༺ ༺ ✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
گفتار سردبیر
༺✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
🖇 کوتاه ولی زیبا
شما رو به شنیدن یک پادکست کوتاه و زببا دعوت می کنم.
این پادکست از یکی از اعضاست که راضی نیست نامش فاش شود. بسیار مایل است که گمنام باشد.
#گفتار_سردبیر
#پاتوق_کتاب
#پادکست_کوتاه
🌳سرای دوستداران کتاب، فرهنگ و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
༺ ༺ ✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
گفتار سردبیر
༺✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
🖇 پادکست بالا توسط یک برادر که خواهرش در مریضی سختی بوده خوانده شده است. حال خواهر، اکنون خوب است.
کسی چه می داند شاید با یک جمله کوتاه بتوانیم حال کسانی را که دوست داریم خوب کنیم.
یکی از اهداف ما در پاتوق کتاب انتقال حس خوب به دوستان و عزیزان است.
منتظر صدای گرم شما هستیم.
#گفتار_سردبیر
#پاتوق_کتاب
#حال_خوب
🌳سرای دوستداران کتاب، فرهنگ و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
هدایت شده از mohamad sharifi
معرفی کتاب خرمگس
کتاب خرمگس نوشتهی اتل لیلیان وینیچ است که در سال ۱۸۹۷ برای اولین بار منتشر شد. کتاب خرمگس رمانی جذاب و تاثیرگذار است که به توصیف احساسات انسانها و روابط آنها با یکدیگر پرداخته و تمرکزش را بر مسائل سیاسی و اجتماعی دهههای ۳۰ و ۴۰ قرن نوزدهم در ایتالیا گذاشته و در این بین از پرداختن به مسائل فلسفی و اعتقادی نیز غافل نشده است.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره کتاب خرمگس
در کتاب خرمگس، آرتور برتون، یک مسیحی متعصب انگلیسی است که برای آموزش کشیش شدن به ایتالیا سفر میکند. با کشیشی به نام پدر مونتالی روابط بسیار صمیمانهای دارد و این رابطه استاد و شاگردی آنها، برای سالیان دراز ادامه داشت. او او در طول این سفر ایدههای رادیکالی را کشف میکند و در پی آن از کاتولیک بودن چشمپوشی میکند و ایتالیا را ترک میکند. او مدتی را در دوری سپری میکند و سختیهای زیادی را تحمل میکند، اما با شور و حرارتی انقلابی دوباره برمیگردد. او تصمیم میگیرد روزنامهنگار شود، و در مجلات طنز آثار خود را با نام مستعار خرمگس منتشر کند. او در مقالاتی که منتشر میکند ایدههای رادیکالی خودش را نیز بیان میکند. بعد از مدتی پدر مونتالی به دلیل ترفیع از کلیسا میرود و کشیش جدیدی جایگزین او میشود. کشیش جدید یک جاسوس است. کشیش جدید اعترافات آرتور را لو میدهد و این باعث میشود مقامات محلی برای دستگیری او اقدام کنند. جما، معشوق آرتور و پادره مونتانلی، کشیش او، از طریق روابط تراژیکی با شخصیت اصلی یعنی آرتور دارند، اشکال مختلفی از عشق را نشان می دهند: مذهبی، عاشقانه و خانوادگی. در کتاب خرمگس ما این احساسات را با تجربههای آرتور به عنوان یک انقلابی مقایسه میکنیم. افراد زیادی شخصیت خرمگس را با مسیح مقایسه کردهاند.
آرتور بعد از آزادی از زندان متوجه میشود که همه او را مقصر میدانند. برخورد سازمان با او و همچنین ریاکاری کلیسا باعث میشود آرتور سرخورده شود.در همین بحبوحه آرتور نامهای از مادرش پیدا میکند که در آن گفته شده پدر مونتالی پدر واقعی اوست. بعد از تمام این جریانات او بهطور ساختگی خودکشی میکند و ناپدید میشود. سیزده سال بعد با نام مستعار خرمگس به سازمان برمیگردد. او به دلیل قدرت نویسندگی بالایی که دارد مورد توجه تمام اعضای حزب قرار میگیرد رنج سالیان تنهایی باعث شده تا ظاهر او کاملا تغییر پیدا کند و حتی جما نیز به او علاقمند میشود. در هنگام محاکمه تقابل او و پدر مونتانلی، برخوردی بسیار جذاب و چالشبرانگیز است.
