وقتی تحت هر شرایطی هدف شما باهم بودن و کنار هم بودنه حتی اگه سنگ...
نه! نه نمیخوام این و بگم ! چون اصلا خدا مگه دلش میاد غیر بارون رحمتش چیز دیگه ای رو به شماها نازل کنه؟!
وقتی شما اینطور هم و دوست دارین و به هوای هم تو هوای سرد و بارونی از راه دور میاین
پس ببینین خدای شما چقدر شما رو میخواد که در حقتون این آیه رو نازل کرده ؛
(هل جزاءالاحسان الا الاحسان ؟!
آیا پاداش نیکی جز نیکی است ؟!)
سوره الرحمن آیه ۶۰
مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) کانون و بسیج مداحان واحد خواهران
۱۴۰۱/۱۱/۱۲
از قدرت تو هر چی بگم بازم کمه خدا !
آخه کارای عجیبی میکنی!
یه وقت اراده میکنی، زن و با همه ظرافت و ضعیفی( به ظاهر و ازنظر بنیه نسبت به مرد) خلق کنی و محور خلقتت، قرارش بدی !
یه وقت اراده میکنی ، مرد و با همه توان و بنیه ش خلق کنی و در برابر همین موجود به ظاهر ضعیف و ظریف ، وادار به تعظیمش کنی !
وباز به همین زن دستور بدی که
( الرجال قوامون علی النساء ..
مردان سرپرست زنانند..) !
سوره نساء آیه ۳۴
تو کار تو حیرونم خدا !
فقط همینقد حالیمه که ؛
وقتی تو اراده کنی، کوچیک، بزرگ میشه و بزرگ ، کوچیک!
تا به همه بفهمونی که
( والله غالب علی امره ..
وخدا بر کار خویش ، غالب است ولی بیشتر مردم نمیدانند )
سوره یوسف آیه ۲۱
وخوب که فکر میکنم میبینم ؛
کار درست و تو میکنی خدا !
آخه از نظر تو و برای عبودیت تو مرد و زن فرقی ندارن !
از نظر تو ؛
زن باید مرد آفرین باشه و
مرد باید محافظ این مردآفرین
و فقط وقتی یه زن میتونه مردآفرین باشه که یه مرد محافظش باشه
میلاد شاه مردان ، اسدالله الغالب علی بن ابیطالب(علیه السلام ) بر تمامی مردان روزگار ، بر تمامی پدران و برادران سرزمین پدریمان ایران
مبارک باد
مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) کانون و بسیج مداحان واحد خواهران
تو فامیل و دوست و آشنا از همون جوونیاش بهش میگن ؛ حسن سوسول
بس که به قر و فرّش میرسید و میرسه
نه مثل بعضی امروزیا که شلوار پاره میپوشن و موهاشون و سیخ میکنن و ..
نه ! با همون شونه معمولی و یه ذره آب، همچی موهاش و فر میداد و فر میده که انگار تازه از سلمونی اومده ، اتوی لباساش همچیه که به قول قدیمیا میشه باهاش خربزه قاچ کرد
همین الانم که گرد پیری رو چهره ش نشسته و موهاش مثل پوخه های برف سفید شده ، همونطور سوسوله و باکلاس
صدای گرمی داره مثل آفتاب
صوت قرآن و دعای کمیلش مخصوصا وقتی با مقام بیات و با ملودی فیلم امام علی(ع) میخونه دیوونت میکنه !
انگار یه قاری و مداح بالفطره بدنیا اومده
باباش آخوند بود ، از اون آخوندای قبل انقلاب ، از اونایی که ۷شبانه روز عزای مردم و جمع میکرد و یک قرون بابت روضه هاش نمیگرفت، حتی اگه هدیه ای به عنوان تشکر براش می آوردن ، رد میکرد، میگفت؛ روضه امام حسین(ع) قیمت نداره
از اونایی بود که به قول پسرش حسن، رو قاطرش، همونطور که میرفت سر زمیناش قرآن و از حفظ میخوند
ملک و املاک داشت ، رو زمینای کشاورزیش کار میکرد و زحمت میکشید
هنوز ۱۸سالش نشده بود ( حسن و میگم) که ادعای دامادی کرد و هنوز دوران نامزدیش تموم نشده بودکه پدرش به رحمت خدا رفت و بعدشم انقلاب شد
همیشه
یه پای ثابت تظاهرات بود
انقلاب پیروز شد
دختر کوچولوش یه سالش بود یانبود، جنگ نابرابر و بیرحمانه ای که جهان کفر به جهان اسلام تحمیل کرد شروع شد
مشمول معافیت زمان صلح بود جنگ که شروع شد، باید میرفت سربازی
خب جوون بود وتازه داماد و یه دختر شیرین زبون کوچیک داشت
همه اینا میتونست بهانه ای برا حسن باشه تا از رفتن به جنگ ، شونه خالی کنه
اما حسن طرفدار دو آتیشه انقلاب و اسلام بود
و یه کم احساساتی ، البته یه ذره بیشتر از یه کم احساساتی
آخه علاوه بر زن و دختر کوچیکش
یه مادر پیر و دوسه تا خواهر برادر کوچیکم داشت که سرپرستی همشون بعد بابا با حسن بود
یه دلش میگفت ؛
حسن! خواهرا و مادر پیرت و زن و بچه ت چی؟
یه دلش میگفت ؛
زن و بچه مردم و پدر و مادرای دیگه چی؟
خلاصه جنگی بود تو وجود حسن بین رفتن و نرفتن
همه سر سفره منتظرش بودن که بیاد و شام و شروع کنن
خواهراش برادرش مادر پیرش زنش و مخصوصا دختر کوچیکش
اصلا عادت نداشتن تا حسن نیومده دست به غذا بزنن
ولی با دیدنش تو لباس سربازی همه اشتهاشون کور شد
حسن ، وسط خونه با لباس و ساک سربازی ایستاده بود
دختر کوچولوش انگار که فهمیده باشه بابا میخواد بره، دو دستی به پاهای بابا چسبیده و دست به دامنش که یعنی کجا میخوای بری بابا؟
هیشکی نفهمید چی شد ؟ و چطور شد که یهو حسن پشت پا به همه احساساتش زد و حاضر شد مادر و خواهراش و همه زندگیش و بزاره و ساکش و ورداره و راهی جنگ شه
اشک تو چشمای همه حلقه زده بود خواهر کوچیکش رقیه هق هق میکرد و با گوشه آستین جلو گریه ش و گرفته بود
اونقدر غریبانه دوره ش کرده بودن که هرکی این صحنه رو میدید اشکش در میومد
نشست رو زمین، دخترش و بغل کرد بوسید
اهل روضه بود همونجور که اشک دخترش و پاک میکرد روضه میخوند
(لاتحرقی بدمعک حسره
دلم و با اشک چشمت نسوزون بابا!)
