🟤قطعیهای برق ۴ ساعته شد
درحالی که تازه به میانه بهار رسیدیم، قطعیهای برق در برخی شهرستانها به ۴ ساعت در روز و حتی بیشتر هم رسیده و بهنظر میرسد هیچ برنامه مشخصی در خصوص اعمال خاموشیها وجود ندارد
بصیرتی
🟤قطعیهای برق ۴ ساعته شد درحالی که تازه به میانه بهار رسیدیم، قطعیهای برق در برخی شهرستانها به ۴
هرچی بیشتر میگذره بیشتر به بلاهت اون ۱۶ میلیون نفر ایمان میارم!
🟤آیین مذاکرهپرستی و غفلت از کرامت ملی
در میان آشوب اندیشهها و آشفتگی سیاستها، جماعتی پدید آمدهاند که مذاکره را نه ابزار چانهزنی دیپلماتیک، بلکه کیش و آیینی مقدس میدانند؛ چنان غرق در مناسک «مذاکره» شدهاند که گویی اگر لحظهای از ذکر آن غافل شوند، جهان از مدار عقلانیت خارج خواهد شد.
محمدعلی ابطحی، از چهرههای شاخص این مکتب سادهاندیشی، اخیراً در توییتی طعنهانداز، مخالفان مذاکره را ساکت و خاموش خوانده است؛ گویی که حقیقت مطلق را در مشت دارد و دیگران را تنها به تماشای زهد فروتنانهاش حواله میدهد. طنز ماجرا اما تلخ است: اگر ایشان اندکی از همتی را که برای مذاکره با «کدخدا» مصروف میکند، صرف تهذیب نفس و استغفار در پیشگاه خداوند میکرد، امروز شاید در زمره اولیای مقرب الهی قرار داشت، نه در حلقه تکنوکراتهای مأیوس و واداده.
مسأله اما فراتر از فرد است. این جریان، مذاکره را بدل به بت ذهنی کرده است: نشستن پای میز گفتگو، ولو بدون دستاورد، ولو با دستهای بسته، ولو بر سر سفرهای که نان تحقیر در آن پخته میشود، برایشان نشانه عقلانیت و ترقی است. واژگان آنان مملو از شیدایی به «گفتگو» است، بیآنکه بپرسند این گفتگو به کجا میبرد و چه هزینهای بر ملت تحمیل میکند.
اما عقلانیت، برخلاف تصور این طیف، در فروکاستن شأن ملت به گدایی امتیاز خلاصه نمیشود. تجربه تاریخی یکصدا فریاد میزند: ملتی که از موضع ضعف مذاکره میکند، نه به توافق، که به زنجیر میرسد؛ و کشوری که دل به عطایای کدخدا بسته، همواره در صف تحقیرشدگان خواهد ایستاد.
چه بسا مخالفان مذاکره، که این روزها آماج هجمه ابطحیها قرار گرفتهاند، آخرین بقایای غیرت و درایت ملی باشند. شاید وقت آن رسیده است که آنان به جای سکوت، صدای اعتراضشان را چنان بلند کنند که لرزه بر اندام این بتپرستان مدرن بیندازد.
مذاکره، آری؛ اما نه به هر قیمتی. نه به بهای فروریختن مرزهای عزت. و نه به قیمت بدل کردن سیاست خارجی به آیین نیایش در برابر معبد قدرتهای جهانی.