عرض سلام احترام و آرزوی قبولی طاعات و عزاداریها
خواهران عزیزم خصوصا بچه های گل ریحانه الحسین(ع) توجه بفرمایید ؛
یه برنامه ی اردویی برا شما عزیزان تدارک دیده شده
یه اردوی زیارتی همراه با پذیرایی
یه تجدید قوای معنوی و یه تجدید قوای جسمی و فکری
قراره ان شاءالله ۵شنبه همین هفته به همّت بسیج و کانون مداحان و به دعوت همکار عزیزمون سرکار خانم فاطمه سلامی بزرگوار بریم امامزاده حبیب (ع) حاجی آباد
عزیزانی که تمایل دارن تو این برنامه شرکت کنن لطفا پیوی اعلام آمادگی بفرمایند
روز۵شنبه ۱۴۰۲/۵/۱۹
ساعت رفت ۱۱ تا ۱۱ونیم
برگشت بعد از ناهار ساعت ۲الی ۳
بچه ها؛
زمان رفت و برگشت ، کوتاه انتخاب شده تاشما عزیزان ، ضمن اینکه یه شارژِ معنوی میشین بتونین به مجالستون هم برسین
وعزیزانم البته تلاش ریاست محترم بسیج جناب حاج آقای عراقی بر اینه که کرایه رفت و برگشت رایگان باشه ولی خُب شاید امکانش وجود نداشته باشه ، پس به مقدار کرایه همراه خودتون داشته باشین
مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) بسیج و کانون مداحان واحد خواهران
هدایت شده از بانوی وکیل
🔰 برگزاری جلسه با سردار افراسیابی، جانشین فرماندهی سپاه امام رضا علیه السلام
🔻 باحضور سرهنگ عفت پناه جانشین ستاد اقشار بسیج سپاه امام رضا علیه السلام و اعضای شورا
◾️ بررسی و پیگیری روند مأموریت جهاد تبیین در بین ستایشگران مذهبی
◾️ارائه گزارشی از عملکرد سازمان بسیج مداحان و هیآت مذهبی خراسان رضوی در ایام ماه محرم
◾️ ارائه گزارش از روند اقدامات رسانهای سازمان بسیج مداحان خراسان رضوی
💠 سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاری در حد موشک هایپرسونیک در علم پزشکی
لحظه بینا شدن بانوی شیرازی بعد از ۴۲ سال در یک عمل جراحی پیچیده و ۶ ساعته.
یک تکنولوژی فوق پیشرفته توسط متخصصان ایرانی
این دست اخبار را به گوش آن فرد حقیر برسانید که گفت علم از اروپا به ایران سرازیر میشود .
#ایران_قوی
#واحدرسانهبسیجوکانونمداحاننیشابور
@BASIJMD
آمریکا سلطان دریاها است؛ اما روی زمین حرفی برای گفتن ندارد؛ قدرت هوایی اش نیز فقط به درد آمریکای شمالی میخورد و در مناطق دیگر، طیاره هایش محتاج ناوها هستند؛ و ناوها هدفهای جذابی برای موشک های رادار گریز نقطه زن ایران؛
تنها کشوری که در دریا ابهت آمریکا را به سخره گرفته ایران اسلامی است!
عبدالرحیم انصاری
#ایران_قوی
#واحدرسانهبسیجوکانونمداحاننیشابور
@BASIJMD
هدایت شده از بانوی وکیل
💠 در آستانه ۱۷ مردادماه و روز خبرنگار
🔷 بازدید از دفتر و تحریریه روزنامه جوان نمایندگی استان خراسان رضوی و عرض خدا قوت به همکاران رسانه ای
🔻 به اتفاق تعدادی از همکاران
🔵 ادای احترام به شهدای اصحاب رسانه و تشکر از زحمات صادقانه، خالصانه و مجاهدانه فعالین رسانه که پایبند به ارزشها و منافع ملی میباشند.
🔹روزنامه وزین جوان سه دهه پرچمدار خط مقدم دفاع از انقلاب اسلامی، ولایت فقیه و ارزشها
🔹اصحاب رسانه پیش قراول مقابله با هجمههای رسانهای دشمن و حضور موثری در جبهه جهاد تبیین
♦️ قدردانی از سرکار خانم کیانی مسئول دفتر نمایندگی روزنامه جوان در استان و همکاران گرامی
✅ سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی
✅ @madihesara
تو کفِ این آیه مونده بودم که خدا
این حرفِت یعنی چی ؟!