این همون عبارتی بود که خیلی تو روضه ها از زبون امام حسین (ع) میخوند
خواهرش زینب سر و صورتش رو غرقه بوسه کرد و گفت:
داداش بری ما تنها میمونیم
کی هوای مارو داشته باشه؟
دیدن دوباره شروع کرد روضه خوندن
شما که از خواهرای امام حسین عزیز تر نیستین زینبم
گریه میکرد و با خودش میخوند
(یا ابه ردنا الی حرم جدنا
بابا مارو به حرم جدمون برگردون )
زبانحال حضرت سکینه (س) رو برا خواهرش زینب میخوند
انگار دیگه هیشکی جلودارش نبود
حتی اشکای دختر و خواهراش
حتی اشکای مادر پیرش و همسر جوونش!
حسن دیگه رو زمین بند نبود
فقط میخواست بره
از زمین کنده شده بود
رفت و مدتها دیگه ازش خبری نبود
بعد مدتها وقتی برا مرخصی اومده بود انگار یه حسن دیگه شده بود
مردتر ، بزرگ تر ، آسمونی تر
حسن یه مرد به تمام معنا شده بود
این داستان حسن ها و مردای باغیرت این سرزمینه که پاش بیفته ، پشت پا به همه ی داشته هاشون میزنن و غیرتشون و سر دست میگیرن و از ناموس و خاکشون دفاع میکنن
روز مرد و پدر به همه شیرمردان ایران اسلامی بخصوص شهدای غیرتمند ایران ، جانبازان ، پدران و برادران غیرتمند سرزمینم وهمه پدران آسمونی و پدر عزیزم مبارک
# انتظار
تاریخ زینب میخواست !
تاریخ زینت میخواست!
نه فقط زینتی برای پدر، که زینتی برای بشریت میخواست !
مدتها بود گرد بی وفایی و نامردی چهره تاریخ را سیاه و کریه کرده بود
با رفتن جدت مادرت پدرت برادرانت ، انگار تمام بدنه ی تاریخ خالی از هر گونه عظمت وآبرو و استقامت شده بود و باید دوباره تجدید قوا میکرد!
و تو ای سیده جلیله ( سلام الله علیها) آمدی و همانند جده مجلّله ات خدیجه کبری(سلام الله علیها ) با همه ی دار وندارت ، دستی به سر و گوش دین خدا کشیدی و لباس آبرو بر تن دنیای بی حیای آن زمان پوشاندی
عالمه بی معلّمه !
فهمه بی مفهّمه!
وفقط از عهده چون تویی برمی آمد که با یک جمله زیبا و موجز کرور کرور آیات قرآن را تفسیر کنی !
آنجا که در اوج مصیبت و بلا فرمودی؛
( ما رایت الا جمیلا
چیزی جز، زیبایی ندیدم )
وشاعران زبردست باید شعرها بسرایند و محققان و نویسندگان والامقام و چیره دست باید کتابها بنگارند تا مگر فقط بتوانند حق همین یک جمله ات را ادا کنند
# انتظار
سلام و احترام خدمت خواهران عزیزم
عزیزان توجه بفرمایید؛
تا قبل عید مکان مجمع ، سازمان تبلیغات خواهد بود
سین برنامه فردا ؛
سیره اهل بیت (ع)
سخنرانی ویژه دهه مبارک فجر
آموزش مداحی (مولودی ویژه مبعث)
خواهرانی هم که تمایل دارن میتونن با پخت غذای سنتی ویا حلوا و انواع ژله تو مسابقه آشپزی شرکت کنن
وبه ۳نفر اول این مسابقه ، جایزه تعلق خواهد گرفت
مجمع الذاکرین ریحانه الحسین(ع) کانون و بسیج مداحان واحد خواهران