❄️
من نه آنَم که به تیغ
از تو بِگردانم روی؛
امتحان کن! به دو صد زخم مَرا
بسم الله...
@Baaresh21
❄️
بنشین که کمی شعر و غزل
رنگ بگیرد؛
ای خوب تر از، خوب تر از
خوب تر از شعر ...
//٢١ _ مریم قهرمانلو
#داستان_دستها
@Baaresh21
❄️
اِلَهي أنْتَ الذِی لایُحْفیکَ سٰائِلٌ
خدایمن...
تو آن کریمی که گدا
تو را خسته نمیکند..!
//٢١ _ حرفهای درِگوشی☘
@Baaresh21
❄️
تنها چیزی که ممکن است الان حالم را بهتر کند این است که به خانه برگشته باشم از آخرین روز مدرسه قبل از عید بوی فرش شسته شدهی نمناک بیاید. مامان برای من و وحید لباسهای عید خریده باشد، شبیهِ هم. کفشهایم انقدر نو باشند که بتوانم از جعبه دربیاورم و روی فرش بپوشمش. پیکنوروزی را از کولهپشتیام دربیاورم و با ذوق ورق بزنم. بعد کنار تنگ ماهی قرمز دراز بکشم و در حالی که ماهیها را نگاه میکنم به عیدیهایی که خواهم گرفت فکر کنم.
اصلا شاید امسال انقدر عیدی بگیرم که با وحید پولهایمان را بگذاریم روی هم و یک آتاری بخریم. آه ای آرزوی بزرگِ دلهای کوچک! ننه هم یک شماره و ردیف نباشد توی بهشتزهرا. زنده باشد. لباسهایش گلگلی باشد. نشسته باشد روی تشکچهاش. کمد چوبیِ کرمرنگش بوی صابون بدهد. تلویزیون چهارده اینچمان را روشن کنم و این آهنگ پخش شود که "بهار آمد و شمشادها جوان شدهاند"... و انقدر بچه باشم که نفهمم اینجایش که میگوید "دوباره آینهها با تو مهربان شدهاند" یعنی چه؟
آنقدر بچه باشم که ندانم در زندگی روزهایی هست که آینهها هم با تو نامهربان میشوند.
//٢١ _ متنهای شبانه🌿
@Baaresh21
❄️
صبح آغاز شد و چشم دلم منتظرت
پلک بگشای که آغازِ من و جان منی!
//٢١ _ هما کشتگر
@Baaresh21