همیشه فکر میکردم که مادرم زمین است
و من گیاهی که ریشههایم در دل این خاک است.
در او هستم و از او به بیرون سر میکشم.
هر وقت که به او فکر میکردم انگار پاهایم را روی زمین، استوار میدیدم. امّا حالا که مرده است نه تنها این گیاه آبیاری نمیشود، بلکه هوا سنگینی میکند و بهدشواری نفس میکشم...
او زمین و آسمان من بود...
شاهرخ مسکوب
به اتاق نشیمن برگشتند و آلبرتو اجازه گرفت سیگار بکشد. زن سر تکان داد اما وقتی دید که آلبرتو سیگارش را روشن کرد، هایهایِ گریهاش را سر داد و گفت که زمان چطور سپری میشود. بچهها چطور در یک چشم به هم زدن قد میکشند و زندگی چه زود میگذرد!
سالهای سگی – ماریو بارگاس یوسا
@Book_0
مرگ ایوان ایلیچ.pdf
حجم:
1.4M
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
كتاب مرگ ایوان ایلیچ داستان مرد موفقي است كه در زندگي حرفهاي، كاري و روزمرهاش چيزي كم ندارد. اما در زندگی شخصاش و برقراري ارتباط درست و سالم با نزديكانش بسيار مشکل دارد. در كنار اين مشكلات در همان اوايل داستان متوجه ميشويم كه او بنا به دلایلی كه تولستوي با دقت و جزئيات در داستان ذكر كرده است دچار يك بيماري سخت ميشود.
@Book_0
مرگ ایوان ایلیچ.pdf
حجم:
1.4M
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
كتاب مرگ ایوان ایلیچ داستان مرد موفقي است كه در زندگي حرفهاي، كاري و روزمرهاش چيزي كم ندارد. اما در زندگی شخصاش و برقراري ارتباط درست و سالم با نزديكانش بسيار مشکل دارد. در كنار اين مشكلات در همان اوايل داستان متوجه ميشويم كه او بنا به دلایلی كه تولستوي با دقت و جزئيات در داستان ذكر كرده است دچار يك بيماري سخت ميشود.
@Book_0