و آغاز کار...
نگران نباشید و تصویر را برای کف خوانی بفرستید.
نتیجه فقط به خود شما ارسال خواهد شد
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
༺ ༺ ✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
حافظ خوانی
༺✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻
🖇با درود فراوان و با آرزوی شادی و کامیابی.
🕯✨️با امید اینکه عطر این غزل در خاطر و یادتان خوش بنشیند.
#غزلشماره_۲۲۸_دیوانحضرتحافظ
#حافظ_خوانی
#کانال_پاتوق_کتاب
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
پاتوق کتاب
༺ ༺ ✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻ حافظ خوانی ༺✾࿐༅🍃🌺🍃༅࿐✾༻ 🖇با درود فراوان و با آرزوی شادی و کا
حافظ » غزلیات » غزل شمارهی ۲۲۸
گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟
پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟
1 - اگر من از باغ تو فقط یک میوه بچینم یا از نور چراغ تو فقط راهی پیش پای خودم را ببینم، چه آسیبی به تو میرسد؟
برداشت آزاد : در مصراع اول اشاره به داستان آفرینش دارد، و خوردن میوه ممنوعه حضرت آدم و رانده شدن از بهشت و در مصراع دوم با نهایت تواضع تمنای بهرهای اندک از لطف و عنایت او دارد برای بعد از رانده شدن از بهشت و زیستن در دنیای مادی
یا رب اندر کَنَفِ سایهی آن سروِ بلند
گر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود؟
کَنَف : حمایت ، پناه، سایه
سوخته : گرما زده ، از شدّت آفتاب سوخته
1 - خدایا، اگر منِ سوختهدل، یک لحظه زیر سایه آن سرو بلند بنشینم، چه میشود؟
آخِر ای خاتَمِ جمشیدِ همایون آثار
گر فِتَد عکسِ تو بر نقشِ نگینم چه شود؟
خاتم جمشید همایون آثار : انگشتری سیلیمانی بخت آفرین ، کنایه از خواجه تورانشاه وزیر شاه شجاع.
همایون آثار : مبارک و میمون.
نقش نگین : آنچه بر نگین انگشتری نقش میکنند.
1 – ای کسی که چون انگشترِ جمشیدِ فرخنشان هستی، اگر تصویر تو بر نگین من بیفتد چه میشود؟
واعظِ شهر چو مِهرِ مَلِک و شَحنه گُزید
من اگر مِهرِ نگاری بِگُزینم چه شود؟
شحنه: داروغه ، نگهبان ، و پاس انتظامات شهری ، حاکم شهر
1 – وقتی واعظ شهر دوست داشتنِ پادشاه و داروغه را برگزیده است، اگر من هم دلبستهی نگاری شوم چه اشکالی دارد؟
عقلم از خانه به در رفت، وَگَر میاین است
دیدم از پیش که در خانهی دینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت : عقلم از خانه خود یعنی از به در رفت.
اگر میاین است : اگر خاصیت و تأثیر میچنین است.
دیدم از پیش : پیشاپیش دانستم ، از هم اکنون دریافتم.
1 – عقل من از خانه بیرون رفت؛ و اگر این حال از شراب است، از پیش میدانستم که در خانهی دین من چه خواهد شد.
صرف شد عمرِ گرانمایه به معشوقه و مِی
تا از آنم چه به پیش آید، از اینم چه شود؟
1 – عمر گرانبهایم در عشق و باده صرف شد؛ نمیدانم از آن چه خواهد شد و از این چه پیش خواهد آمد.
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چُنینم چه شود؟
1 – آن خواجه دانست که من عاشقم و چیزی نگفت؛ اگر حافظ هم بداند که من چنینم، چه میشود؟
#غزلشماره_۲۲۸_دیوانحضرتحافظ
#حافظ_خوانی
#کانال_پاتوق_کتاب
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆
✅ نگاه دوم (نگاه عارفانه)
برای نگاه عارفانه (عرفانی) دقیق و صحیح از این غزل، باید از لایهی «مدح ممدوح» یا «عشق زمینی» عبور کنیم و به لایهی «وحدت وجود» و «سیر و سلوک» برسیم. در نگاه عرفانی، تمام مفاهیم غزل به مفاهیم الهی و نسبت میان «سالک» (رهرو) و «مرشد» یا «حقتعالی» بازمیگردد.
