eitaa logo
کتاب‌خونه
28.2هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
247 ویدیو
1.1هزار فایل
برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
پنج تا کتابی که اگه نخونی باختی: کیمیاگر نویسنده:پائولو کوئلیو ملت عشق نویسنده:الیف شافاک ثروتمند ترین مرد بابل نویسنده:جورج سمیوئل چهاراثر نویسنده:فلورانس اسکاول حکایت دولت و فرزانگی نویسنده:مارک فیشر
📖زندگینامه شهید عباس بابایی 📝معرفی کتاب خداوند چقدر زیبا و دیدنی دانه های انگور را در کنار هم قرار داده است ،بوته انگوری که در زمستان خشک به نظر میرسد در فصل بهار چهره ای سبز و شاداب به خود میگیرد ✍نویسنده:
حرف بزن آیدا، حرف بزن...! من محتاج شنیدن حرف‌های تو هستم. با من از عشقت، از قلبت، از آرزوهایت حرف بزن.  اگر مرا دوست میداری، من نیازمند آنم که با زبان تو آن را بشنوم؛ هر روز، هر ساعت، هر دقیقه، و هر لحظه میخواهم که زبانِ تو، دهانِ تو وصدای تو آن را بامن مکرر کند. افسوس که سکوت تو، مرا نیز اندک اندک از گفتن باز میدارد. درخت با بهار و ماهی با آب زنده است، و من با حرف‌های تو. مثل خون در رگهای من
آری، بشر موجود سرسختی‌ست. من تصور می‌کنم بهترین تعریفی که می‌توان از انسان کرد این است: انسان عبارتست از موجودی که به همه چیز عادت می‌کند. • خاطرات خانه مردگان | یه قاچ کتاب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دنیا رو آدم‌هایی که مرتکب بدی می‌شند خراب نمی‌کنند، دنیا رو کسایی از بین می‌برند که بدون کوچکترین واکنشی نظاره می‌کنند ... • خیال انیشتن ‌
تنها چیزی که قادر است اراده آهنین شما زن ها را در هم بشکند عشق است ...! 📕 👤
┃🎞  در چنین دنیای مرده ای، آملی ترجیح میده تا در رویا زندگی کنه ! Amelie
همیشه واژه سفر، ز خواب می‌پراندم، مسافر قشنگ من، سفیر ناگهان شده! تماما مخصوص|عباس معروفی
صد سال تنهایی .PDF
حجم: 8.7M
،📚 اگه دور خودت دیوار کشیدی، از مردم و اجتماع حالت به هم می‌خوره و کسی رو به دایره ی امنت راه نمی‌دی و تنهایی، این کتاب برای توئه.
سال بلوا عباس معروفی.pdf
حجم: 4M
📚 چرا آدم‌ها در یاد من زندگی می‌کنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
آکادمی خون آشام.pdf
حجم: 3.3M
📚 داستانی از یک موروی و نگهبان او، لیزا و رز که دو سال است از آکادمی سنت ولادیمیر فرار کرده اند و تمام این مدت در حال تعقیب و گریز بوده اند. اما این بار گرفتار نگهبان ها و مجبور به بازگشت می شوند. کایرووا مدیر بی رحم و خشک آکادمی صلاح می داند که رز را از لیزا دور و به جایی دیگر تبعید کند، اما همین که متوجه پیمان میان آن ها می شود شرایط تغییر می کند. پیمان اتفاقی است که مدت هاست رخ نداده و گویا فقط در افسانه ها امکان پذیر است.