eitaa logo
کتاب‌خونه
28.3هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
244 ویدیو
1.1هزار فایل
برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
رزق که همیشه پول نیست، آدم های خوب اطرافمون هم رزق و روزین!
هدایت شده از ‌𝑺𝒉𝒂𝒉𝒂𝒃
_
از معجزاتِ آغوشش آتشی بود که نمی‌سوزاند عشق می‌کاشت و بوسه دِرو می‌کرد ... الناز شهرکی
کتاب‌خونه
BOOK
خلاصه: ورونیکا، هر چیزی که می تواند آرزو کند را در زندگی خود دارد: جوانی و زیبایی، روابط خوب، شغلی رضایت بخش و خانواده ای صمیمی. اما چیزی در زندگی او کم است و به نظر می رسد در درون ورونیکا، خلاءِ آنچنان عمیقی وجود دارد که هیچ چیز هیچ وقت نمی تواند آن را پُر کند. به همین خاطر، او در صبح یازدهم نوامبر سال 1977 تصمیم می گیرد که بمیرد. ورونیکا چندین قرص را با هم می خورد به امید این که دیگر از خواب بیدار نشود. او از خواب بیدار می شود اما نه در خانه بلکه در بیمارستانی روانی. کارکنان این بیمارستان به ورونیکا می گویند که اوردوز، صدمه ی شدیدی به قلبش وارد کرده است و او حالا فقط چند روز وقت برای زندگی کردن دارد. BOOK
چند کتاب معمایی: • خانه کج • بیمار خاموش • آنجا که جنگل و ستاره‌ها به هم می‌رسند • سایه باد • نزدیک خانه • بانوی سایه‌ها • وقتی نیچه گریست • کنت مونت کریستو BOOK
کتاب‌خونه
BOOK
خلاصه: کافه‌ای قدیمی در یکی از محلات کوچک توکیو، با تمام کافه‌های دنیا فرق دارد. این کافه‌ی منحصر به فرد قهوه‌ای ویژه سرو می‌کند که مشتریان با آن می‌توانند سفر در زمان را تجربه کنند. بازگشت به گذشته یکی از حسرت‌هایی‌ست که به نوعی همه‌ی انسان‌ها در دوره‌ای از زندگیشان تجربه می‌کنند؛ حالا در توکیو کافه‌ای وجود دارد که این رویا را محقق می‌کند، اما با قوانین خودش! قوانین کافه این است که مشتریان وقتی به گذشته برمی‌گردنند، نمی‌توانند از اتفاقی جلوگیری کنند یا همه مشکلات در گذشته را حل کنند، آن‌ها تنها به اندازه‌ی زمان سرد شدن قهوه‌ی مخصوصشان فرصت دارند و زمانی که قهوه سرد شود به زمان حال برمی‌گردند. در این فرصت محدود آن‌ها می‌توانند هر کسی را که می‌خواهند ملاقات کنند اما هیچ کدام از کارهایی که در این سفر انجام می‌دهند، آینده‌شان را تغییر نمی‌دهد. پس با وجود این قوانین چرا باید به گذشته برگشت؟ این پرسشی‌ست که احتمالاً برایتان مطرح شده است. این سفر فرصتی ویژه محسوب می‌شود تا مشتریان بتوانند یکبار دیگر برای آخرین بار با هر کسی که می‌خواهند دیدار کنند BOOK
خلاصه: پس از گذراندن پنج سال زندان برای یک اشتباه غم انگیز، کنا روآن به شهری بازمی گردد که همه چیز در آن به هم ریخته بود، به امید اینکه دوباره با دختر چهار ساله اش متحد شود. اما بازسازی پل هایی که کنا سوزانده است غیرممکن است. هر کس در زندگی دخترش مصمم است که کنا را کنار بگذارد، مهم نیست چقدر برای اثبات خود تلاش می کند. تنها کسی که در را به طور کامل به روی او نبسته، لجر وارد، صاحب بار محلی است. اما اگر کسی بخواهد بفهمد که چگونه لجر به آرامی به بخش مهمی از زندگی کنا تبدیل می‌شود، هر دو خطر از دست دادن اعتماد همه افراد مهم برایشان را خواهند داشت. این دو علیرغم فشاری که در اطرافشان وجود دارد با هم ارتباط برقرار می کنند، اما با افزایش عشق آنها، خطر نیز افزایش می یابد. کنا باید راهی برای تبرئه اشتباهات گذشته خود بیابد تا آینده ای را با امید و شفا بسازد. BOOK