eitaa logo
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
882 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
76 فایل
#مرجع_رسمی اخبار و اقدامات سازمان بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های #نیشابور#زبرخان#میانجلگه با حضور ستایشگران، مداحان، شاعران آیینی، مجمع الذاکرین و هیئات شاخص شهرستانی 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 ارتباطات کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
از یک جایی ببعد، وقتی با گروهی قرار میگیری و می‌بینی کاری که می‌کنند مخالف عقاید و علاقه‌های قلبی‌ات
نام قاتل او در زیارت ناحیه ذکر شده. بِشْر بن خَوط هَمْدانی که لعنت خدا بر او باد. در جمل کنار امیرالمومنین شمشیر میزد. در کربلا اما مقابل پسر علی علیه‌السلام قد علم کرده بود و پسر عموی حضرت یعنی جناب جعفر بن عقیل را به شهادت رساند. کربلا خوب به ما میفهماند اگر کسی سابقه حضور در جنگی که امام در آن بوده را داشته، عاقبتش باید مورد بررسی قرار بگیرد و سبک زندگی‌اش. حتما از جایی لقمه‌ای حرام او را از مسیر امام دور کرده. انچه مهم است پای امام ماندن است. اگر آن زمان کسی بوده دیگر تضمینی وجود ندارد که اکنون همان باشد. پس چه میشود کرد؟ حالا بیاییم پناه بر خدا، زبانم لال کل سپاه امام در روز جمل را ببریم زیر سوال  که این فرد درونش نخاله بوده؟ یا ببینیم او بعد از جمل یا در همان لحظات جمل پیرو خط چه کسی شده و  و شک چگونه به قلبش رخنه کرده و به کدام طریق؟ کدام تو را به حقیقت نزدیک میکند؟  خیلی ها این روزها حق و باطل برایشان گم شده. زیر علم حرامزاده های بسیاری رنگ لباس عوض کردند و گفتند مشکی ما در روزی از روزهای شهریور است و  اصلا کدام محرم و کدام حسین؟. اینها خط را گم کردند. اصلیت همان خیمه گاه حسین‌بن علی است. انسان باید تنها راه مستقیم راه علی علیه السلام و فرزندانش را طی کند. غیر این راه همه بیراهه است به طوری که تو را از دوشادوشی امام به قاتل یاران او می‌رساند. زیارت عاشورای شب نهم هدیه به جناب جعفر بن عقیل بن ابیطالب آن سینه زن تا دم آخر پای علم حسین علیه السلام. واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو اگر بودی و می‌شنیدی صدای ناله‌های او را در پای جنازه پسر، و می فهمیدی که این رضا شدن به رضای خداوند، چه کار مشکلی است: وای فرزندم! وای پسرم! وای نور چشمم! وای علی اکبرم! وای پاره جگرم! وای همه دل‌م! وای تمام هستی‌ام! امام، با دست های لرزان‌ش، خون را از سر و صورت و لب و دندان علی می‌سترد و با او نجوا می‌کرد: تو! تو پسرم! رفتی و از غم های دنیا رها شدی و پدرت را تنها و بی‌یاور گذاشتی. و بعد خم شد و من گمان کردم به یافتن گوهری‌. و خم شد و من گمان کردم به بوییدن گلی. و خم شد و من با خودم گفتم به بوسیدن طفل نوزادی. و خم شد و من به چشم خودم دیدم که شانه های او چون ستون های استوار جهان تکان می‌خورد و می‌رود که زلزله‌ای آفرینش را در هم بریزد‌. و با گوش های خودم از میان گریه‌هایش شنیدم که: دنیا پس از تو نباشد، بعد از تو خاک بر سر دنیا! واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
و در این میانه به گمانم به عباس بیش از بقیه سخت گذشت. کسی که گریه می‌کند به آرامشی هرچند نامحسوس دست می‌یابد. اما کسی که بغض، گلویش را می فشرد و اشک در پشت پلک هایش جمع میشود و اجازه گریستن به خود نمیدهد، بیشتر در خودش می‌شکند و مچاله می‌شود. حال اگر او بخواهد تسلی بخش دیگران هم باشد، دشواری اش صد چندان می شود. مثل عمود خمیده‌ای که بخواهد خیمه‌ای را سرپا نگه‌دار‌د. نگاه می دارد، اما به قیمت شکستن خود. واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD