هدایت شده از mohamad sharifi
بخشهایی از متن کتاب در جستجوی زمان از دست رفته (جلد اول)
«بچه که بودم، سرنوشت هیچکدام از شخصیتهای تاریخ مقدس به نظرم دردناکتر از سرنوشت نوح نمیآمد، به خاطر توفان که او را چهل روز در کشتیاش زندانی کرده بود. بعدها، اغلب بیمار بودم، و روزهای درازی را من نیز در "کشتی" میماندم. آنگاه بود که دریافتم نوح نتوانسته بود هیچگاه دنیا را به آن خوبی ببیند که از کشتی دید، هرچند که تنگ و بسته بود و زمین در تاریکی فرورفته. در جستجوی زمان از دست رفته اثر سترگ یک انسان بیمار است. اثر نویسندهای که برخی از تکاندهندهترین صحنههای کتابش را به بیماری اختصاص داده است، تصویرهایی بسیار سخت و آکنده از درماندگی از بیماران ترسیم میکند، از بیماریها با زبانی اساطیری اما همچنین فنی سخن میگوید، زبان کسی که خود میداند و از نزدیک حس کرده است که عادت و الفت به بیماری یعنی چه، و شهر عظیم تخیلش را با خلوص و با هزل از چهرههای پزشکان، متخصصان خونسرد یا حسودی انباشته است که اسنوبی محافل اشرافی آنان را دوره میکند و از ستایش و ارج درخور "اهل علم" برخوردارند. اثر نویسندهای است که پیوند ناگسستنی بیماری و مرگ را به چشم دیده، و با غایت مهربانی روزی را زیرنظر گرفته است که مرگ در تن بینوای رنجور کسی که دوست میداریم خانه میکند تا او را بکشد، حضور مرگ را در لحظهای دیده است که بیماری تازگی شگرف محدودیتهای برگشتناپذیر را بر زندگی تحمیل میکند؛ آن چنان که مردن خود را نه در لحظهای که آدم میمیرد، بلکه ماهها و گاهی سالها پیش از آن میبینیم، هنگامی که مرگ چون غریبهای که میرود و میآید و شبی به نظر میرسد که برای همیشه رفته باشد اما فردایش بازمیگردد، با همه کراهتش در خانهمان ماندگار میشود.»