• از مرحوم شیخ مرتضی انصاری پرسیدند: «که کدام فکر است که یک ساعت آن از شصت سال عبادت بهتر است؟» فرمود: «فکر حرّ بن یزید ریاحی».
📚 الکلام یجرّ الکلام؛ ج ۱ ص ۵۹
@BasatinAlUlama
این بار اسکندر از تنگه نگذشت تا آتش به جان تختجمشید بزند.
این بار سعد بن ابیوقاص به تیسفون نرسید تا فرش بهارستان را پارهپاره کند و به غارت ببرد.
این بار نه گنجه رفت، نه شوشی، نه بادکوبه، نه هرات و نه بحرین.
ما ماندیم.
زخمی، داغدیده، خسته، اما ماندیم.
و همین ماندن، در روزگاری که با تحریم و جنگ و نامردمی، همه چیز برای فروپاشی آماده شده بود، خود نوشتن تاریخ بود.
🌐 بازنشر از کانال حسین قتیب در تلگرام
@BasatinAlUlama
• «و آنچه گویند که حضرت قائم علیه السلام وقتیکه ظاهر گردد اوّل طایفه ملّا را قتل میفرماید افترا و باطل است و ازین سخن لازم میآید که عالم بدحالتر از جاهل باشد و علم باعث هلاک گردد و جهل باعث نجات شود و این امر خلاف ادله عقل و نقل است و از آن واضحتر است که کسی آنرا جواب گوید».
📚 اغلاط مشهور [سيّد محمّد مجاهد قدس سره]؛ ص ۵۵، چاپ سنگی.
@BasatinAlUlama
❖ سؤال از مرحوم آیةالله سیّد محمّدکاظم یزدی (صاحب عروه) درباره خواندن واقعه عروسی حضرت قاسم علیه السلام در روضهخوانیها
❓چه میفرمایند علمای اعلام و مجتهدین عظام کربلا و نجف ـ مدّ الله ظلّهم علی رؤس الانام ـ در باب وقوع عروسی حضرت قاسم روز عاشوراء؟ آیا خواندنش علی الاطلاق جایز است یا خیر؟ این قضیه روز عاشوراء واقع شده است یا خیر؟ و آن کسی که بدلخواه خود بخواند و قدح کند اعاظم علما را که این قضیه را غیر واقع میداند، حالش چه باشد و در فسق او چه فرمایند؟ بیان واقع را نمایند تا آن که، نسبت کذب به معصوم داده نشود مِن بعد، و بی باکان زبان شوم خود را از قدح علمای سلف و خلف که منکر وقوع این منکر میباشند باز [ننمایند] بیّنوا تؤجروا آجرکم الله.
📝 بسم الله الرحمن الرحیم
وقوع این قضیه معلوم نیست، هر چند در بعض کتب بدون سند معتبر مذکور باشد. و خواندن آن با اظهار جزم و عدم جزم به وقوع مشکل است.
و قدح علمای اعلام که این مطلب را انکار کردهاند بدلخواه جایز نیست.
والله العالم، و هو الموفّق لمراقبته فی جمیع الاحوال و الاوقات، و تحصیل رضاه فی جمیع الاعمال و الاقوال، و فی سایر الحرکات و السکنات. الاحقر محمّد کاظم الطباطبائی.
@BasatinAlUlama
... راوی میگوید: هنگامی که گردوخاک برطرف شد، دیدم حسین [علیه السلام] بالای سر آن پسر بچه ایستاده است، در حالی که؛ پای بر زمین میسائید و در حال جان دادن بود.
حسین [علیه السلام] فرمود: دور باشند از رحمت خدا آنان که تو را کشتند ... به خدا بر عمویت دشوار است که تو او را به آواز بخوانی و او پاسخت ندهد.
سپس حسین [علیه السلام] او را بر سینهی خود گرفته و از خاک برداشت، و گویا من مینگرم به پاهای آن پسر که به زمین کشیده میشد.
پس او را کنار فرزندش علی بن الحسین (علیهما السلام) و دیگر کشتههای از خاندان خود به کنار خیمهها آورد و بر زمین نهاد. من پرسیدم: این پسر که بود؟ گفتند: او قاسم بن حسن بن علی بن ابیطالب (علیهم السلام) بود.
📚 الإرشاد للمفید؛ ج ۲ ص ۹۵
@BasatinAlUlama
• عمرو بن قيس المشرقی گفت: من و پسر عمویم بر حسین بن علی علیهما السلام، وارد شدیم. او در قصر بنی مقاتل بود. پس بر او سلام کردم و پسر عموی من به او گفت: یا أباعبدالله! این که میبینم، خضاب است یا مو؟ فرمود خضاب است. پیری به طرف ما، بنیهاشم، شتاب میکند.
• سپس به ما رو کرد و گفت: آیا برای یاری من آمدهاید؟ من به ایشان گفتم: من فردی کهنسال و عیالمندم و در دست من اموال مردم است و نمیدانم چه میشود و کجا هست و نمیخواهم که امانت من ضایع شود. پس پسر عموی من سخنانی نظیر آنچه من گفتم، به ایشان گفت.
• پس به من فرمود: «روان شوید تا از من صدایی نشنوید و سیاهی از من نبینید به حقیقت اگر چنانچه کسی فریاد ما را بشنود و سیاهی خیمههای ما را ببیند و فریاد ما را اجابت نکند؛ بر خداوند حق است که او را به بینی در آتش افکند».
