eitaa logo
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
878 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
76 فایل
#مرجع_رسمی اخبار و اقدامات سازمان بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های #نیشابور#زبرخان#میانجلگه با حضور ستایشگران، مداحان، شاعران آیینی، مجمع الذاکرین و هیئات شاخص شهرستانی 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 ارتباطات کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم حافظ محترم کلام وحی سرکار لطفی بدینوسیله کسب رتبه دوم رشته حفظ کل قران کریم در مسابقات کشوری دانشجویان قرآن کریم کشور را که نشان از تلاش، پشتکار و همت والای شماست به جنابعالی، خانواده محترم و خانواده بزرگ مداحان که در به ثمر رسیدن این تلاش همواره یاور و پشتیبان شما بوده‌اند تبریک عرض می‌کنم. قطعاً اهداف ارزشمند و والای شما به این موفقیت ختم نمی‌شود و این پیروزی مقدمه‌ای برای ترقی و پیشرفت‌های بزرگ شما در آینده خواهد بود. در پناه قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) محفوظ باشید. کانون وبسیج مداحان نیشابور
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عرض سلام و احترام خدمت همکاران گرامی خواهران عزیزم ،خصوصا بچه های گل ریحانه الحسین(ع) بچه ها توجه بفرمایید ؛ برنامه همایش فردا یه برنامه خانوادگیه تقریبا یکی دو ساعت اوّل درجریان همایش و برنامه قرار می‌گیریم وبقیه در اختیار خودمون و خانواده هستیم ان شاءالله شما عزیزان میتونید در صورت تمایل ، یه شام مختصرم با خودتون بیارین و ضمن استفاده از مناظر طبیعیِ طبیعتِ قشنگِ اردوگاه در کنار خانواده ی عزیز خودتون و خانواده ی صمیمیِ همکارانتون لذّت ببرین و تشکر ویژه از روسای محترم کانون و بسیج ِخانواده بزرگ مداحان شهرستان نیشابور بابت تدارک این همایش فرهنگی تفریحی و در حد خودش بدیع و نو مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) بسیج و کانون مداحان واحد خواهران
هدایت شده از بانوی وکیل
♦️ در آستانه اقامه عزای اباعبدالله 💢 اجتماع بزرگ سیاهپوشان 💢 ❇️تشریح و تبیین بایدها و نبایدهای عزاداری سیدالشهداء ❇️ بزرگداشت روز قشر بسیج مداحان و هیات مذهبی 📜 از ستایشگران مذهبی، مداحان، شعرا و هیات مذهبی مشهد مقدس دعوت می شود در این مراسم حضور بهم رسانند. ◾️ شنبه ۲۴ تیرماه ساعت ۲۰ ◾️قاسم آباد، شاهد ۵۷ مسجد حضرت ابوالفضل (ع) 🔰 کانون بسیج مداحان ناحیه یاسر 💠 سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی ✅ @madihesara
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
مواظب باشیم یه وقت با مسلمونیمون ، کسی رو از دین بی‌دین نکنیم !! هوا یه تیکه آتیش بود، هر چی دَم
صداش و بلندتر کرد ؛ یاالّا تینا مگه نشنیدی چی گفتم ؟ یاالّا عروسک و بزا تو سبد شده بودم عین یه آدمی که تو ظِلِّ گرما و هوای داغ ، یه پارچ آب یخ، از فرق سر تا نوک پاش ریخته باشن عین رُباتای نیمه جون یه ذرّه سرم و چرخوندم سمت راننده دیدم دوتا دستِ جفت شده، کنار شونه هام رو صندلیَن سرم و کشیدم بالا نِگام با نگاه تینا گره خورد چه صحنه ای بود اون صحنه ! فِیس تو فِیس اونم با کی ؟ با تینا ! شکار لحظه ها بود اون لحظه بخدا ! گفتم ببخشید خیلی مزاحم شدم اگه اجازه بدین دیگه زحمت و کم کنم ؟ خندید و گفت ؛ نجسه ؟! یه تَشَر به تینا زد و گفت؛ تینا برگرد سَرِ جات ، خانوم و اذّیت کردی یعنی تو اون لحظه نمیدونستم بخندم یا .. گیرِ یه آدم سِمِجی ام افتاده بودم که انگار نذر کرده بود تا من و نرسونه آروم نگیره گفتم ؛ بهتون میخوره تحصیلکرده باشین گفت ؛ اگه میخوره که هستم دیگه گفتم ؛ چی میخونین ؟ گفت ؛ پزشکی البته میخوندم امّا حالا دیگه درس خوندن علّافیه ! گفتم ؛ جدّی میگین ؟! گفت ؛ ببین؛ من با خودمم شوخی ندارم چه برسه به تو گفتم ؛ معذرت میخوام قصد جسارت نداشتم دیدم اینجوری نمیشه با این خانوم باید مدل خودش حرف بزنم لَحنمُ و عین لَحن خودش کردم و گفتم ؛ حیفِت از خودت نمیاد ؟ # انتظار
