تفسیر غزل :
تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد
– جسم و جان جسمانی و همچنین جان معنی انسان جدای از یکدیگر نیستند و بلکه برای انسان کامل لازم و ملزوم هم میباشند و جناب حافظ بر ضرورت حفظ سلامت تن و همچنین جان معنوی انسان به یک اندازه تاکید میکند . اگر براثر دردی مانند خشم یا حسادت ، جان اصلی انسان آزرده و غمگین شود بدون شک ، جسم و جان جسمانی ما نیز از گزند در امان نخواهد بود و از سوی دیگر اگر بخاطر آسیبهایی مثل عدم تغذیه سالم و رها کردن ورزش یا بوسیله مخدرات و یا مشروب به جسم انسان آسیب وارد شود تا زمان بازسازی و بازگشت سلامت تن مجالی برای پرداخت به تذهیب نفس و تعالی جان نخواهد بود.
سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست
به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد
– در اینجا به تاثیرگذاری و تاثیرپذیری انسانها از یکدیگر اشاره شده است که سلامت نفس و جان انسان است که بر روی سایر باشندههای عالم تاثیر مستقیم میگذارد . این بیت از مولاناست که : " غیر نطق و غیر اِیما و سِجل // صد هزاران ترجمان خیزد ز دل " پس حافظ از انسان میخواهد که از تمام ابعاد هستی خود مراقبت کند تا از دردمندی جان و تن دور بماند.
جمالِ صورت و معنی ز امنِ صحتِ توست
که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد
– حافظ باز هم تاکید میکند که زیبایی و صحت این وجود ظاهر و همچنین رشد و تعالی باطن و جان خدایی انسان هر دو در گرو امنیت سلامتی انسان است و آرزو میکند که جسم و جان ظاهر از غم و اندوه چیزهای این جهان به دور باشد تا باطن و جان اصلی انسان نیز شاداب بماند و از پژمردگی در امان بماند.
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد
– میگوید در این آبادانی و سبزی جان اصلی انسان ممکن است هنوز مقداری دلبستگی به چیزهای این جهانی وجود داشته باشد که از آن به خزان یاد کرده است که قصد به یغما بردن آن سبزی و حضور انسان را دارد و امید است که با هشیاری خود اجازه راهیابی به سرو بلند قامت سبزی حضورش را ندهد.
در آن بساط که حُسن تو جلوه آغازد
مجالِ طعنهٔ بدبین و بدپسند مباد
– در این جهان هستی پس از آنکه زیبایی خدا جلوه کند یعنی انسانی به حضور زنده و سبز شود طعنه و نیشهای اشخاص اطراف وی که از روی بدبینی و کج سلیقگی میباشد شروع خواهد شد و امید این است که بر روی انسان سالک راه اثر نگذارد و او بی توجه به آنها با اطمینان به راه خود ادامه دهد.
هر آن که رویِ چو ماهت به چشمِ بد بیند
بر آتشِ تو به جز جانِ او سپند مباد
– در این سبزی حضور که صورت انسان را همچون ماه زیبا میکند برای هرکسی که این زیبایی را با عینک بدبینی خود ببینند آرزو میکنم این حرارت و گرمی چهره زیبای تو اسپند جان او را بسوزاند و مانند اسفند روی آتش او را دگرگون کرده ، به اندیشه وا دارد ، شاید او نیز متحول شود .
شفا ز گفتهٔ شِکَّرفِشانِ حافظ جوی
که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد
– ای انسان شفای بیماری خود را از این ابیات زندگی بخش حافظ جستجو کن که اگر آن را دریابی دیگر نیازی به علاج خود بوسیله چیزهای به ظاهر شیرین و خوش بوی این جهانی از قبیل ثروتمندی و مقام و تایید و توجه دیگران نخواهد بود.
#حافظ_خوانی
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
•┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈
مبحث تاریخی:
تاریخ معاصر، اشتباه مصدق
•┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈
#مبحث_تاریخی
#مصدق
#احمد_امیرآبادی
#پاتوق_کتاب
🌸همچنین، با اشتیاق و افتخار فراوان، چشمبهراه شنیدن دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمندِ شما خوبان هستیم.
🌷روز و روزگارتون خوش و خرم باد.
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
༺✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
🌸با درود و آرزوی شادی و تندرستی،
# بخش_ششم _روخوانی _کتاب_انسان_در_جستجوی_معنا👆،
#اردوگاه: اجباری،
✍🏻 #نویسنده: ویکتو_فرانکل،
📝 #ترجمه: #امیر_لاهوتی،
🖨 #انتشارات: #نشر_جامی،
🎙 #صدای: #فاطمه_حکمت،
🌷با افتخار و اشتیاق فراوان، چشم به راه دیدن و شنیدن نقدها و پیشنهادهای شما خوبان هستیم.
