eitaa logo
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
882 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
76 فایل
#مرجع_رسمی اخبار و اقدامات سازمان بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های #نیشابور#زبرخان#میانجلگه با حضور ستایشگران، مداحان، شاعران آیینی، مجمع الذاکرین و هیئات شاخص شهرستانی 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 ارتباطات کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو اگر بودی و می‌شنیدی صدای ناله‌های او را در پای جنازه پسر، و می فهمیدی که این رضا شدن به رضای خداوند، چه کار مشکلی است: وای فرزندم! وای پسرم! وای نور چشمم! وای علی اکبرم! وای پاره جگرم! وای همه دل‌م! وای تمام هستی‌ام! امام، با دست های لرزان‌ش، خون را از سر و صورت و لب و دندان علی می‌سترد و با او نجوا می‌کرد: تو! تو پسرم! رفتی و از غم های دنیا رها شدی و پدرت را تنها و بی‌یاور گذاشتی. و بعد خم شد و من گمان کردم به یافتن گوهری‌. و خم شد و من گمان کردم به بوییدن گلی. و خم شد و من با خودم گفتم به بوسیدن طفل نوزادی. و خم شد و من به چشم خودم دیدم که شانه های او چون ستون های استوار جهان تکان می‌خورد و می‌رود که زلزله‌ای آفرینش را در هم بریزد‌. و با گوش های خودم از میان گریه‌هایش شنیدم که: دنیا پس از تو نباشد، بعد از تو خاک بر سر دنیا! واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
و در این میانه به گمانم به عباس بیش از بقیه سخت گذشت. کسی که گریه می‌کند به آرامشی هرچند نامحسوس دست می‌یابد. اما کسی که بغض، گلویش را می فشرد و اشک در پشت پلک هایش جمع میشود و اجازه گریستن به خود نمیدهد، بیشتر در خودش می‌شکند و مچاله می‌شود. حال اگر او بخواهد تسلی بخش دیگران هم باشد، دشواری اش صد چندان می شود. مثل عمود خمیده‌ای که بخواهد خیمه‌ای را سرپا نگه‌دار‌د. نگاه می دارد، اما به قیمت شکستن خود. واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
به یاد شهید ظهر تاسوعا... واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
میگفت «تو میگویی روز تاسوعا، من میگویم از اشک شسته شدن...» . @BASIJMD
اگر اغتنام فرصت‌ها ، یک مصداق داشته باشدیقینا فرصتِ محرم است.چه چیز بالاتر از فرصتِ هدایت و نجات؟! واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
عرض سلام احترام تسلیت و تعزیت و آرزوی قبولی عزاداریها فرا رسیدن تاسوعای حسینی را خدمت همه ی شیعیان و محبّان حضرتش، تسلیت و تعزیت عرض مینماییم مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) بسیج و کانون مداحان واحد خواهران
منبری ها مداحان دغدغه مند بخدا مسئولیم اگر از این فرصتی که در محافل ،در اختیار ما گذاشته شده برای انقلاب کار نکنیم و از نظام اسلامی و رهبری دفاع و مظلومیت زدایی نکنیم. مسئولیم اگر منافقین و ظالمین را رسوا نکنیم. واحدرسانه بسیج ومداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
هدایت شده از بانوی وکیل
❇️ بازدید از هیئت خیمه الحسین (ع) منطقه توس شاهنامه 🔰 در همراهی و معیت با دکتر طباطبایی معاون سیاسی استاندار و مهندس امیر فریدنیا مدیرکل دفتر امور سیاسی ♦️ با حضور اعضای شورای شهر، شورای هیات مذهبی و شهردار منطقه ◾️بررسی و پیگیری مشکلات مردم در هیات ◾️ارائه و تشریح خدمات دولت و شهرداری به مردم 🇮🇷 سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی@madihesara
اگر عباس باشی، آب نخوردن در اوج عطش به سادگی آب خوردن خواهد بود. اگر عباس باشی و در حسین ذوب شده باشی، مثل آب نخوردن،آب نخواهی خورد. کربلا چه الگوی شگفتی است! آب نخوردن ساقی تشنه لبش هم حکایت ها دارد... اینجا انجام نداده ها هم الگو می آفریند. سالهاست در روضه های حضرت عباس به این اتفاق به ظاهر کوتاه اما بلند و ژرف فکر میکنم: درآن لحظه عطش نوش در جان زلال ساقی چه جریان داشت؟ راز عطش ساقی چه بود؟ حضرت عباس چگونه و با کدام منطق و الگو از آن انتخاب سربلند بیرون آمد؟ سهم ما ازاین انتخاب زلال چیست؟ چگونه در مواقع سخت تصمیم گیری، به برکت حضرت عباس روسپید باشیم؟ به راستی چه پشتوانه ای باید داشته باشی تا چنین هنرنمایی کنی؟ از انتخاب عاشورایی حضرت عباس به انتخاب های خودمان هم نگاهی بیندازیم و ببینیم برای انتخاب درست به چه چیزهایی باید توجه داشته باشیم و چه لوازمی را ملتزم باشیم؟ واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
نام قاتل او در زیارت ناحیه ذکر شده. بِشْر بن خَوط هَمْدانی که لعنت خدا بر او باد. در جمل کنار امیرال
او پرده کنار زد و تغییر کرد. در ماجرای زهیر دنبال دیالوگی نیستم، یقین دارم که او در راه نزدیک شدنش به خیمهٔ اباعبدالله، ضربان قلبش شدت گرفت، طوری که صدای گامهایش و نفسهایش یکی شده بود. یقین دارم وقتی پردهٔ خیمه را بالا زد و حضرت را در انتهای خیمه منتظر خویش یافت، همان نگاه، کارش را یکسره کرد. مگر ما چگونه بودیم؟ نه که بخواهم خدایی نکرده خودمان را با جناب زهیر مقایسه کنم. که حتی ازاین کلمه نیز شرم دارم. هرگز. منتهی بحث، بحثِ همان گوشه نگاهی‌ست که تو را زیر و رو میکند. ما هم پرده‌ ورودی شش‌گوشه را که کنار زدیم دیدیمش، در آن انتها منتظر در آغوش کشیدن ما بود تا زیر و رویمان کند. من هرگاه که کربلا می‌روم و پردهٔ ورودی صحن را کنار میزنم یاد زهیر میفتم و میگویم بیشتر چون زهیر فقط پرده‌ خیام را کنار نزد. او پرده های جهالت و ناآگاهی را از خود زدود، او لعن دشمنان را درون خودش جای داد و حب علی پیش رویش را نورانی کرد، او با کنار زدن پرده‌ خیمه هم تولی را برداشت کرد و هم تبری را. او مجمع جملهٔ انی سلم لمن سلمکم و حرب لمن حاربکم شد. دیدار روی اباعبدالله همچین جایگاهی دارد رفقا. بگونه ای تو را تغییر میدهد که حسش میکنی. توانایی دارد که تو را تا شهادت در رکاب ولی خدا برساند. فقط نباید از دستش بدهی. زهیر میتوانست وقتی بیرون شد و پرده را انداخت دوباره میان خود و عشق، حجاب پشت حجاب اندازد. اما زهیر ماند. عاشورا تو را به ماندن پای امام میخواند. از میان برخیز که حجاب خود تویی. نیست شو. زیارت شب عاشورا هدیه به زهیر بن قین. واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور @BASIJMD