eitaa logo
ب̍ابُ اؐلقِبلِة
861 دنبال‌کننده
92 عکس
480 ویدیو
0 فایل
• تاریخ شروعمون: ¹⁸'¹'¹⁴⁰⁵ 🌱 • برای تبادلات @adminn_1001 •کانال دوممون👈https://eitaa.com/karbak • کپی؟به شرط عضویت در کانال...🤗 👇لینک کانال👇
مشاهده در ایتا
دانلود
به قول یه رفیقی امام حسین اینقدر قشنگـــه ببین خدای امام حسین دیگه کیــه:) ❤️‍🩹 🫀 🕌 🖤 🆔@Bab_Al_Geble
جا ماندم از کربلا... نه از روی بی‌میلی، نه از روی فراموشی؛ قسمت این بود که امسال از قافله‌ی عاشقان جا بمانم. اما دلم هنوز میان بین‌الحرمین پر می‌کشد، هنوز گوش جانم صدای «لبیک یا حسین» را می‌شنود، و هنوز آرزویم این است که روزی زائر آن حرم نورانی باشم. یا حسین... اگر جسمم از زیارتت جا ماند، دل و اشکم را از درگاهت محروم نکن. امید دارم که دعوت دوباره‌ات برسد و روزی با چشمانی اشک‌بار، سلامم را از نزدیک تقدیم ضریحت کنم. «السلام علیک یا اباعبدالله الحسین؛ دور ماندم، اما دلم همیشه کنار توست.» 🫀 🎒 🕌 🖤 🆔@Bab_Al_Geble
چشم من خیره به عکس حرمت بند شده با چه حالی بنویسم که دلم تنگ شده؟!️ 💔 🫀 🎒 🕌 🖤 🆔@Bab_Al_Geble
هدایت شده از «ابوت‍ــُراب¹¹⁰»
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در شنیدن نام توست...♥️ ⌈ @unknownmartyr ‌‌‌‌⌋
هدایت شده از «ابوت‍ــُراب¹¹⁰»
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفتی و جان ما رو هم بردی دیدارت در رویا را هم بردی.. @unknownmartyr ‌‌‌‌⌋
یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: 15 ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس(ع) بودیم مداح داشت روضه میخوند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایین گفت عباس دروغ میگه. . . عباس دروغ میگه. . . مداح آرومش کرد گفت چی شده گفت من بعد 75 سال بچه دار شدم الان که 19 سالشه رفته تو کما  با خودم گفتم درمون دردش عباسه . از اصفهان اومدم کربلا امروز زنگ زدن بهم گفتن بچت مرده... دروغ میگن که عباس حاجت میده خواهرش میگفت مجلس بهم ریخت .. فرداش تو صحن حضرت عباس بودیم دیدیم پیرمرده پا برهنه اومد. با خودموون گفتیم الان مداح و میزنه دوباره. . . دیدیم اومد جلو چهارپایه ای که مداح روش وایساده بود دستشو گرفت گفت :« بیا بغل ضریح بخون همه کسایی که دیروز بودنم باشن...میخوام بگم غلط کردم . » (گریه میکرد و میگفت) میگه همه رفتیم مداح گفت :«حاجی چی شده؟! » گفت خانومم زنگ زد گفت چون نمیذارن زنا تو غسال خونه برن التماس کردم گفتم یه بار بچمو تو سرد خونه ببینم... میگه همین که کشو رو کشیدن بیرون دیدیم رو نایلون بخار نشسته سریع آوردنش بهش شوک دادن بعد چند دقیقه به هوش اومد. . . پسرمون که اصلا تو قید و بند مذهب نبود تا نشست گفت:« بابای من کجاست؟! » گفتم:« بابات کربلاست. . . » گفت بهش زنگ بزن بگو زمانی که تو کما بودم یه اقای قد بلندی اومد تو خوابم گفت :« پسرم بلند شو... » به بابات سلام برسون بگو: « آبروی من یک بار تو سرزمین کربلا رفته بود. . . چرا دوباره ابروی منو بردی ؟! » برو بهش بگو :« عباس دروغ نمیگه. . . » 🫀 🕌 🖤 🆔@Bab_Al_Geble