صدایت که کردم جانم گفتی
ماندهام با این
صد سالی که به عمرم اضافه شد
چه کنم...!
//۲۱》فاطمه حسینی
https://eitaa.com/Baaresh21
ما بوی پیرهن را در جان ذخیره داریم
شاید نیاید از مصر هر روز کاروانی
//۲۱》مسیح کاشانی
https://eitaa.com/Baaresh21
ما خستهایم از این قفسِ صد هزار قفل
دلتنگی و کدورت و غربت بهانه است...
//۲۱》غلامرضا طریقی
https://eitaa.com/Baaresh21
از وقتی برای گلهای باغچه
معنیِ نام اَت را گفته ام زیباتر شده اند!
ای گلهای حسود من که میدانم
دلیل این همه خودنمایی
بهار نیست ...
//۲۱》علیرضا لک
https://eitaa.com/Baaresh21
دل، که دیوانهٔ زنجیر سر زلف تو شد
ای پریچهره، نگویی: به چه عاقل کنمش؟
//۲۱》اوحدی
https://eitaa.com/Baaresh21
در دفترِ شعر من ، این دیوانِ معمولی ؛
محبوبِ من ماهی ست با چشمانِ معمولی !
بر عکسِ آهوهایِ حیران در هزاران شعر ؛
او نیز چیزی نیست جز «انسانِ معمولی»
محبوبِ من جایِ قدح نوشیدن از ساغر ؛
یک عمر چایی خورده در فنجانِ معمولی
محبوب من این است و من با سادگی هایش ؛
سر می کنم در خانه ی ارزانِ معمولی ...
جایِ گلستان میتوان با بوسهای خوش بود
در یک اتاقِ ساده با گلدانِ معمولی !
با عقدِ دل فرقی ندارد شاهدِ عقدت ؛
قرآنِ زرکوب است یا قرآنِ معمولی ...
معشوق من پاک است و عشقم پاک ، اما من ؛
من کیستم در متنِ این دورانِ معمولی ؟!
//۲۱ غلامرضا طریقی
https://eitaa.com/Baaresh21