eitaa logo
پایگاه مقاومت بسیج مساجدکچو‌ییه
309 دنبال‌کننده
16.8هزار عکس
8.8هزار ویدیو
511 فایل
امام خامنه ای: در جنگ نرم و جنگ روانی که جنگ روانی یکی از بخشهای جنگ نرم است- هدف دشمن این است که محاسبات طرف مقابل را عوض کند؛ در جنگ نرم، هدف آن چیزی است که در دل شماست، درذهن شماست، در مغز شماست؛ یعنی اراده‌ی شما. 1391/05/16
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 هر بار اینو می‌بینم حرف‌های جدیدی برام داره. از اینکه شیطان و دار و دسته‌ش روی چی تمرکز می‌کنن و چی اذیت‌شون میکنه، از اینکه اگر جایی خوب کار نکنیم کسی کاری به کارمون نداره و اتفاقا مشکلی سر راهمون سبز نمیشه، از اینکه شیطان میخواد کارای مهم رو نابود کنه و مانع انجامشون بشه، از اینکه...
با سلام.، امروز سالروز رحلت حضرت عبدالمطلب پدربزرگ آقا رسول الله (ص) و آقا امیرالمومنین (ع) است.،هدیه به روح مطهر و منورش و اموات خودتان در این روز جمعه صلوات ... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.، التماس دعای فرج🤲.، 🖤🖤🖤
14.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰هوش مصنوعی در خدمت ترور... 🔻در این ویدئوها، با هوش مصنوعی نوعی ریزپرنده ساخته شده است که با تشخیص چهره سوژه و به کمک مواد منفجره‌ای که در آن به کار رفته است می‌تواند مغز را هدف قرار دهد یا اقدام به شلیک کند!
🔅 محفل انس با قرآن فاطمی 🔰 با حضور میهمانان ویژه : 🏷 قاری بین المللی قرآن کریم: استاد حاج از مشهد مقدس 🏷 نخبگان قرآنی جهان اسلام: (شرکت کنندگان برنامه محفل) 🏷 با اجرای مجری توانمند: 🏷اجرای گروه سرود نور کچوییه 🗓 جمعه 9 آذر ماه ۱۴۰۳ ، همراه با نماز مغرب و عشاء 🕌 مسجد جامع کچوییه ┄┅═☘️••❀🌸❀••☘️═┅┄ ستاد برگزاری محفل انس با قرآن کچوییه
🌱🌱 🌸 داستانی بسیار زیبا ✍️ شخصی می گفت: من یک شب بعد از خواندن فاتحه برای❣️ اموات به مسجد مقدس جمکران می رفتم که دیدم دیر وقت شده و تردد ماشین برای جمکران کم شده است ، به هر ماشینی میگفتم یا پر بود یا جمکران نمی رفت. خسته شدم گفتم برگردم و به منزل بروم . یک ماشین آمد گفتم توکلت علی الله ، به راننده گفتم جمکران ، گفت بفرمایید. تا نشستم مسافرین دیگر اعتراض کردند و گفتند که ما جمکران نمی رویم؟‼️ راننده به من گفت ابتدا مسافرین را می رسانم سپس شما را به جمکران می برم. بعد از رساندن آنها به مقصد ، به سمت جمکران رفتیم. گفتم چرا مرا به جمکران می رسانید با اینکه جمکران در مسیر شما نبود ؟ گفت:کسی بگوید جمکران، زانوهای من می لرزد و نمی توانم او را نبرم. مسجد جمکران حکایتی بین من و آقا دارد. گفتم پس لطفی کن ما که همدیگر را نمی شناسیم و بعد از رسیدن هم، از همدیگر جدا می شویم، پس حکایت را تعریف کن. 🔸گفت:شبی ساعت دوازده ، خسته از سرکار به سمت منزل می رفتم، هوا پاییزی و سوز و سرما بود که دیدم یک خانم و آقا به همراه دو بچه کنار جاده ایستاده اند. از کنار آنها که رد شدم، گفتند جمکران. گفتم من خسته ام و نمی برم. مقداری رفتم و بعد فکر کردم، نکند خدا وظیفه ای بر گردن من نهاده و لطف امام زمان(عج) باشد که آنها را برسانم. با وجود کم میلی آنها را به جمکران رسانده و به خانه برگشتم. به بچه هایم گفتم که من امروز آنقدر خسته ام و دیر وقت شده که احتمالا بخوابم و نماز صبح ام قضا بشود، نماز صبح من را بیدار کنید. 🔹ده دقیقه بود که دراز کشیده بودم و تازه خوابم می برد که صدایی به من گفت خوابیدی؟ بلند شو. بلند شدم گفتم: کسی من را صدا زد؟ به خودم گفتم بخواب، خسته ای، هذیان می گویی‼️ دوباره دراز کشیدم نزدیک بود که بخوابم، صدایی دوباره گفت: باز خوابیدی؟ با صاحب صدا صحبت کردم، گفتم چرا نخوابم؟ گفت:برو جمکران. گفتم تازه جمکران بودم برای چه بروم؟ گفت:آن خانواده گریه میکنند و نگران هستند. گفتم به من چه؟ گفت:کیف پولشان در ماشینت جا مانده، برو و آنرا تحویل بده. به خودم گفتم ماشین را نگاه کنم، ببینم اگر خواب می بینم و توهم است، برگردم بخوابم. درِ ماشین را باز کردم دیدم که کیفی در صندلی عقب است. آنرا باز کردم، دیدم که داخل آن چند میلیون پول وجود دارد. 🔻سوار ماشین شدم و رفتم جمکران. دیدم دم دربِ یکی از ورودی ها همان زن با دو بچه اش نشسته و در حال گریه کردن هستند. گفتم:خواهر چرا گریه میکنی؟ گفت:برادر من، شما که نمی توانی کاری بکنی، چرا سوال می کنی؟ گفتم:شوهرتان کجاست؟ گفت:چرا سوال میکنی؟ گفتم:من همان راننده ای هستم که شما را به مسجد جمکران آوردم، گمشده نداری؟ گفت:شوهرم در مسجد متوسل به امام زمان(عج) شده است. گفتم بلند شو، داخل مسجد برویم. به یکی از خدام اسم شوهرش را گفتیم تا صدایش کند، آن مرد با صورت و چشمانی سرخ آمد و شروع به فریاد زد که چرا نمی گذاری به توسلم برسم چرا نمی گذاری به بدبختیم برسم و...؟ زن گفت:این آقا آمده و گفته که مشکلتان را حل میکنم. گفت شما کی باشید؟ کیف را در آوردم و به او دادم. مرد کیف را گرفت و درب آنرا با خوشحالی باز کرد و گفت چرا این را آوردی؟ گفتم آقا به من گفت که بیایم. چهره ها بارانی شد و به زانو افتادند و گفتند یعنی امام زمان(عج) ما را دیده؟ گفتم این جمله برای خود آقا امام زمان (عج) است که می فرمایند: *"«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، و لاناسینَ لِذِکْرِکُمْ»"* دمی زحاجت ما نمی کنی غفلت که این سجیه به جز در شما نمی بینم. ز بس که گَرد معصیت نشسته بر چشمانم تو در کنار منی و تو را نمی بینم. مرد گفت: ما با این پول می خواستیم خانه بخریم و گفتیم اول به جمکران بیاییم و آنرا تبرک کنیم که این اتفاق برایمان افتاد. 💐 تا نیایی گره از کار بشر وا نشود درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود اَللّهُـــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــکَ الفرج 🌻@monjiqoran🌻
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊 🇮🇷 برنامه تشییع شهدای خوشنام کاروان اهالی بهشت در شهرستان لنجان روز دوشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۳ به شرح ذیل است: ۱ - کاروان حضرت زهرا سلام الله علیها : - ساعت ۸ صبح ورنامخواست - ساعت ۳۰ : ۰۸ صبح سده لنجان - ساعت ۹ صبح چمگردان - ساعت ۱۰ صبح زرین شهر •┈┈•🌹🇮🇷☫🌹🇮🇷•┈┈• ۲ - کاروان شهدای غزه : - ساعت ۸ صبح باغبادران - ساعت ۳۰ : ۰۹ صبح چرمهین •┈┈•🌹🇮🇷☫🌹🇮🇷•┈┈• ۳ - کاروان شهدای لبنان : - ساعت ۸ صبح فولادشهر - ساعت ۳۰ : ۰۹ صبح مسکن مهر •┈┈•🌹🇮🇷☫🌹🇮🇷•┈┈• ۴ - کاروان شهدای امنیت : - ساعت ۸ صبح زاینده رود - ساعت ۹ صبح باغشاد - ساعت ۱۰ صبح زرین شهر •┈┈•🌹🇮🇷☫🌹🇮🇷•┈┈• 📍ستاد هماهنگی استقبال از کاروان اهالی بهشت شهرستان لنجان 🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊 📢 لطفا رسانه باشید و اطلاع رسانی فرمایید
💯 دو جمله از آقا ✅ جمله‌ای که محقق شد ⏳ جمله‌ای که ان‌شاءالله محقق می‌شود... 🕌
با سلام.،گنبد آهنین ایران خیلی محکمتر از گنبد آهنین اسرائیله👆.، التماس دعای فرج🤲.