رمان خرمگس نوشتهی اتل لیلیان وینیچ در ابتدای انتشارش در بین کاتولیکهای ایتالیا، چندان مورد توجه قرار نگرفت و بیشتر در کشورهای چپگرا و کمونیستی از آن استقبال شد. فیلمهای سینمایی زیادی از این کتاب ساخته شده است. جرج برنارد شاو نیز در سال ۱۸۹۸ نمایشنامهای با عنوان خرمگس از این کتاب اقتباس کرد.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره اتل لیلیان وینیچ
اتل لیلیان وینیچ در سال ۱۸۶۴ در خانوادهی جرج بول، از دانشمندان برجستهی انگلیسی، به دنیا آمد. او رماننویس و موسیقیدان ایرلندی بود. پدر او پروفسور ریاضیات بود. مادرش، مری اورست، دربارهی مسائل اجتماعی مقالاتی مینوشت. جرج اورست، عموی مادر او، جغرافیدان مشهوری بود و مرتفعترین قلهی جهان در رشتهکوههای هیمالیا، به افتخار او اورست نام گرفت.
هدایت شده از mohamad sharifi
اتل یک سال و نیم داشت که پدرش از دنیا رفت. بعد از پدر، بزرگ کردن او و چهار خواهر دیگرش به دوش مادر افتاد. مادرش نیز با تدریس ریاضیات، بهزحمت این خانوادهی بزرگ را اداره میکرد. اتل لیلیان وینیچ به تحصیل فلسفه، ادبیات، زبانشناسی و موسیقی پرداخت. در این میان، موسیقی بیش از همه نظر او را جلب کرد. ابتدا به آثار ویلیام بلیک، شاعر انگلیسی، علاقهمند شد، سپس آثار شکسپیر و چارلز دیکنز به زندگیاش راه یافتند.
در سال ۱۸۸۲، ارثیهی کمی به او رسید و بیدرنگ به برلین رفت و بعد از سه سال تحصیل در آنجا، فارغالتحصیل رشتهی پیانو شد. در همین سالها بود که توجهاش به مسائل اجتماعی جلب شد و مبارزهی انسانها به خاطر آزادی، انگیزهی بزرگی در او بهوجود آورد.
اتل لیلیان وینیچ در بهار ۱۸۸۷ به روسیه سفر کرد و در برگشتش به وطن، با ویلفرد وینیچ، یک انقلابی لهستانی که به انگلستان فرار کرده بود، ازدواج کرد. در سال ۱۸۹۳، ترجمهی آثار کاشین، گوگول، داستایفسکی، شچدرین، اوسپنسکی و گروهی دیگر از نویسندگان روس را آغاز کرد. بعد از آن، نخستین رمان خود، خرمگس را چاپ کرد. سه سال پس از انتشار خرمگس، رمان دیگر وی به نام جک دیموند چاپ شد. در سال ۱۹۰۴، سومین اثر او به نام الیویالتام منتشر شد. در سال ۱۹۱۰، رمان دیگری به نام «دوستی گسیختهشده» نوشت. اتل لیلیان وینیچ چند سمفونی نیز تصنیف کرد؛ اوراتوریوی او به نام بابیلون بهخصوص جالب است. از کارهای دیگر او ترجمهی نامههای فردریک شوپن، موسیقیدان معروف لهستانی، است.
نویسندهی ۸۰ ساله، در ۱۹۴۴، رمان جدید خود به نام «کفشت را بکن» را به پایان رساند. او در این اثر نیز بار دیگر به چهرهی «خرمگس» متوسل شده است. این رمان دربارهی اجداد مادری «خرمگس» نوشته شدهاست. سیارک ۲۰۳۲ اتل به افتخار او نامگذاری شدهاست.
هدایت شده از mohamad sharifi
نظرات کاربران
بعضی وقتها فکر میکنم تاریخ هر بار در نقطهای از جهان به شکلی دوباره تکرار میشه. این کتاب با اینکه در ایتالیای قرن نوزده اتفاق افتاده ولی انگار برای تمام دورهها و برای تمام انسانهایی که برای آزادی مبارزه میکنند کاربرد دا ره.
تو این وانفسای.... خوندن این دست کتاب ها برای مردم عدالتخواه؛یک مکتب آزادگی وعدالته
این کتاب قشنگترین کتابیه که تا بحال خوندم ♥️
توصیه میکنم پیشگفتار رو نخونید! چون داستان لو میره و ممکنه تمایلتون به خوندنش از بین بره...
رمانی بینظیر شخصیت آرتور به عنوان یک انقلابی شجاع و وفادرار قابل ستایشه
من این کتاب رو در کلاس سوم راهنمایی در سال ۱۳۵۶ خواندم و هنوز لذت خواندن این کتاب رو دارم حس می کنم.
این کتاب بود شاید که شوق من را به کتابخوانی دوچندان کرد.
خواندش را شدیدا به دوستان توصیه می کنم.