قهوه خونه آقا بالیاد
درست یه ساعت داشتم دور خونه ماشین میروندم
من با ماشین از رو مردم رد میشدم
قهوه خونه آقا بالیاد
من منتظرم هنوز اون تلفن ایرانیه رو بازی کنی
تلفن ایرانی یادم نیست ولی تلویزیون ایرانی یادمه
قهوه خونه آقا بالیاد
یبار با زنم رفتیم ماشین سواری تصادف کردیم اونم مرد افسرده شدم
کارا خدا میدونه چقدر زور زدم نخندم