امشب دلم تنگ شد واسه وقتی که یه بچه ۵ ساله ی بی دغدغه بودم
سعی کردم تو این هوای نزدیک به پاییز رفع دلتنگی کنم. هرچند فکر و خیال همچنان بود اما سبک شدم:)
یه پسر کوچولوی تنها، خیلی غمگین روی الاکلنگ نشسته بود
باباش قبلش دعواش کرده بود
رفتم باهاش الاکلنگ بازی کردم. خیلی خوشحال شد😭✨
بسماللهالرحمـٰنالرحیم 🌿
سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ ﴿٤٠﴾
از آنان بپرس کدامشان ضامن آن ادعاست [که مسلمان و مجرم یکسانند؟!!] (۴۰)
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٤١﴾
یا شریکانی [در ربوبیت خدا] دارند [که از آنان نزد خدا شفاعت کنند که در اجر و ثواب با مسلمانان یکسان شوند؟] پس اگر راستگویند، شریکانشان را [به میدان] آورند. (۴۱)
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿٤٢﴾
[یاد کن] روزی را که کار بر آنان به شدت سخت و دشوار شود، [و آن روز که جای هیچ تکلیف و عبادتی نیست به عنوان سرزنش و ملامت] به سجده کردن دعوت شوند، ولی در خود قدرت و استطاعت [سجده کردن] نیابند! (۴۲)