__
متولدین پاییز
دلبستگیقشنگۍ به این
فصلدارندبھ انها کھ میرسید
بی دلیلعاشق پاییز خواهید شد..
🍁 | 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐛𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...
•
.
دوستتـ دارمهایاولصبحرا
جدیبگیریداولصبحکھکسۍ
حالحرفمجانۍراندارد...
💕| 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐛𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...
بااینڪہدلـمگفتہمداراڪنمامـٰا
ایدادازایندوریوازعشـقِتۅبیداد🌻. . .
ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
~
آدمها لالتمیکنن
بعدازتمیپرسنچراحرفنمیزنی؟!
واینخندھدارتریننمایشنامھدنیاست..!
🖤 | 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐛𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...
[🌸]
بـے عشقتمنحیرانم !
گلدانـے لبِ ایوانم🚶🏻♂:)
🌱 | 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐛𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...
^
از صبح کہ سر راهش منم رسوند دانشگاه دیگہ خبر؎ ازش نداشتم؛
ساعت ۱۱ ظهر بود و تازه برگشتہ بودم خونہ!!
اون ساعت حتما سرش شلوغ بود ولے من دلم براش تنگ شدہ بود؛
دلم رو زدم بہ دریا و از بین مخاطبین گوشیم «زندگیم❤️» رو لمس کردم!!
هنوز بوق دوم نخورده بود کہ صدای مردونش قبل از اینکہ من حرفے بزنم توے گوشم پیچید؛
«خونہ ای؟!»
خندم گرفت؛
با خودم گفتم مرد غیرتی من باز رگ گردنش باد کرده!!
گفتم
«بلہ آقاا تازه رسیدم...میدونستم الان سرت شلوغہ ولی دلم تنگ شده بود ببخش...»
پرید وسط حرفم
«بیا جلو پنجره اتاقت!!»
یہ لحظہ جا خوردم؛ با تردید رفتم سمت پنجره و پرده آبے رنگ رو کنار زدم؛
خودش بود،
ولے الان کہ باید سرکار باشہ!!
تا منو دید لبخندش پهن شد و صداش رو از پشت گوشی شنیدم کہ گفت
«دلم برای نگاهت تنگ شده بود مرخصی ساعتی گرفتم ، تا بعد تایم ناهار باید برگردم!!»
دلم قنج رفت؛
همونجا بهم ثابت شد وقتے عشق تو دل دو نفر ریشہ میزنہ ،
باهم تلہ پاتے پیدا میکنن؛
انگار کہ اون لحظہ میدونن تو دل طرف مقابلشون چے میگذره ،
حتیٰ اگہ کیلومتر ها از هم دور باشن:))
#حورالعَین
#نویسنده_باوانے¡!
🚦ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
•.
منبودم ودل بود و
کناری وفراغۍاینـ عشق
کجابودکھ ناگھ بھ میانجست؟!
🌸 | 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐛𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...
•.
دوستتـ دارم
مثلافسردھ اۍکھخودکشۍرا 💔.
💫 | 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐛𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...