🆔@BMDPhysics
🌷روز و روزگارتون خوش و خرم باد.
✅کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃══════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET43
╚══════🍃🌺🍃════
༺✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾༻
🌿دوستان عزیز منتظر شرکت شما در نظرسنجی با لینک زیر👇هستیم. فقط یک سوال هست، بدون نیاز به ثبت نام و نشانی.
https://EitaaBot.ir/poll/0n4x9s
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
یادداشت سردبیر
این بار می خواهم بجای گفتارسردبیر، همان یاداشت سردبیر را داشته باشم.
آنچه در هیئت های مذهبی مثل قمه زدن و قلاده سگ به گردن انداختن می بینیم، مرا بسیار نگران کرده است.
این روزها خیابانهای ما دچار یک دوگانگی مبتذل شده است. از سویی، جریانهایی که با تبرج و فستیوالسازی، فضای مقدس ماه عزا را به ابتذال کشاندهاند، و از سوی دیگر، هیئتهایی که در غفلت از معنا، به دامن شور بیشعور افتادهاند و با رفتارهای سخیف، شأن اهلبیت (ع) را به حراج گذاشتهاند.
پرسش اصلی اینجاست: تربیت در کجای این معادله قرار دارد؟
وقتی هیئت از پایگاه انسانسازی به جشنوارهی حواشی تبدیل میشود، نتیجهای جز این دو روی سکهی انحراف نخواهد داشت. آن یکی (هرزگی) در مقابل حقیقت ایستاده و این یکی (هیئت ناآگاه) با ندانمکاری، حقیقت را از درون تهی میکند.
ما در یک خلاء فرهنگی راهبردی بهسر میبریم. هیئتی که نتواند دینداری را به مسئولیت اجتماعی و هویت ملی گره بزند و کودک و نوجوان و جوان امروز را برای ساختن جامعهی فردا تربیت کند، در واقع در حال خالی کردن سنگر است.
عزاداری بدون خرد و شأن، دیگر عزاداری نیست؛ بازی در زمین دشمنی است که میخواهد از نام حسین (ع)، تنها پوستهای تهی باقی بماند. وقت آن رسیده که به جای نمایش «تعداد جمعیت»، به فکر «کیفیت تربیت» باشیم.
ما بهعنوان دغدغهمندان این مکتب، نباید تنها نظارهگر باشیم. خلاء نهادهای متولی فرهنگ، به معنای دسترویدست گذاشتن ما نیست. وقتی هیئت از کارکرد تربیتیاش فاصله میگیرد و به جای ساختن انسان تراز، به «پدیدآوردن صحنههای سخیف» مشغول میشود، باید انتظار داشت که جامعه به سمت ابتذال حرکت کند.
زمان آن رسیده که سنگر تربیت را دوباره پس بگیریم.
#پاتوق_کتاب
#گفتار_سردبیر
#احمد_امیرآبادی
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب 👇👇👇👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
پارادوکس (متناقضنما) غم و گریه در آیینهای عزاداری
تعریف متناقضنما :سخنی است که آشکارا متناقض و حتی مهمل به نظر میرسد اما پس از بررسی دقیق در می یابیم که در آن حقیقتی نهفته است که دو امر متناقض را با هم سازگاری می دهد .
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خرابآبادم*
جمع کن به احسانى حافظ پریشان را
اى شکنج گیسویت مجمع پریشانی*
دولت فقر* خدایا بر من ارزانی دار
کین کرامت سبب حشمت و تمکین من است
ز کوی یار میآید نسیم باد* نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی*(لسان الغیب-فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلالالدین همایی)
(چراغ روش کردن باد، متناقض نماست)
چنین نقل دارم ز مردان راه
فقیران منعم، گدایان شاه*
که پیری به دریوزه( گدایی)شد بامداد
در مسجدی دید و آواز داد
یکی گفتش این خانهٔ خلق نیست
که چیزی دهندت، به شوخی( گستاخی)مایست
بدو گفت کاین خانه کیست پس
که بخشایشش نیست بر حال کس؟
بگفتا خموش، این چه لفظ خطاست
خداوند خانه خداوند ماست
نگه کرد و قندیل و محراب دید
به سوز از جگر نعرهای بر کشید
که حیف است از این جا فراتر شدن
دریغ است محروم از این در شدن
نرفتم به محرومی از هیچ کوی
چرا از در حق شوم زردروی؟(بوستان سعدی- باب سوم، عشق و مستی)
* متناقضنما
در آیینهای عزاداری نیز گریه و غم موج میزند، اما از دل آن حال خوش درونی، هماهنگی جمعی و وحدت درونی( رهایی از تضادها) برمیخیزد. انواع سرودهها، دستگاههای موسیقی، حرکات موزون گروهی و ... سرشار این بهجت درونی است.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب 👇👇👇👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