eitaa logo
- بـٰاسِط .
235 دنبال‌کننده
156 عکس
73 ویدیو
3 فایل
- معصوم ِمردمیم ؛ ولی در خفای خویش درگیر ِتوبه‌های مدام و مکرریم ! - کپی با ذکر ِیک صلوات برای ظهور .
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه به باباتون بگین ماهم قاطی ِخوبا بخرن ؟ (:
هدایت شده از - کافه‌شعر .
. کافه‌شعر . خانوم‌سہ‌سالہ . (2).mp3
زمان: حجم: 2.3M
گیرم که پس دادند هر دو گوشواره‌ام را گوشی برایِ گوشواره‌ها ندارم ! با نوای ِ طهورا ، تقدیم به بانوی ِ سه ساله رقیہ خاتون ..
شرمندتم تو روضه‌هات نمُردم ³¹⁵ :)
- بـٰاسِط .
__
قلبم اگه مبتلات نباشه ، نمی‌خوامش (:
پا گرفتم قد کشیدم درمیان ِهیئتت ؛ باشد آخر در همین هیئت بمیرم پای تو (:
یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم ، ذکر ِکاشی‌های باب المجتبی یا قاسم است (:
_
حسین ، مظهر ِعشق است . او خود ِعشق است که در چهره‌ای انسانی تجسم یافته است . دلش دریایی از مهر و عشق و محبت بود . در آن گرماگرم ِجنگ ، هنوز همان دل ِعاشق با او بود و همچنان و بلکه بیشتر از همیشه در دل ِمهربان ِاو امواج ِبلندی از محبت ، در تلاطم و تکاپو بودند . حسین'ع دلش برای کسی می‌تپید . وقتی از خیمه بیرون آمده بود ، فرزند ِشیرخوارش جانی در بدن نداشت . تشنگی رمقش را گرفته بود و مادر شیری نداشت تا به کودکش بنوشاند .
- بـٰاسِط .
حسین ، مظهر ِعشق است . او خود ِعشق است که در چهره‌ای انسانی تجسم یافته است . دلش دریایی از مهر و عشق
در میان ِهمه مردان ، تنها او مانده بود و پسری بیمار که در خیمه روی بستر بود و جانی برای حرکت نداشت .
- بـٰاسِط .
در میان ِهمه مردان ، تنها او مانده بود و پسری بیمار که در خیمه روی بستر بود و جانی برای حرکت نداشت .
دل ِپدر هوای پسر کرده بود . او آخرین هدیه خداوند به خانواده حسین بود و در دل ِپدر ، جایی مخصوص داشت .
- بـٰاسِط .
دل ِپدر هوای پسر کرده بود . او آخرین هدیه خداوند به خانواده حسین بود و در دل ِپدر ، جایی مخصوص داشت
حسین به در ِخیمه خود آمد و صدا زد : پسرکم را بیاورید تا یک بار ِدیگر او را ببینم و با او خداحافظی کنم . پسر ِکوچک ِحسین را آوردند . حسین غرق ِتماشای این هدیه گرانبهای خدا شده بود ‌. شاید لبخندی در میان ِآن همه درد بر لبان ِحسین نقش بسته بود و این لبخند ، هدیه‌ای بزرگ برای پدر بود که در میان ِامواج ِخون ، نوید ِزندگی می‌داد . حسین لب‌های خشک ِکودکش را می‌بوسید و در گوش ِاو چیزی زمزمه می‌کرد . دشت ، غرق ِتماشا بود . شاید فرشتگان نیز از فراسوی آسمان سرک می‌کشیدند تا تموج عشق ِالهی را در چشمان ِعاشق ترین مرد ِزمین مشاهده کنند . خنده‌ای مبهم بر لبان ِخشک ِکودک جریان داشت و حسین در بحبوحه آن همه ماتم ، لبخند می‌زد .