بارشِ۲۱
🏴 صبح است و حیاتی که مرا با تو طلوع است... //۲۱》هما كشتگر @Baaresh21
🏴
یک روزهایی هم هست که از همان ابتدایِ صبحش حالِ آدم بی دلیل خوب است. آدم دلش می خواهد بی هوا بخندد و شاد باشد، ببخشد و بی خیال باشد، مهربان باشد و عاشقی کند. من این روزها را دوست دارم. روزهایی که از همان اولش همه چیز خوب است..
//۲۱》نرگس صرافیانطوفان
@Baaresh21
🏴
هر كجا تيغ نگاه تو علَم گشته به ناز
بى دلان گاه سپر، گاه سر انداختهاند...
//۲۱》طالب آملی
@Baaresh21
🏴
چگونه
با تو بگویم
که شام
ننگینست
و دست
مردم شامی
چقدر
سنگینست..
//۲۱》الشام😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 چگونه با تو بگویم که شام ننگینست و دست مردم شامی چقدر سنگینست.. //۲۱》الشام😭 @Baaresh21
در حسینیهی کوچک دلم غوغاست....
🏴
هرجا سخن از زینب و دروازهی شام است
ساکت به تماشا ننشینید ، حرام است...
//۲۱》وا زینباه...
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 هرجا سخن از زینب و دروازهی شام است ساکت به تماشا ننشینید ، حرام است... //۲۱》وا زینباه... @Baar
🏴
وقتی رسید قافله در مجلس یزید
بالا گرفت قائله در مجلس یزید...
اشک سر بریده در آمد که پاگذاشت
زینب، میان سلسله در مجلس یزید
بارشِ۲۱
🏴 وقتی رسید قافله در مجلس یزید بالا گرفت قائله در مجلس یزید... اشک سر بریده در آمد که پاگذاشت زینب،
زینب رسید و دورو برش جمع خسته ای
با پای پر ز آبله در مجلس یزید
داغ رباب تازه شد آن لحظه ای که دید
بالا نشسته، حرمله، در مجلس یزید
بارشِ۲۱
زینب رسید و دورو برش جمع خسته ای با پای پر ز آبله در مجلس یزید داغ رباب تازه شد آن لحظه ای که دید ب
دف ها بروی دست و کل میکشید مست
مطرب میان هلهله در مجلس یزید
بالا که رفت چوب ، سه ساله بلند شد
صبرش نداشت حوصله در مجلس یزید