«اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ»
"مطمئنا هرچی خدا بخواهد، همان میشود!"
امیدوارم خدا برات خوب بخواد،
قشنگ بخواد
بهترینهارو بخواد
اونی که تو دلته رو بخواد،
چیزی که ذوقشو داری بخواد.
آره
امیدوارم فقط اون وُ برات بخواد :))
#آیه_گرافی
اگر نمردن مهم است، پس نوع زندگی کردن نیز چندان اهمیتی ندارد.
یک مشت تمشک – اینیاتسیو سیلونه
انجمن شاعران مرده.pdf
حجم:
1.8M
نظر شخصی:
با این کتاب قدر لحظههای زندگیمون رو میفهمیم.. میفهمیم که ما فقط یک بار زندگی میکنم و باید تمام تلاشمون رو بکنیم تا برای خودمون زندگی کنیم نه دیگران.. پایان داستان واقعا غیر منتظره هست و من اصلا فکرش رو هم نمیکردم. این کتاب از خط اول خواننده رو جذب میکنه و حتی ممکنه یه روزه تمومش کنید از بس جذابه...
– ژانر : ادبی
BOOK
رستاخیز.pdf
حجم:
8.3M
رستاخیز – لئو تولستوی
ماجرای این کتاب درباره پسری جوان با نام دمیتری نخلیودوف است. پسری آرام، مهربان، سرزنده، پاک و بیآلایش. او مدتی مهمان خانه بزرگ و اشرافی عمههایش میشود و در همین دوران به دختر خدمتکاری با نام کاتیوشا دل میبندد. آن دو گاهی به دور از چشم عمهها با یکدیگر صحبت میکردند و اوقات خوشی را داشتند. اما بالاخره وقت رفتن دمیتری فرا رسیده بود. او در حالی که به کاتیوشا قول دیدار دوبارهشان را داد، با او خداحافظی کرد.
@Book_0
دختر پرتقالی.pdf
حجم:
3.3M
دختر پرتقالی – یوسِتین گُردر
این کتاب داستان نوجوانی است به نام جورج که پدر او سالها پیش در زمان کودکی جورج مرده است.
جورج نامهای دریافت میکند که آن را پدرش هنگامی که بیمار بوده برای جورج نوشته است. این پدر و پسر در دو زمان مختلف با هم ارتباط برقرار میکنند و در قالب داستان دختر پرتقالی گفتگویی بین آنها شکل میگیرد و داستان اینگونه آغاز میشود
@Book_0
مساله مردم، مردم عادی، تاریخ نیست، چیزهایی که آنها را زنده نگه میدارد چیزهای سادهتری است: عاشق شدن، ازدواج کردن، بچهدار شدن، خانه درست کردن. کشور به خاطر کمبود چکمه و دستمالتوالت سقوط کرد. چون پرتقال نبود، و این شلوارهای جین لعنتی!
سرانجام انسان طراز نوین – سوتلانا الکسیویچ
@Book_0
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد.pdf
حجم:
2.8M
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
شخصیت اصلی داستان سربازی است که به مرخصی آمده است. او به ایستگاه قطار نگاه میاندازد و دوست دارد کسی جایی منتظرش باشد. ولی در حقیقت در تمامی این داستانها راوی که اغلب شخصیت اصلی میباشد دوست دارد که کسی جایی منتظرش باشد. و درونمایهی این داستانها انتظار است.
@ocbooks