2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نعمتها ناشناخته هستند تا زمانی که از دست بروند...
#شهید_جمهور
بصیرتی
نعمتها ناشناخته هستند تا زمانی که از دست بروند... #شهید_جمهور
حقیر اعتقاد دارم بابت ناشکری که در حق رئیس جمهور زحمتکش و شجاع و بابصیرت و انقلابی و دلسوز و مردمی و پرتلاش و ولاییِ شهید روا داشتیم،حالاحالاها باید تاوان بدیم مگر آنکه مردم به خودشون بیان و بفهمن که از کجا دارن میخورن و در انتخابات بعدی جبران کنن،تا خداوند متعال هم بر ما رحم بیاره و از سر تقصیرات ما بگذره
امام جامعه فرمود،اگر درست انتخاب نکنیم،سیلی سختی خواهیم خورد،این کلام حضرت آقا قبل از انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۹۴ بود!
رئیس جمهوری که برای ساماندهی سیستم بانکی و اصلاح ساختارها اقتصادی تا حالا هیچ دستوری نداده،برای رفع ناترازی ها هیچ برنامه ای نداره،برای کنترل نقدینگی و تورم و گرانی و کوچک شدن سفره مردم هیچ دستوری نداده،ولی برای کثافتکاری یک مشت جوون فاسد که برن تو کوچه های بوشهر برقصن و گناه و فساد رو علنی انجام بدن،دستور صادر میکنه
این آدم که ادعا میکنه راهش راه علی(علیه السلام)هست و نهج البلاغه و آیات قرآن از زبونش نمیفته،دستور به برگزاری فستیوال سرتاسر نکبت و فساد و گناه و کثافتِ کوچه در بوشهر میده
با سلام . با خبرشدیم پسری ۹ ساله فرزند دلبند یکی از همشهریان دچار تومور مغزی شده و به فوریت روز سه شنبه ۱۶ اردیبهشت در تهران تحت عمل جراحی قرار میگیردخانواده ایشان از نظر مالی در مضیقه می باشند لذا یکی از معتمدین خیر شهر درحال جمع آوری هزینه عمل این طفل معصوم میباشد .شماره حساب این خیر به اشتراک گذاشته میشود. کسانی که تمایل دارن در این امر خیر کمکی به هم رسانند خواهشمندیم تا روز سه شنبه اقدام کنند ۶۰۳۷۶۹۷۵۷۴۸۲۷۶۷۸ مصطفی محمد شاهی (آرایشگر)
#اخبار_شهر
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
https://eitaa.com/aKhbar_shahr🇮🇷
🟤شفای شیخ حر عاملی با دعای اقا امام زمان سلام الله علیه
داستان #تشرف زیر یکی از تشرفات او است که خود این چنین تعریف می کند:
«من در زمان كودكى و سن ده سالگى به بیمارى سختى مبتلا شدم و چنان حالم منقلب و دگرگون شد كه بستگان و نزدیكان من جمع شده و گریه مىكردند و یقین پیدا كردند كه من در آن شب خواهم مرد و از این رو آماده سوگوارى براى من گردیدند. در این اثناء در میان خواب و بیدارى، پیغمبر و دوازده امام «صلوات اللّه علیهم» را دیدم بر آنان سلام كرده با یكیك، آن بزرگواران مصافحه نمودم و میان من و حضرت صادق سلام الله علیه سخنى گذشت كه در خاطرم نماند. تنها به خاطر مانده كه آن حضرت در حق من دعا فرمود.
پس به حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه سلام كردم و با آن جناب، مصافحه نمودم و گریستم و عرض كردم: اى مولاى من، مىترسم در این بیمارى بمیرم در حالىكه مقصد خود را از علم و عمل به دست نیاوردهام.
آن حضرت فرمود: نترس زیرا در این بیمارى از دنیا نخواهى رفت بلكه خداوند تبارك و تعالى تو را شفا مىدهد و عمرى طولانى خواهى داشت.
آن گاه قدحى را كه در دست مباركشان بود به دست من دادند و من از آن آشامیدم و همان وقت، سلامتى خود را باز یافتم و بیمارى من به كلى مرتفع گردید و نشستم و نزدیكان من تعجّب مىكردند لیكن من جریان را براى آنان نگفتم تا بعد از چند روز كه این قضیّه را براى آنان نقل كردم»
« اثبات الهداة، ج 5 ، باب معجزات