هدایت شده از mohamad sharifi
خلاصه کتاب در جستجوی زمان از دست رفته
نوشتن خلاصه برای کتابهایی مثل در جستجوی زمان از دست رفته تنها بخشی از ظاهر داستان را نشان میدهد و در انتقال عمق و جذابیت اصلی آن ناتوان است، به این دلیل که این رمان بهجای داشتن یک خط داستانی ساده و مستقیم، سفری است در لایههای مختلف حافظه و ذهن؛ زمان در آن خطی جلو نمیرود؛ بلکه در هم میپیچد و گذشته و حال با هم درمیآمیزد. دلیل دیگر اینکه توصیفات طولانی و دقیق حالات روانی و لحظههای بهظاهر ساده بخش مهمی از جذابیت و فلسفهی اثر است که خلاصهکردن آن بدون از دست دادن روح اصلی کتاب، کار بسیار دشواری است، اما میتوان گفت که رمان در جستجوی زمان از دست رفته روایتگر زندگی مارسل از کودکی در شهر کومبره تا دوران بلوغ و بزرگسالی در پاریس است. داستان با خاطرات دوران کودکی، عشق ساده و کودکانه به ژیلبرت و مسیرهای نمادین کومبره آغاز میشود. سپس به روایت عاشقانهی پرتنش و پیچیدهی سوان و اودت در جامعهی اشرافی پاریس میپردازد و ورود مارسل به دنیای هنر و ادبیات را نشان میدهد. روابط عاشقانهی مارسل با آلبرتین که پر از سوءظن و تسلطجویی است، بخش مهمی از داستان را در برمیگیرد که در پی مرگ ناگهانی آلبرتین به اوج میرسد. مرگ مادربزرگ نیز، ضربهی عمیقی به مارسل وارد میکند و حس تنهاییاش را تشدید میکند. در پایان، مارسل با درک عمیقی از زمان و حافظه، به این نتیجه میرسد که باید خاطراتش را بنویسد و رمان، نتیجهی این درک و تلاش است.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره مارسل پروست؛ نویسنده کتاب
مارسل پروست با نام کامل «والانتَن لویی ژرژ اوژن مارسل پروست» ۱۰ ژوئیهٔ ۱۸۷۱ به دنیا آمد. او نویسنده و مقالهنویسی فرانسوی بود که بهدلیل نگارش اثر عظیمی با عنوان «در جستجوی زمان از دست رفته» یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات جهان قلمداد میشود.
مارسل پروست در سال ۱۸۸۲ وارد مدرسهٔ کندروسه شد. در سال ۱۸۸۶ در شانزلیزه با «مری دو بنارداکی» دختر یک اشرافزادهٔ لهستانی آشنا شد که در رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» یکی از الگوهای «ژیلبر سوان» بود. او در خلال سالهای ۱۸۸۸–۹ در کندورسه به کلاس فلسفه رفت که دبیر آن «ماری آلفونس دارلو» بر تربیت فکری او اثر بسیار گذاشت، با نشریهٔ ادبی دبیرستان به نام «روو لیلاس» همکاری کرد و پایش به محافل اشرافی باز شد. مارسل پروست در ۱۵ ژوئیه ۱۸۸۹ دیپلم ادبی گرفت.
پروست در ماه نوامبر سال ۱۸۸۹ دورهٔ یکسالهٔ سربازی داوطلبانهٔ خود در هنگ ۷۶ پیاده اورلئان را آغاز کرد. سپس در دانشکدهٔ حقوق پاریس نامنویسی کرد. او در سال ۱۸۹۱ گذشته از دانشکدهٔ حقوق بهطور نامرتب در کلاسهای دانشکدهٔ علوم سیاسی و شرکت کرد. در سال ۱۸۹۲ فعالیتهای ادبی جدی پروست آغاز شد و او همکاریش را با نشریهٔ «لو بانکه» شروع کرد. در این نشریه ۱۵ مقاله از پروست چاپ شد که بعدها در کتاب «خوشیها و روزها» دوباره منتشر شد. او در ماه مارس سال ۱۸۹۵ لیسانس ادبیات خود را نیز دریافت کرد.
پروست در ژانویهٔ سال ۱۹۰۸ نگارش اثر عظیمش را آغاز کرد. سال ۱۹۰۹ او هرگونه رفتوآمد را کنار گذاشت و یکسره به نوشتن پرداخت. در سال ۱۹۱۲ بخشهایی از رمان «در جستجوی زمان از دست رفته»در روزنامهٔ فیگارو چاپ شد. سال ۱۹۱۳ پس از شکست تلاشهای بسیارش برای قبولاندن اثر به چند ناشر، سرانجام انتشارات برنار گراسه میپذیرد که این رمان را در ۳ جلد به خرج نویسنده چاپ کند.
پس از مرگ او، در سال ۱۹۲۳ «اسیر» در ۲ جلد، در سال ۱۹۲۵ «گریخته» در ۲ جلد، در سال ۱۹۲۷ «زمان بازیافته» در ۲ جلد، در سال ۱۹۵۲ رمان «ژان سنتوی» در ۲ جلد و در سال ۱۹۵۴ اثر ناتمام «ضد سنتبوو» به چاپ رسید. رمان «بیاعتنا» و «آلبرتین گمشده» از آثار او هستند.
آثار گوناگونی درمورد این نویسنده منتشر شده است: «پروست» مقاله ای از ساموئل بکت، «فضای پروستی» نوشتهٔ جورج پوله و ترجمهٔ وحید قسمتی، «بررسی شخصیتهای رمان در جستجوی زمان از دست رفته» نوشتهٔ ژان ایوه تادیه و ترجمهٔ مهدی دوستی مهاجر.
مارسل پروست ۱۸ نوامبر ۱۹۲۲ درگذشت. او در گورستان پرلاشر در فرانسه قرار گرفته است.
او درجملهای گفته است که: «فقط به یاری هنر میتوانیم از خود بیرون آییم و بدانیم دیگران چگونه میبینند، این عالمی را که همان عالَم ما نیست و اگر هنر نبود چشماندازهایش همانند آنهایی که در ماه هست برایمان ناشناخته میماند. به یاری هنر، بهجای آن که فقط یک جهان، جهان شخص خودمان را ببینیم، جهانهای بسیار میبینیم و به تعداد هنرمندان نوآور جهانهایی در برابر ماست که هر یک با دیگری به اندازهٔ گردان در بینهایت با هم متفاوتند.»
هدایت شده از mohamad sharifi
بخشهایی از متن کتاب در جستجوی زمان از دست رفته (جلد اول)
«بچه که بودم، سرنوشت هیچکدام از شخصیتهای تاریخ مقدس به نظرم دردناکتر از سرنوشت نوح نمیآمد، به خاطر توفان که او را چهل روز در کشتیاش زندانی کرده بود. بعدها، اغلب بیمار بودم، و روزهای درازی را من نیز در "کشتی" میماندم. آنگاه بود که دریافتم نوح نتوانسته بود هیچگاه دنیا را به آن خوبی ببیند که از کشتی دید، هرچند که تنگ و بسته بود و زمین در تاریکی فرورفته. در جستجوی زمان از دست رفته اثر سترگ یک انسان بیمار است. اثر نویسندهای که برخی از تکاندهندهترین صحنههای کتابش را به بیماری اختصاص داده است، تصویرهایی بسیار سخت و آکنده از درماندگی از بیماران ترسیم میکند، از بیماریها با زبانی اساطیری اما همچنین فنی سخن میگوید، زبان کسی که خود میداند و از نزدیک حس کرده است که عادت و الفت به بیماری یعنی چه، و شهر عظیم تخیلش را با خلوص و با هزل از چهرههای پزشکان، متخصصان خونسرد یا حسودی انباشته است که اسنوبی محافل اشرافی آنان را دوره میکند و از ستایش و ارج درخور "اهل علم" برخوردارند. اثر نویسندهای است که پیوند ناگسستنی بیماری و مرگ را به چشم دیده، و با غایت مهربانی روزی را زیرنظر گرفته است که مرگ در تن بینوای رنجور کسی که دوست میداریم خانه میکند تا او را بکشد، حضور مرگ را در لحظهای دیده است که بیماری تازگی شگرف محدودیتهای برگشتناپذیر را بر زندگی تحمیل میکند؛ آن چنان که مردن خود را نه در لحظهای که آدم میمیرد، بلکه ماهها و گاهی سالها پیش از آن میبینیم، هنگامی که مرگ چون غریبهای که میرود و میآید و شبی به نظر میرسد که برای همیشه رفته باشد اما فردایش بازمیگردد، با همه کراهتش در خانهمان ماندگار میشود.»
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
•••••✾•🍃🌺🍃•✾•••
گفتار ارزشمند سردبیر
•••••✾•🍃🌺🍃•✾•••
این نتیجه یکسان برای همه فرستاده شده است.
باسلام واحترام
نتیجه کف بینی شخصیت شما بشرح ذیل می باشد.
خواهشمند است این نتیجه را به افراد دیگرنشان ندهید، کل اصول اخلاقی مربوط به رازداری انجام شده است.
لطفا بعداز مطالعه به این کفبینی بین عدد یک تا ۵ یک نمره بدهید، هرچه کف بینی به واقعیت نزدیکتر است نمره بالاتری به آن تعلق میگیرد.
اگر چنانچه دراین کف بینی نکته ضعفی بیان شده پیشاپیش پوزش میطلبم.
در عین حال که تمایل دارید منتقد خودت باشی، شدیدا نیاز داریی دیگران دوستت داشته باشند و تحسینت کنند.توظرفیتهای استفاده نشده زیادی داری، که از آنها به نفع خودت استفاده نکردهای، با اینکه ضعفهای شخصیتی داری، بطورکلی قادری آنها را جبران کنی. ظاهرت منظم و کنترل شده به نظر میرسد، اما از درون به نگرانی و تزلزل گرایش داری. بعضی اوقات نسبت به اینکه تصمیم درستی گرفتهای یا کار درستی انجام دادهای شدیدا تردید داری. تو مقدار مشخصی ازتغییروتنوع را میپسندی و وقتی بامرزها و محدودیتها احاطه میشوی، احساس نارضایتی میکنی. به خاطر افکار مستقلت به خود افتخار میکنی و اظهار نظرهای بقیه را بدون استدلال قانع کننده قبول نمیکنی. این که خیلی بی پرده خودت را برای بقیه برملا میکنی به نظر غیر هوشمندانه است. بعضی وقتها برون گرا، مهربان و اجتماعی هستی، در حالیکه در مواقع دیگر درون گرا، محتاط و با وقاری. بعضی از آرزوهایت غیر واقع گرایانه به نظر میرسند. امنیت یکی ازاهداف تو در زندگی است.
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET43
╚═════🍃🌺🍃═════◆
💫امشب نیز صفحهای دیگر از دفتر زندگی ورق خورد؛
امید که سطرهای امروز، آغاز فصلهای روشن فردا باشد.
🍃کتاب را ببندید، اما رؤیاهایتان را نه...
بگذارید واژههای خوب، تا سپیدهدم در جانتان جوانه بزنند.
✨آرزومند شبی سرشار از آرامش، اندیشههای روشن و خوابهایی شیرین برای همه شما.
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