مغازهی خودکشی کتابی در ژانر کمدی سیاه است که داستان شهری را روایت میکند کنه در هیچ کجای داستان اسمی از آن برده نمیشود. در این شهر که درگیر تغییرات اقلیمی دچار بحران شده است، هیچ گلی نمیروید و هوا بسیار بد است. مردم بهشدت افسرده هستند و برای زندگی کردن و تلاش کردن هیچ انگیزهای ندارند. در همان شهر غمزده یک مغازهای وجود دارد که اوضاع در آن خیلی هم بد نیست. مغازهی خودکشی. یک خانوادهی پنج نفره که به صورت خانوادگی و اجدادی این مغازه را اداره میکنند. در این مغازه هر چیزی که به کردم برای خودکشی کمک کند به فروش میرسد. هر چیزی مانند سم، طناب و هر چیز دیگهای که به مرگ ختم شود. این مغازه یک شعار دارد، «اگر در زندگی موفق نبودید، حداقل مرگ موفقی داشته باشید.»
@Book_0 📓
کتاب کتابخانه نیمه شب داستانی از مت هیگ است که شما را به این فکر میاندازد که اگر زندگی دیگری را تجربه میکردید چه روزگاری داشتید. همهی ما در برههای از زندگی با هجوم «اگر»ها مواجه شدهایم. اگر در بزنگاهها انتخابهای دیگری داشتیم، اگر زندگی دیگری داشتیم، اگر اتفاقات شکل دیگری رقم میخوردند و اگر و اگر و اگر... کتابخانه نیمهشب اثری در مورد تحقق همین اگرهاست؛ رمانی خواندنی به قلم مت هیگ که به رویای دور و مشترک انسانها، یعنی تجربهی شکلها و مسیرهای دیگر زندگی میپردازد.
@Book_0 📓