eitaa logo
بارشِ۲۱
978 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
144 ویدیو
2 فایل
🌹رنجورِ عشق بِه نشود جز به بویِ یار... 🌹شروع به کار کانال ۹۷/۱۱/۲۱😊 🌹کپی مطالب با ذکر منبع جایز است✅
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 گفتی به تو گر بگذرم از شوق بمیری قربان قدت، بگذر و بگذار بمیرم //۲۱》شهریار https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده ز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی //۲۱》خواجوی کرمانی https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 آه اگر زمانى بيايی كه جاى تو ديگر در جهانِ من نباشد //۲۱》شیما سبحانی https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 ‏وقتی ندارَمَت وقتی نميتوانم روبرويَت قهوه بنوشم كافه ها، بودنشان به چه درد ميخورد..؟ //۲۱》علی قاضی‌نظام https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 همه را غیر تو یک روز رها خواهم کرد //۲۱》لا ادری https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 با‌ کدامین ‌شانه میکنی دیوانه‌ام موی ‌تو‌ شانه کنم یا سر نهی بر شانه‌ام؟! //۲۱》لا ادری https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 هر کس وطنی دارد و اهلیّتِ جایی من اهلِ دیارِ دلِ بیتابِ تو هستم :) //۲۱》لا ادری https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 بوسه از دور دَهَم نیست اگر پای سَفَر لبْ ارادَت برساند چو قدم بی ادَب است //۲۱》محمد سهرابی https://eitaa.com/Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 بوسه از دور دَهَم نیست اگر پای سَفَر لبْ ارادَت برساند چو قدم بی ادَب است //۲۱》محمد سهرابی http
🏴 دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت زندگی بعدِ تو بر هیـچ‌کس آسان نگرفت... //۲۱》فاضل نظری https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 دل‌شكستن بعدِ تو در شهرِ ما مرسوم شد كاش مى‌ديدى چه‌كرده رفتنت با دينِ شهر... //۲۱》محمد شیخی https://eitaa.com/Baaresh21
🏴 عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله ها و پرسیدم: چرا جمع میکنی عزیزجون ؟ گفت: مادر پاییز كه میشه، برگا میریزه رو قالیچه، تمیز کردنشون سخته،کلافم میکنه! یه نگا به موهای حنا بستش میندازم و یواش میگم: مامان میگه اونموقع ها تا وسطای پاییز که هوا سرد شه، بساط ایوون پهن بود. - اونموقع ها این شکلی نبود مادر، پاییز که میشه تنگ غروبی دلت میخواد از غصه بترکه. پاییزاش یه شکل دیگه بود. شبا میشستیم دور هم انار خورون، گل میگفتیم، گل میشنفتیم. آقا جونت که رفت، دیگه پاییز اون پاییز نشد... نگاش میکنم، روسریشو میگیره جلو صورتش و ریز میخنده ؛ یادش بخیر یبار زهرا سادات نشست انار دون کنه براش ، گفت بده مادرت. انار، با عطر دستای مادرته که خوردن داره... میخندم باهاش: پس آقا جونم ازین حرفا بلد بود! لپای بی جونش گل میندازن، اونموقع مث الان نبود مادر... دوس داشتن ورد زبون جوونا باشه... اونموقع ها، دوست داشتنو دون میکردن توو کاسه انار، گلپر میپاشیدن سرش... آقاجونت که میخورد و میخندید، پاییز نبود دیگه ،بهـار میشد..! //۲۱》متن‌های شبانه🌿 https://eitaa.com/Baaresh21