eitaa logo
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
880 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
76 فایل
#مرجع_رسمی اخبار و اقدامات سازمان بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های #نیشابور#زبرخان#میانجلگه با حضور ستایشگران، مداحان، شاعران آیینی، مجمع الذاکرین و هیئات شاخص شهرستانی 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 ارتباطات کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بانوی وکیل
♦️حضور خواهران مداح، ستایشگر و مدیران جلسات روضه های خانگی مشهد مقدس ♦️سخنرانی استاد خواهر اسدی و ارائه مسئول سازمان پیرامون قدمت و جریان ساز بودن روضه های خانگی در تاریخ اسلام، وظایف و جایگاه مداح، سخنران و هیئت دار از منظر اهل بیت و اسلام، لزوم تبیین گفتمان ولایت در جلسات مذهبی.... ♦️اهداء شال عزای سیدالشهداء به ستایشگران خواهر توسط مسئول سازمان ⚜ تجلیل از بانوی پیشکسوت عرصه ستایشگری، سرکار حاجیه خانم زهرا احمدی به پاس یک عمر نوکری اهل بیت 🌺 تشکر و قدردانی از حضور پر برکت خواهران ستایشگر بسیجی 💢تقدیر فروان از زحمات و پیگیری های استاد سرکار خانم ضیایی، مسؤل هیئت ریحانة النبی 💢 قدردانی از زحمات سرکار خانم خیری و اعضای شورای خواهران سازمان ❇️ سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی@madihesara
به خَلوتیش نگاه نکنین ! بقیّه شون تو خیمه های سراسر شهر مشغول خدمت رسانی ان به صمیمیّتش نگاه کنین که یه نفرشون اندازه ی ۱۰ نفر کارایی دارن بچه ها خدانگهدارتون باشه ان شاءالله مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) بسیج و کانون مداحان واحد خواهران ۱۴۰۲/۴/۲۸
ورود_کاروان_به_کربلا چه شد که ریخت دلم بی هوا، نمی‌دانم چقدر دلهره دارم، چرا پریشانم من از شلوغی این نخل‌ها هراسانم حسین گریه نکن جان من، نسوزانم چه بوی سیب عجیبی گرفته این صحرا چقدر نام حزینی‌ست نام کرب و بلا بیا و مرهم غم‌های بی شمارم باش قرار، رفته ز جان و دلم، قرارم باش همیشه روشنی چشم‌های تارم باش شبیه فرصت این سال‌ها کنارم باش به زیر سایه‌ی لطفت، خیال من تخت است نبودنت به کنارم، تصورش سخت است نبین که در دل این دشت اسیر خَناسیم نبین که در به درِ خلقِ قدر نشناسیم اگرچه آینه هستیم اگرچه حساسیم هزار شکر که ما در پناه عباسیم به سوی تشنه لبان با شتاب می‌آید به هیبت پدرم بوتراب می‌آید دلم خوش است به دیدار روی پیغمبر بگو قدم بزند باز هم علی اکبر صدای رحمت وحی است گریه‌ی اصغر سکینه‌ات چقدر رفته است بر مادر فدای روی رقیه که مثل خورشید است گمان کنم کمی از اهل کوفه ترسیده است نگاه کن همه مهمان قوم نامردیم دروغ بود همه نامه‌ها و دلسردیم اگر صلاح بدانی بیا که برگردیم خودت ببین که عزیزم، کفن نیاوردیم نصیب پیکرت اینجا حصیر خواهد شد به دست حرمله، زینب اسیر خواهد شد