من به مردی وفا نمودم و او
پشت پا زد به عشق و امیدم
هر چه دادم به او حلالش باد
غیر از آن دل که مفت بخشیدم
دل من کودکی سبکسر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که میگفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش کرد
اگر از شهد آتشین لب من
جرعهای نوش کرد و شد سرمست
حسرتم نیست زآنکه این لب را
بوسههای نداده بسیار است
@Book_0 📓
هدایت شده از تبلیغات پلاس
من آرمین هستم تو سردخانه بیمارستان امام رضا تبریز کار میکنم کارم اینه که متوفیان تحویل از بخش میگیرم و بعد تحویل خانواده هاشون میدم یه روز دم اذان غروب جنازه پسر جوانی آوردن همکارم پاشد کارهاشون انجام بده یهو گوشیش زنگ خورد کارشو سپرد به من رفت بیرون کسی هم نبود فقط من بودم و جنازه پسر جون تو دلم افسوس میخورد یهو یه نسیم خیلی خنکی بهم خورد فک کردم پنجره بازه نگاه کردم دیدم نیست بیخیال شدم کاور جنازه رو آماده کردم برگشتم سمت جنازه دیدم که........
https://eitaa.com/joinchat/1289618443Cbaa5d9752e
هیچ جهنم و بهشتی وجود ندارد ؛
بنابراین از جهنم نترسید و طمع بهشت نداشته باشید
همە آنچه که وجود دارد این لحظه است شما میتوانید این لحظه
را جهنم سازید یا بهشت که قطعاً ممکن است
اما هیچ بهشت یا جهنمی در جایی دیگر وجود ندارد ،
جهنم هنگامی است که شما سراسر در تنش ترس و نگرانی باشید
و بهشت وقتی است که در آرامش و سرور باشید
آرامش کامل فردوس است ...!
- اشو
@Book_0 📓
برای اینکه خوشبخت شوید
نباید بیش از حد به دیگران بپردازید.
سقوط - آلبر کامو
اغلب در جمع افرادی حضور داریم که با جملات به ظاهر امیدوارانه ی خود به ما آرامش می دهند. در حقیقت ما خودمان در جستجوی آرامش نیستیم بلکه هنگامی که با مشکلی مواجه می شویم، به افرادی پناه می بریم که می گویند: «تقصیر تو نیست!»
آنها ما را به اِشکال کار خود واقف نمیسازند، بلکه با این گونه جملات ما را فریب می دهند. حالا ما چرا باید خود را با شنیدن این جملات فریب دهیم؟ چرا نباید گاهی خود را مقصر بداینم و بر اساس آن در جست و جوی راهی باشیم که با مشکلاتمان «مقابله» کنیم؟!
📕 دنبال دلت بر
@Book_0 📓
برای شروع کتاب خوانی چی بخونیم ؟
ملت عشق اثر الیف شاکاف
کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو
راز مادرم اثر جی ال ویتریک
دختر پرتقالی اثر یوستین گوردر
شبهای روشن اثر فیودور داستایفسکی
مردی به نام اوه اثر فردریک بکمن
بابالنگ دراز اثر جین وبستر
یک عاشقانهٔ آرام اثر نادر ابراهیمی
@Book_0 📓
حدس میزنم بخشی از رسم دنیا همین است، که شاهد از بین رفتن تمام آن چیزهایی باشیم که دوستشان داریم.
درباره گربهها | چارلز بوکوفسکی