☘
آن قسمتی
از شروع صبح را
دوست دارم
که بايد به تو فکر کرد...
//۲۱》لا ادری
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
ببین که حال من و موی من شبیه همند
بیا و هردویشان را به شانه دعوت کن
//۲۱》زهرا جوادیپور
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
اینچنین دل کندنت جز مرگ ناهنگام نیست
مرگ دل جرمش چرا در دفتر احکام نیست
//۲۱》زهرا سلیم
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زود باوری ست..!!
//۲۱》فاضل نظری
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
بیسوادم، مینویسم عشق
میخوانم " حسین "...
//۲۱》لا ادری
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
از پی بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت
هر که شد بیمارِ دردِ عشق بهبودی نداشت
//۲۱》وحشی بافقی
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
تمام عمر دنبالِ دلیل زندگی گشتم؛
در آغوش تو فهمیدم که شرحی مختصر دارد..
//۲۱》علی صفری
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
مجروح را جراحت و بیمار را مرض
عشاق را مفارقت یار میکُشد...
//۲۱》وحشی بافقی
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
مرنج چشم اگر از تو برنمیدارم
که آرزوی تو بسیار بوده است مرا
//۲۱》میلی مشهدی
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
جوانی که کنارم نشسته بود، با موبایلش حرف میزد. بقیه ساکت بودند. جوان پرسید: «ساعت نه خوبه؟ نه و نیم چی؟ باشه پس نه و نیم منتظرتم...»
بعد موبایلش را قطع کرد و تا وقتی که یک ایستگاه بالاتر از تاکسی پیاده شد، کسی حرفی نزد...
جوان که پیاده شد، راننده گفت : «حالا تا خود نه و نیم سرحاله!» به پیاده رو نگاه کردم، جوان کیفش را روی شانهاش انداخته بود و دور میشد. صورتش را نمیدیدم، اما به نظر من هم سرحال میآمد!
زنِ مُسنی که روی صندلی جلو نشسته بود، گفت: «خوش بحالش. من خانه بِرم رفتم، نَرم نرفتم...! سی ساله نه منتظر کسی هستم، نه کسی منتظرمه!»
مردی که کنارم بود به زن مسن گفت: «اتفاقاً خوش به حال شما. قدر راحتیتون رو نمیدونید!»
زن مُسن گفت: «مرده شور این راحتی رو ببرن !»
زن مسن که پیاده شد به دور شدنش نگاه کردم، صورت او را هم نمیدیدم...
//۲۱》متنهای شبانه🌻🌿
https://eitaa.com/Baaresh21