📚 اختیار معرفة الرجال (رجال الکشی)؛ ج ۱ ص ۱۱۳
@BasatinAlUlama
❓سؤال: قبل از عاشوراء آن اشخاصی که امام علیه السلام به آنها فرمود: من بیعتم را از شما برداشتم هر که خواهد برود، آنها که رفتند و امام علیه السلام را در آنجا ترک نموده و در میان اعداء گذاشتند، آیا آنها در قیامت معاقبند یا نه؟
📝 جواب: این مسئله محل ابتلاء و عملی نیست، ولی آنچه از فرمایش آن جناب مستفاد میشود در این مقام، که به جهت بعض از متخلفین فرمودند حاصل فرمایش آن حضرت است که زود برو تا صدای غربت مرا نشنوی که هر کس بشنود آن صدا را و یاری نکند خلاصی از آتش ندارد، چنین مستفاد میشود که کسانی که به واسطه حلّ بیعت - قبل از بلند شدن ندای غربت و بی کسی آن بزرگوار رفتند - راه نجات بر آنها هست، والله العالم.
📚 #استفتائات مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی
@BasatinAlUlama
• و فرمود: خواهرم زینب بچه کوچک مرا بیاور تا با او وداع گویم.
• امام او را گرفت تا ببوسد،
• حرمله که خداوند او را لعنت کند تیری انداخت که آن گلوی کودک را ذبح کرد.
• امام به خواهرش زینب فرمود: او را بگیر،
• بعد امام خون کودک را با دو کف دست بگرفت تا پُر شدند و آن خون را به سوی آسمان پاشید،
• و فرمود: «این مصیبت بر من آسان است، چرا که در محضر خداست».
📚 اللهوف علی قتلی الطفوف؛ ج ۱ ص ۱۰۲
@BasatinAlUlama
سیّد محمّد صادق علمالهدیAlieAkbar Alamolhoda_ir.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
• نکات تاریخی جالب و کمتر شنیده شده راجع به حضرت علی اکبر (علیه السلام)؛ از بیان اصل و نسب و حسب و شخصیّت و فضائل ایشان تا شرح مقتل و مشهد
🎙 استاد سیّد محمّدصادق علمالهدی
@BasatinAlUlama
• فَجَاءَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّی وَقَفَ عَلَيْهِ
• وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَی خَدِّهِ
• وَ قَالَ قَتَلَ اَللهُ قَوْماً قَتَلُوكَ مَا أجْرَأهُمْ عَلَی اَللهِ وَ عَلَی اِنْتِهَاكِ حُرْمَةِ اَلرَّسُولِ
• عَلَی اَلدُّنْيَا بَعْدَكَ اَلْعَفَاءُ.
📚 اللهوف علی قتلی الطفوف؛ ج ۱ ص ۱۰۲
@BasatinAlUlama
• مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری نقل میکرد: يکوقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امینالملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصّص چشم و اوّلین چشمپزشک تهران بود و بعداً به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امینالملک چشمم را عمل کرد.
• حاج میرزا فخرالدین میگفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی - برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی - شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسّل خیلی مؤثر است:
- ای ماه بنیهاشم خورشیدْ لقا عباس
- ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس
- از محنت و درد و غم ما رو به تو آوردیم
- دست من مسکین گیر از بهر خدا عباس
در میان اهل دعا معروف است که این شعر تأثیر فوقالعادهای دارد اگر چه از نظر شعری ارزش چندانی ندارد.
• این شعر را خواندم و خوابیدم. در خواب به من گفتند که به «حاج شیخ» هم متوسّل شوید. «حاج شیخ» در اصطلاح ما به حاج شیخ عبدالكريم حائری - مؤسس حوزه - اطلاق میشد. از خواب بیدار شدم و فاتحهای برای آقای حاج شیخ خواندم و دوباره خوابیدم.
• در خواب دیدم: در دریا افتادهام و در حال غرق شدن هستم. شخصی بیرون آب بود. به من فرمود: دستت را به من بده و اشاره کرد و مرا نجات داد. از او پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: عبّاس!
• این واقعه همان شبی واقع شد که من چشمم را عمل کردم. فردا دکتر امینالملک چشمم را معاینه کرد و گفت: آقا سیّد، معجزه کردی؟ گفتم: چطور؟ گفت: آن چشمی که من دیده بودم و عمل کردم، چشم نبود. چه اتفاقی افتاده؟ گفتم: بله، معجزه شده است و ماجرای توسّلم به حضرت اباالفضل (سلام الله علیه) را برایش نقل کردم.
📚 جرعهای از دریا؛ ج ۳ ص ۵۷۵
@BasatinAlUlama
... وَ أحَاطُوا بِهِ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ حَتَّی قَتَلُوهُ قَدَّسَ اَللهُ رُوحَهُ فَبَكَی اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِقَتْلِهِ بُكَاءً شَدِيداً وَ فِي ذَلِكَ يَقُولُ اَلشَّاعِرُ:
أَحَقُّ اَلنَّاسِ أَنْ يُبْكَی عَلَيْهِ
فَتًی أبْكَی اَلْحُسَيْنَ بِكَرْبَلاَءِ أخُوهُ
... و از هر طرف حضرت عبّاس [سلام الله علیه] را احاطه کردند و به ایشان هجوم آوردند تا اینکه او را به شهادت رساندند. امام حسین علیه السلام در شهادت برادرش به شدّت میگریست؛ چنانکه شاعر گفته است:
- سزاوارترین کسی که باید برایش گریست،
- جوانمردی است که حسین را به گریه انداخت.
📚 اللهوف علی قتلی الطفوف؛ ج ۱ ص ۱۰۲
@BasatinAlUlama