بارشِ۲۱
☘ مِن ْذُل ِّنَفْسی خدايا مرا از خواری نفسم نجات ده //۲۱》دعای عرفه https://eitaa.com/Ba
☘
با تضرع ایستاد و رو به رویش حرف زد
با خدای خویش از راز مگویش حرف زد
دست بر زیر محاسن برد و گفتا: پیشکش
از خطوط صورت و زیر گلویش حرف زد
//۲۱》مجتبی شکریان
عرفهی حسین...
روز تضرع به درگاه الهی به زبان ارباب...
https://eitaa.com/Baaresh21
بارشِ۲۱
☘ با تضرع ایستاد و رو به رویش حرف زد با خدای خویش از راز مگویش حرف زد دست بر زیر محاسن برد و گفتا:
☘
با تَضرع ایستاد و رو به رویش حرف زد
با خدای خویش از راز مگویش حرف زد
دست بر زیر محاسن برد و گفتا: پیشکش
از خطوط صورت و زیر گلویش حرف زد
هربلایی بود را روز ازل با جان خرید
جان چه قابل، جان به کف از آبرویش حرف زد
از گلستانش ،جوانش از هر آنچه داشت گفت
از گل ششماههء خوش رنگ و بویش حرف زد
هق هق مولای ما آن دشت را شرمنده کرد
از علی اکبر و از خلق وخویش حرف زد
در مناجاتش گریزی زد میان قتلگاه
از همان سینه که می آیند رویش حرف زد
سينه ي خود را براي سم مركب ها گذاشت
لحظه اي كه از جنايات عدويش حرف زد
ماجرا را دید تا آنجا که بین راه شام
دختر آمد پای نیزه با عمویش حرف زد:
با عمو میگفت اینجا هستی و ما را زدند؟
از لبش از گونه اش از تار مویش حرف زد
یاد ضرب سنگ ها و خون پیشانیش بود
وقتي از نوع نماز و از وضويش حرف زد
شرح داد و شرح داد و شرح داد و شرح داد
از تمام ماجرا و مو به مويش حرف زد
ناگهان آمد ندايي از خدا محبوب ما
مست شو طوري كه نتوان از سبويش حرف زد...
//۲۱》مجتبی شکریان
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
ای حجِّ ناتمامِ تو، مقبول کردگار
طی شد به وصف عمرۀ تو عمرها، حسین!
//۲۱》لا ادری
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
دل دادم و دل بُردی دل بستم و دل کَندی
ای وای بر آن چشمت چون عشق نمیفهمد!
//۲۱》ابراهیم صالحی تبار
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
دل تنگم و دلتنگ نبودی که بدانی چه کِشیدم!
عاشق نشدی،لَنگ نبودی که بدانی چه کِشیدم..
//۲۱》سید تقی سیدی
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
تو را ،
دوست دارم!
هرگز، رهایت نمیکنم!
در آغوش میگیرمت!
و در چهار فصل میچرخانمت!
//۲۱》نزار قبانی
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
هرچند کافرم به خیالِ تمام شهر
گاهی برای آمدنت نذر میکنم...
//۲۱》سهیل جهانی
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
بی حوصله ام گلایه ای نیست، ولی
لعنت به کسی که بی وفایی کند..
//۲۱》جلال جاوند
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
به چشم هایِ او به عشق اعتراف میکنم
زِ عشق هر چه تا کنون سروده ام رها کنید!
//۲۱》ابراهیم صالحی تبار
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
حرکتی هست در تکواندو - اگر اشتباه نکنم به نام «داچیمسه» - که طرفی از مبارزه که پیاپی در حال ضربه خوردن است و دیگر نمیتواند کاری بکند، خودش را به حریف میچسباند. اینجور بگویم: خودش را در آغوش حریف میاندازد. آنقدر به او نزدیک میشود و او را در بغل میگیرد که حریف دیگر نمیتواند - و طبق قوانین، نباید - به او ضربهای بزند. داور جداشان میکند و مبارزه از سر گرفته میشود.
گاهی، آن که خودش را به تو چسبانده، یاری که خودش را به تو نزدیک کرده و در بغل گرفته، نه از سر محبت، که از بیپناهی به آغوش تو افتاده است. شاید آنقدر به او ضربه زدهای و آنقدر آزارش دادهای که جز این راهی برایش نمانده است: خیلی دور، خیلی نزدیک...
//۲۱》متنهای شبانه 🌻🌿
https://eitaa.com/Baaresh21
☘
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاکَ کَانّى اَراکَ وَاَسْعِدْنى بِتَقویکَ وَلا تُشْقِنى بِمَعْصِیَتِکَ
خدایاچنانم ترسان خودت کن که گویا مى بینمت و به پرهیزکارى از خویش خوشبختم گردان و به واسطه نافرمانیت بدبختم مکن..
دعای عرفه
//۲۱》حرف های درِ گوشی با خدا🍃
https://eitaa.com/Baaresh21