام داد بر باد
در گوشِ دل فروخوان تا زر نهان ندارد
برعکس قارون که ثروتش را پنهان می کرد و به دیگران فخر می فروخت و ایامش به باد رفت. تو که اهل نگهداری اسرار نیستی چرا زر و ثروت را مخفی می کنی. زر را پنهان نکن و هر چه می خواهی بگو. یعنی در حد ظرفیت خودت از اسرار عاشقی باخبر شو.
گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخِ سربریده بندِ زبان ندارد
و اگر دیدی شمع که همراه همیشگی است خودش تو را می پاید اسرار را از او مخفی کن چرا که آن فضول که سرش را بریده اند نگهبان زبان خود نیست و اسرار را فاش می کند و نابود می شوی .
سه پند حافظ در راه عاشقی شنیدنی است : اول آنکه اگر می خواهی رند باشی باید بیقراری را پنهان کنی و در ظاهر شاد و با نشاط باشی. دوم اینکه اگر توان حفظ اسرار عاشقی را نداری چیز زیادی از این راه نیاموز و در حد حفظ اسرار درگیر این راه شو و سوم اینکه همان اسراری که می دانی را حتی نزد نزدیکانی که ظرفیت دانستن آن اسرار را ندارند برملا نکن
کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد
هیچ کس در جهان نیست که بنده ای مثل حافظ داشته باشد . همه مثل حافظ نیازمند اطمینان و درگیر عدم اطمینان کامل هستند چرا که معشوق دیگری هم جز تو وجود ندارد که منبع اطمینان کامل باشد و در نتیجه تو یکتا بی نیاز و همه ما نیازمند هستیم.و این اقتباسی از قرآن کریم است که: «ای مردم، شمایید که نیازمندان به سوی خدایید، و خداست که بی نیاز ستوده است»
🌹با سپاس از استاد شاهرودیان با تفسیر زیبای غزل ۱۲۶ حضرت حافظ🌹
❤️ پاتوق کتاب ❤️
🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
هدایت شده از پاتوق کتاب
┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄┄
🌸برنامه ی هفتگی کانال پاتوق🌸
┄┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄
♦️شنبه:
● شاهنامه خوانی با صدای سرکار خانم محمدزاده گرامی،
● معرفی کتاب توسط جناب آفای شریفی گرامی،
♦️یک شنبه:
● حافظ خوانی : با صدای سرکار خانم حسن زاده گرامی و توضیحات جناب آقای شاهرودیان گرامی،
● مبحث تاریخی: مهندس نظم آرا گرامی،
♦️دو شنبه:
● کتابخوانی: با صدای سرکار خانم فاطمه حکمت گرامی،
● خیام خوانی: با صدای سرکار خانم نگار یزدی گرامی،
♦️سه شنبه:
● داستان خوانی با صدای سرکار خانم پور عبد گرامی،
● خاطره گویی؛ توسط جناب آقای امیرآبادی گرامی،
♦️چهار شنبه:
● معرفی کتاب توسط جناب آقای شریفی گرامی،
● اشعار پروین اعتصامی با صدای سرکار خانم ندا یزدی گرامی،
♦️پنج شنبه:
● خلاصه خوانی کتاب با صدای سرکار خانم محمدزاده گرامی،
● متن شعر نو؛ سر کار خانم محمدزاده گرامی.
♦️جمعه کانال فعالیتی ندارد و در حال مرور آموزه های هفته پیش و برنامه ریزی برای هفته ای پربارتر در پیشروست.
🌷 همراهی شما را بسیار ارج می نهیم و چشم به راه شنیدن نقدها، پیشنهادات و هر گونه همکاری در راستای فعالیت های کانال هستیم.
🌸در صورت تمایل ما را با آدرس زیر به دوستان خویش معرفی بفرمایید.
✅کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃══════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET43
╚══════🍃🌺🍃════◆✅