در اینجا شرح عارفانه این غزل را در سه سطح تحلیل میکنیم :
۱. نسبت سالک و مرشد (یا حق)
در این نگاه، تمام ابیات نشاندهندهی وضعیت یک سالک است که در مسیر رسیدن به حقیقت، به دنبال نوری از جانب خداوند یا راهنمایی از جانب مرشد است.
بیت اول (نور و فیض) : «چراغ تو» نماد تجلی الهی است. سالک میگوید اگر من از نورِ تجلیِ تو (که در باغ هستی) بهرهای ببرم، ذرهای از عظمت و نور تو کم نمیشود. در عرفان، فیض الهی بیکران است و بخشیدن آن به سالک، از کمالِ حق چیزی نمیکاهد.
بیت دوم (پناه و فنا) : «سرو بلند» نماد معبود یا مرشد کامل است. «سوختگی» سالک، همان حالتی است که در آن نفس سالک از شدت شوق، در برابر عظمت حق میسوزد. نشستن در «کنف سایه» یعنی رسیدن به مقام استراحت در حضور حق و رهایی از اضطرابهای نفسانی.
۲. نقد ریاکاری و جدایی از «عقلِ مادی»
یکی از مهمترین بخشهای تفسیر عارفانه، برخورد با مفاهیم عقل و دین است.
بیت چهارم (نقد واعظ) : «واعظ شهر» در عرفان، نماد عقلِ مادی و ظواهر بی روح دین است. واعظ کسی است که به دنبال حفظ نظم اجتماعی و پیوند با قدرت (ملک و شحنه) است. اما سالک، عشق را بر قانونِ خشکِ واعظ ترجیح میدهد. در عرفان، «مهرِ نگار» یعنی عشق به جمال مطلق؛ چیزی که با قواعد خشکِ فقهی و ریاکارانه قابل درک نیست.
بیت پنجم (فنای عقل) : «عقلم از خانه به در رفت» یکی از مراحل اصلی سیر و سلوک است. در عرفان، تا زمانی که عقلِ محدود (عقلِ مادی) حاکم باشد، حقیقت دیده نمیشود. برای رسیدن به «معرفت»، باید عقل از حاشیه کنار برود تا «اشراق» (روشنایی قلبی) جایگزین شود. «خانه دین» در اینجا میتواند به معنای دینِ مبتنی بر تقلید باشد که با مستیِ عشق (معرفت) در تضاد است.
۳. مفهوم فنا و بقا (عمر گرانمایه)
بیت ششم : «صرف شد عمر گرانمایه به معشوق و می» نشاندهندهی مفهوم فنا است. سالک تمام هستی و زمان خود را در راهِ محبوب (خداوند) و مستیِ معرفت (شراب عشق) فدا کرده است. از نظر عرفانی، این «صرف کردن عمر» در واقع از دست دادنِ «خودِ کاذب» (نفس) برای رسیدن به «خودِ حقیقی» است.
خلاصه تحلیل در قالب مفاهیم عرفانی :
باغ : عالم هستی یا عالم تجلیات الهی
میوه و چراغ : فیض، معرفت و تجلیات نوری خداوند
سرو بلند : تجلیِ مقامِ ربوبیت یا مرشدِ کامل
خاتم جمشید : برکت و اثرِ وحدت و فرّه الهی در وجود سالک
واعظ : عقلِ محدود و مذهبِ خشک و ظاهری
می (شراب) : مستیِ معرفت و شورِ عشق الهی
عقل : عقلِ مادی که مانع از شهود حقیقت است
نتیجهگیری عارفانه :
این غزل، داستانِ تسلیمِ مطلقِ سالک است. او با تواضع میگوید: «من میدانم که در این راه، عقل و دینِ ظاهری من از بین میرود و عمرم در مستیِ عشق میگذرد، اما این برای من ارزشمندترین است؛ زیرا هدف من تنها تجلیِ نور تو و پناه گرفتن در سایهی عظمت توست.»
#غزلشماره_۲۲۸_دیوانحضرتحافظ
#حافظ_خوانی
#کانال_پاتوق_کتاب
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه،
📚کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃═════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET4
╚═════🍃🌺🍃═════◆