eitaa logo
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
878 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
76 فایل
#مرجع_رسمی اخبار و اقدامات سازمان بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های #نیشابور#زبرخان#میانجلگه با حضور ستایشگران، مداحان، شاعران آیینی، مجمع الذاکرین و هیئات شاخص شهرستانی 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 ارتباطات کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
گوشی رو گذاشت رو شونه ش و گوشش و چسبوند به گوشی و شروع کرد صحبت کردن دوتا چراغ زرد و یه قرمز و رَد کرد گفتم ؛ ممنون از لطفتون خودتون و اذیت نکنین، اصلا عجله ای ندارما هنوز ۴۵ دقیقه دیگه از وقتم مونده گفت ؛ ترسیدی؟ نترس بابا ، رانندگیم همینه ! با خودم گفتم ؛ یا خدا ! بِخُشکی شانس رانندگیش همینه ! خلاصه مسیری رو که هرماه ظرف حداقل ۲۵ دقیقه با ماشین طی میکردم، اونروز حدودا ۱۰ دقیقه بیشتر طول نکشید حواسم به جلو بود که اگه یه وقت مانعی سر راه بود بهش بگم آخه اونقد غرق حرف زدن با گوشی شده بود و پدال گاز و تا آخر فشار میداد که آدم احساس می‌کرد تو پیست مسابقه س فقط یه تیکه واضح شنیدم که گفت ؛ آره با تینام گفتم خدایا ! من که سوار شدم تینایی ندیدم ذهنم درگیر شد نکنه ؟! نکنه کسی عقب ماشین بوده و من متوجه نشدم هر چی فیلم پلیسی دیده بودم اومد جلو چِشام با خودم گفتم ؛ ای حواس پرت ! سوار که شدی ، شیشه ها دودی بود عقب ماشین و ندیدی حالا چوب اعتمادت و بخور ! ۱۲۴هزار پیغمبر و با اینکه ندیده بودمشون و نمی شناختمشون و احضار کردم ۱۲ امام و ۱۴ معصوم و .. دست و پام شُل شده بود گفتم خدا ! چیکار کردم که امروز اینجوری تن و بدن من و می لرزونی ها ؟ سریع خودم و جمع و جور کردم و به خودم نهیب زدم که های دختر ! چته ؟! خودت و جمع و جور کن خدا هست ، عقلت و بکار بنداز یهو صدا زد ؛ تینا یا الّا کاری رو که بهت گفتم انجام بده ! # انتظار ✍ ادامه دارد
📖 تقویم شیعه ☀️ امروز: شمسی: شنبه - ۲۴ تیر ۱۴۰۲ میلادی: Saturday - 15 July 2023 قمری: السبت، 26 ذو الحجة 1444 🌹 امروز متعلق است به: 🔸پبامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلّم ❇️ وقایع مهم شیعه: 🔹امروز مناسبتی نداریم 📆 روزشمار: ▪️4 روز تا آغاز ماه محرم الحرام ▪️13 روز تا عاشورای حسینی ▪️28 روز تا شهادت امام سجاد علیه السلام ▪️38 روز تا شهادت حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها ▪️53 روز تا اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم حافظ محترم کلام وحی سرکار لطفی بدینوسیله کسب رتبه دوم رشته حفظ کل قران کریم در مسابقات کشوری دانشجویان قرآن کریم کشور را که نشان از تلاش، پشتکار و همت والای شماست به جنابعالی، خانواده محترم و خانواده بزرگ مداحان که در به ثمر رسیدن این تلاش همواره یاور و پشتیبان شما بوده‌اند تبریک عرض می‌کنم. قطعاً اهداف ارزشمند و والای شما به این موفقیت ختم نمی‌شود و این پیروزی مقدمه‌ای برای ترقی و پیشرفت‌های بزرگ شما در آینده خواهد بود. در پناه قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) محفوظ باشید. کانون وبسیج مداحان نیشابور
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عرض سلام و احترام خدمت همکاران گرامی خواهران عزیزم ،خصوصا بچه های گل ریحانه الحسین(ع) بچه ها توجه بفرمایید ؛ برنامه همایش فردا یه برنامه خانوادگیه تقریبا یکی دو ساعت اوّل درجریان همایش و برنامه قرار می‌گیریم وبقیه در اختیار خودمون و خانواده هستیم ان شاءالله شما عزیزان میتونید در صورت تمایل ، یه شام مختصرم با خودتون بیارین و ضمن استفاده از مناظر طبیعیِ طبیعتِ قشنگِ اردوگاه در کنار خانواده ی عزیز خودتون و خانواده ی صمیمیِ همکارانتون لذّت ببرین و تشکر ویژه از روسای محترم کانون و بسیج ِخانواده بزرگ مداحان شهرستان نیشابور بابت تدارک این همایش فرهنگی تفریحی و در حد خودش بدیع و نو مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) بسیج و کانون مداحان واحد خواهران
هدایت شده از بانوی وکیل
♦️ در آستانه اقامه عزای اباعبدالله 💢 اجتماع بزرگ سیاهپوشان 💢 ❇️تشریح و تبیین بایدها و نبایدهای عزاداری سیدالشهداء ❇️ بزرگداشت روز قشر بسیج مداحان و هیات مذهبی 📜 از ستایشگران مذهبی، مداحان، شعرا و هیات مذهبی مشهد مقدس دعوت می شود در این مراسم حضور بهم رسانند. ◾️ شنبه ۲۴ تیرماه ساعت ۲۰ ◾️قاسم آباد، شاهد ۵۷ مسجد حضرت ابوالفضل (ع) 🔰 کانون بسیج مداحان ناحیه یاسر 💠 سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی ✅ @madihesara
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
مواظب باشیم یه وقت با مسلمونیمون ، کسی رو از دین بی‌دین نکنیم !! هوا یه تیکه آتیش بود، هر چی دَم
صداش و بلندتر کرد ؛ یاالّا تینا مگه نشنیدی چی گفتم ؟ یاالّا عروسک و بزا تو سبد شده بودم عین یه آدمی که تو ظِلِّ گرما و هوای داغ ، یه پارچ آب یخ، از فرق سر تا نوک پاش ریخته باشن عین رُباتای نیمه جون یه ذرّه سرم و چرخوندم سمت راننده دیدم دوتا دستِ جفت شده، کنار شونه هام رو صندلیَن سرم و کشیدم بالا نِگام با نگاه تینا گره خورد چه صحنه ای بود اون صحنه ! فِیس تو فِیس اونم با کی ؟ با تینا ! شکار لحظه ها بود اون لحظه بخدا ! گفتم ببخشید خیلی مزاحم شدم اگه اجازه بدین دیگه زحمت و کم کنم ؟ خندید و گفت ؛ نجسه ؟! یه تَشَر به تینا زد و گفت؛ تینا برگرد سَرِ جات ، خانوم و اذّیت کردی یعنی تو اون لحظه نمیدونستم بخندم یا .. گیرِ یه آدم سِمِجی ام افتاده بودم که انگار نذر کرده بود تا من و نرسونه آروم نگیره گفتم ؛ بهتون میخوره تحصیلکرده باشین گفت ؛ اگه میخوره که هستم دیگه گفتم ؛ چی میخونین ؟ گفت ؛ پزشکی البته میخوندم امّا حالا دیگه درس خوندن علّافیه ! گفتم ؛ جدّی میگین ؟! گفت ؛ ببین؛ من با خودمم شوخی ندارم چه برسه به تو گفتم ؛ معذرت میخوام قصد جسارت نداشتم دیدم اینجوری نمیشه با این خانوم باید مدل خودش حرف بزنم لَحنمُ و عین لَحن خودش کردم و گفتم ؛ حیفِت از خودت نمیاد ؟ # انتظار