امشب دلم تنگ شد واسه وقتی که یه بچه ۵ ساله ی بی دغدغه بودم
سعی کردم تو این هوای نزدیک به پاییز رفع دلتنگی کنم. هرچند فکر و خیال همچنان بود اما سبک شدم:)
یه پسر کوچولوی تنها، خیلی غمگین روی الاکلنگ نشسته بود
باباش قبلش دعواش کرده بود
رفتم باهاش الاکلنگ بازی کردم. خیلی خوشحال شد😭✨