🏴
دو غم به دلت ماند، حضرت مادر
کفن برای حسین و حرم برای حسن...
//۲۱》مادرِ آب😭
@Baaresh21
🏴
شد در جهان، حسین و حسن را جگر کباب
این را ز آب خوردن و آن را ز منع آب....
//۲۱》ای وااااای😭
@Baaresh21
🏴
چقدر آخر این ماه سخت و سنگین است
تمام آسمان و زمین بیقرار و غمگین است
بزرگتر ز غم مجتبی(ع) و داغ رضا(ع)
فراق فاطمه(س) با خاتمالنبیین(ص) است
//۲۱》تسلیت...
@Baaresh21
🏴
تقصیرِ وحدت است که رحلت نمودهای
ورنه شهادت مثلِروز روشناست
//۲۱》یا رسول الله...
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 چقدر آخر این ماه سخت و سنگین است تمام آسمان و زمین بیقرار و غمگین است بزرگتر ز غم مجتبی(ع) و داغ
🏴
یک روز میبینی مرا، بینِ در و دیوار
یک روز میآیی به من سر میزنی بابا
//۲۱》یا فاطمه الزهرا😭
@Baaresh21
🏴
بسم الله...
حرف از وصیتهای آخر میزنی بابا
از پیشِ زهرایت کجا پرمیزنی بابا.....
این لحظهها یادِ گذشته کرده ای انگار
حرف از وصیتهای مادر میزنی بابا....
دلشوره داری،از نگاهت خوب میفهمم
داری گریزی به غمِ در میزنی بابا....
گفتی که خیلی زود میآیم کنارِ تو
پس لحظهها را میشمارد یادگار تو....
//۲۱》یا رسول الله...
@Baaresh21
🏴
یقینکنیدکه روزی بهچشم خواهیددید
پیاده میروم آخر به کرب و بلای حسن
//۲۱》آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه😭
@Baaresh21
مثل حسين شاعر و نقاش و روضه خوان؛
مثل حسين ؛فرشچيان ؛ محتشم نداشت
از كل خانواده ي خود مادري تر است
تاريخ گفته مادر او هم حرم نداشت
//۲۱》آقای بی حرمم...😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
مثل حسين شاعر و نقاش و روضه خوان؛ مثل حسين ؛فرشچيان ؛ محتشم نداشت از كل خانواده ي خود مادري تر است
🏴
توى تشت مى ريخت
خاطره هاى يك كوچه را…
//۲۱》جد غریبم😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 توى تشت مى ريخت خاطره هاى يك كوچه را… //۲۱》جد غریبم😭 @Baaresh21
🏴
او را نه آن زهر جگر سوز ،
نه دسیسه های معاویه ،
نه جفای مردم و سپاهش،
و نه نامهربانی همسرش ،
که آن سیلی ،تو کوچه پس کوچه های مدینه به مادرش نفسش را بند آورد ...
//۲۱》زهرا صباغچی
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 او را نه آن زهر جگر سوز ، نه دسیسه های معاویه ، نه جفای مردم و سپاهش، و نه نامهربانی همسرش ، که آ
🏴
در طشت میچکد از لبهای سرخ و نیلی
هی لخته لخته کوچه، هی لخته لخته سیلی
//۲۱》حسن، مادریتر است...😭
@Baaresh21