هدایت شده از بادلــــــــــه
▪️ مراسم ختم سومین روز درگذشت مرحوم حاج سیدعلیاکبر کاظمی
یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۳
ساعت ۴ الی ۶ بعدازظهر
مسجد جامع روستای بادله
Join ➣ @Badeleh
هدایت شده از بادلــــــــــه
📜 اطلاعیه شورای کشاورزی بادله
☑️ طرح تجمیعی کم فشار اراضی شالیزاری روستای بادله، مبنی بر اجرای طرح آبیاری
🔹 به اطلاع اهالی محترم روستای بادله میرسانیم که آن دسته از افرادی که در سطح شالیزاری زمین دارند برای لوله کشی اراضی نیاز به ثبت مالکیت دارد خواهشمند است برای کسب اطلاعات بیشتر به آقایان علی رمضانزاده و علی اکبری مراجعه فرمایید.
📞 09380592121
📞 09113551750
Join ➣ @Badeleh
طبق برنامه هیات عاشقان ولایت بادله
📖 مراسم زیارت عاشورا
امشب 👈 کوچه امام محمدباقر
« جنب ریل راه آهن »
⏱ ساعت ۲۰:۴۵
🔹 با سخنرانی حجت الاسلام حاجی زاده امام جمعه محترم شهرستان میاندورود
Join ➣ @Badeleh
☑️ سهشنبه ۱۶ مرداد روز اول ماه صفر است
🔹 دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب: باتوجه به رویت نشدن هلال ماه صفر توسط ستاد استهلال، سهشنبه ۱۶ مرداد اول صفر است.
Join ➣ @Badeleh
اهالی محترم کوچه امام جعفر صادق (جنب ریلآهن) لطفا با دهیاری و شورای اسلامی بادله جهت عقبنشینی و اجرای طرح هادی همکاری لازم را نمایید.
به زودی جهت حل این مشکل، جلسهای با اهالی این کوچه برگزار خواهد شد.
Join ➣ @Badeleh
بازدید امام جمعه شهرستان میاندورود از استخر پرورش ماهی خاویاری آقای مصیب آبرومند بادله
Join ➣ @Badeleh
🔻 جهادگر بسیجی برادر گرامی آقای علیرضا خرم بادله
🔹 انتخاب شما و گروه جهادی امام رضا «ع» روستایبادله را به عنوان گروه جهادی نمونه استان مازندران؛ تبریک عرض نموده و آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما و دیگر اعضای گروه جهادی امام رضا «ع» را از خداوند منان خواستاریم.
Join ➣ @Badeleh
🌸🍃🌸🍃
خواجه ثروتمندی که کلاهبردار بازار بغداد بود، از بغداد عزم حج کرد. بار شتری بست و سوار بر شتر و عازم شد. تا با آن به مکه رود.
چون مراسم عید روز قربان شد، شتر خود را قربانی کرد و بعد از اتمام حج شتری خرید تا برگردد.
از حج برگشت. بعد از یک ماه در بغداد باز در معامله دروغ گفت و توبه خود بشکست. عهد کرد تا سال دیگر به مکه رود و رنج سفر بیند تا خدا گناهان او را ببخشد.
باز شتری برداشت و سوار شد تا به مکه رود.
خواجه را پسر زرنگی بود پدر را در زمان وداع گفت: «ای پدر! باز قصد داری این شتر را در مکه قربانی کنی؟» پدر گفت: «بلی.»
پسرش گفت: «این بار شتر را قربانی و آنجا رها نکن. این بار نفس خودت را قربانی کن همانجا تا برگشتی دوباره هوس گناه نکنی. تو اگر نفس خود را قربانی نکنی اگر صد سال با شتری به مکه روی و گلهای قربانی کنی، تأثیر در توبه تو نخواهد داشت.
Join ➣ @Badeleh