( اِن تَجتَنِبوا کبائِرَ ما تُنهَونَ...
اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی شده اید دوری کنید ، بدیهای کوچک شما را می پوشانیم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد میکنیم )
سوره نساء آیه ۳۱
منتظر اتوبوس تو ایستگاه نشسته بودم و موبایلم و چِک میکردم
صدای غُر و لُندِ یه پیرزن ، سَرم و کشوند به سمتش
چه دنیای بی درو پیکری شده !
پیرِ خِرِفت ، خجالت نمیکشه
برا من ترمز میزنه میگه بیا سوارشو
با اینکه نمیدونستم جریان چیه ولی یه آن از اون تصوّراتی که ممکنه برا شمام پیش اومده باشه، سراغم اومد
تو دلم به حرفش خندیدم و با خودم گفتم ؛
آخه ننه! کی به تو کار داره ؟!
تویی که عزرائیل دور سَرت ، پرپر میزنه و فقط منتظر یه اشاره ی خُداس
بویِ الرَّحمانتم که از صد فرسخی مَشام آدم و نوازش میده
کی به تو کار داره ها ؟!
یه آن بلند صدا زد که؛
آهای دختر ، گوشِت با منه ؟
گفتم ؛ جان ننه؟ چیزی شده ؟
سَری به علامت نَفهمیِ من تِکون داد و گفت ؛
شمام که مُدام سَرتون تو این موبایلاس
چی داره تو این وامونده ها که از همه چی اَنداختتون؟
سریع و بدون اینکه حتی اینترنت موبایل و خاموش کنم گذاشتمش توکیفم و گفتم ؛
گوشم با شماست ننه
چی شده مادرجان؟
دوباره عینِ نوار ، برگشت سَرِ خط
اون مَرده رو دیدی رفت ؟
گفتم ؛ کدوم و بی بی ؟
با دستش به وسطِ خیابونِ پُر از ماشین اشاره کرد و گفت ؛ اوناهاش ، اون ماشینه رو میگم
خدا من وببخشه ، بدون اینکه بفهمم کدوم و میگه
گفتم آره بی بی دیدم
حالا چی شده مگه ؟
گفت ؛ میخواستی چی بشه ؟
پیرمرده یه پاش لَب گوره ، جلو پام ترمز زده میگه بیا سوارشو
منم لِنگ کفشم و درآوردم
محکم کوبوندم تو صورتش!
یه ذرّه اَزَش فاصله گرفتم و گفتم ؛ ای وَل ننه !
یعنی چی که ترمز بزنه اونم جلو یه خانومِ مُتشخّص؟
حقّش بوده واقعاً
ولی ته دلم میخندیدم و..
بابا تو دیگه خیلی قاطی یی ننه !
قیافه ی حق به جانبی گرفت و گفت؛ معلومه که حقّش بود
از اون بیشترم حقّش بود
گفتم ؛ ننه !
از کجا فهمیدی قصد بدی داره ها؟!
مگه قیافش چجوری بود؟
جوون بود ؟
تو دلم به سوالات خودم میخندیدم ولی خُب مجبور بودم برا تسلّایِ دلِ پیرزن باهاش حرف بزنم
گفت ؛ نه بابا ! جوون ؟
یه پاش لب گور بود
یه پیرَن سیام تنش بود
گفتم بی بی؟
گفت ؛ اینقد نگو بی بی ، من جای مادرتم
گفتم ؛ ببخشید مادرجان
فکر نمیکنی واقعاً بنده خدا دلش به حالت سوخته و خواسته تو هوای گرم سوار ماشینت کنه و یه ثوابی ببره ؟
یهو انگار که سکته کنه ، سرش افتاد رو دستام و بیهوش شد ..
# انتظار
ادامه دارد ✍
چیزی که میتواند یک جامعه را از درون تهی کند و همه هویت تاریخیاش را از آن بگیرد، «عدم آگاهی» است.اذهان خاموش و غیر عمیق، نه تنها روشنیبخش نیستند که حتی قدرت درک روشنایی را هم ندارند.
#واحدرسانهبسیجوکانونمداحاننیشابور
@BASIJMD