برگشت سمت من و گفت ؛ دو سه بار تو بیمارستان بستری شدم دکترا گفتن مال این سگه س گفتم ؛ پس چرا آخه ؟! با یه غیرت خاصی گفت ؛ رفیقمه بابا ! گفتم ؛ یعنی بین آدما یه رفیق، بهتر از تینا پیدا نکردی؟ گفت ؛ به باوفایی تینا پیدا نکردم ! میدونستم نه اون حال نصیحت شنیدن داره و نه من اهلش بودم که فقط با حرف بخوام قانعش کنم جرات نمیکردم اسم سگ و بیارم آخه معلوم بود روش خیلی تعصّب داره گفتم راست میگی ، تیناها خیلی باوفان ! ولی وفای تیناها فقط غریزیه و از رو عقل و منطق نیست اینا مثل رُباط و طبق غریزه شون رفتار میکنن اما وفای آدما از جنس عقل و احساس و منطقه برا همینه که هم پایدارتره و هم قشنگتره ! گفت ؛ ببین حرفات قشنگه ولی همین یه ذرّه غریزه رَم تو آدمایی که میگی پیدا نکردم ! دیگه ادامه ندادم ، فهمیدم باید یه زخم عمیقی خورده باشه که هنوز جاش مونده و دردش و احساس میکنه ! # انتظار
رسیدم سَر کوچه ای که باید پیاده میشدم اَزَش تشکر کردم در ماشین و بستم و داشتم میرفتم که صدام زد سَرَم و بردم تو ماشین و گفتم؛ جانم ؟ گفت ؛ من چادر ندارم بیشتر وقتا روسری ام ندارم بقول شما حجاب ندارم ولی ببین؛ چادر و دوست دارم ! حجاب و دوست دارم ! اصلا میدونی چرا سَوارِت کردم ؟ سرم و به علامت ندونستن ،تکون دادم تا حرفش قطع نشه و ادامه بده ادامه داد وگفت ؛ دیدم هوای گرم و چادر سیاه و خلاصه خیلی گَرمِت میشه با خودم گفتم ؛ نکنه یه وقت از چادُرت خسته شی ! نکنه یه وقت با خودت بگی ؛ چرا باید اینجوری باشم اونم تو هوای گرم ؟! ترسیدم چادرت و بزاری کنار و بشی یکی عینِ من !
قُفل شده بودم ! بدنم ، زبونم ! و اون ، با حرفاش و کارِش من و نصیحت می‌کرد! بهش گفتم ؛ با تو بهم خوش گذشت بهم یه درس بزرگ دادی خندید گفتم ؛ اگه وقت داری یه چایی روضه با هم بخوریم جیگرت حال میاد ! با همون لحن مخصوصش گفت؛ دیگه خیلی صمیمی نشو خُب؟ یالّا برو رَدِّ کارِت سَرَمُ و به علامت تسلیم تکون دادم و داشتم میرفتم که بلند صدا زد ؛ ببین ؛ فقط برام دعا کن ! دعا کن برگردم !! شده بودم عین کسی که وسط روضه ی قتلگاهه ! اشکام میرفت و .‌‌. تو چِشاش نِگا کردم تو چِشام نِگا کرد گریه م گرفت گریه ش گرفت با آرنج ،اشکش و پاک کرد پاش و گذاشت رو پدال و تخته ش کرد و دیگه تو خیابون گُم شد ! گُم شد و من ..! ومن به انتهای خیابونی که توش گُم شده بود نگاه میکردم و اشکام میرفت از خودم خجالت کشیدم خدایا ! یعنی هر روز چقد از این بچه ها تو این خیابونا گُم میشن و ما بیخیال همه ی اونا میریم روضه و انگار نه انگار که ..؟! اشکام و با گوشه ی چادرم پاک کردم و یه نیگا به ساعت گوشیم کردم با سرعتی که صاحب تینا من و رسوند هنوز نیم ساعت به شروع مجلس مونده بود خدایا چیکار کنم ؟ نه رویی که نیم ساعت زودتر برم خونه صابخونه نه جایی که بخوام وقت بگذرونم مونده بودم وسط کوچه حیرون که .. # انتظار ✍ ادامه دارد
همایش خانوادگی بزرگ مداحان در آستانه ورود به ماه محرم الحرام یکشنبه 25 تیر ماه 1402 ساعت 17 الی 19 عصر اردوگاه شهید رجایی _ جاده باغرود کانون و بسیج مداحان شهرستان نیشابور
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا