12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشت پرده لایحه خشونت علیه زنان
شوهرکشی از زن کشی بیشتره ...
🟤دیدار بزرگان و سران فتنه در جماران!
روزنامه هممهین باز هم شاهکار آفرید! در گزارشی از حاشیه مراسم بزرگداشت مرحوم محمدعلی جماعتی، با آبوتاب از «دیدار بزرگان» خبر داد. بزرگان؟! عجب! لابد منظورشان همان دو چهرهای است که از سال ۸۸ به بعد هرچه توانستند علیه نظام و آرمانهای امام موضع گرفتند و هنوز هم دست از لجاجت و بیانیهپراکنی برنداشتهاند؛ آقایان خاتمی و کروبی.
البته انصاف باید داشت؛ اگر بزرگی را نه در استقامت، که در پافشاری بر خطای سیاسی تعریف کنیم، بله! ایشان انصافاً در رده «بزرگان» قرار میگیرند. بزرگان فتنه، بزرگان غربزدگی و بزرگان فراموشی نسبت به خون شهدا.
جالب آنجاست که کروبی، همین چند صباح پیش، به لطف همان نظامی که سالها علیه آن موضع گرفت، از حصر بیرون آمد. اما انگار قدرشناسی در قاموس ایشان جایی ندارد، چرا که باز هم شمشیر کاغذیاش را از رو بست و علیه سپاه، بسیج و شورای نگهبان بیانیه صادر کرد! لابد خیال میکند میتواند با چند خط نوشته، مشروعیت نهادهایی را که ستونهای امنیت و استقلال کشورند، زیر سؤال ببرد.
اما پرسش اساسی همچنان باقی است؛ موسسه تنظیم و نشر آثار امام و پایگاه خبری جماران که تحت مدیریت سیدحسن خمینی است، دقیقاً کدام بخش از آرمانهای امام را در چهره این آقایان دیده که اینچنین بساط تجلیل و برجستهسازیشان را فراهم میکند؟ آیا امام (ره) از کسانی حمایت میکرد که روزی در اوج بحران، چشم امید به کریدورهای وزارت خارجه آمریکا و سفارت انگلیس دوخته بودند؟
به نظر میرسد برخی دوستان، حافظه تاریخیشان کوتاهتر از فاصله میدان جماران تا خیابان فلسطین است. فراموش کردهاند امام همان کسی بود که بارها هشدار داد مبادا در دام لیبرالها و غربزدگان بیفتید. حالا چطور شده که نام امام خرج کسانی میشود که عملاً مقابل همان آرمانها ایستادهاند؟
بگذریم... اگر قرار باشد هر تجمع دوستانهای با این قبیل افراد «دیدار بزرگان» نام بگیرد، پس لابد باید هر جلسه شطرنج در کافههای شمال شهر را هم «نشست نخبگان» بخوانیم!
🟤نکته
بعضی از این آخوندها رو میبینید از بیحجابی دفاع میکنند یا مثلا به انقلابیها انگ تندروی میزنند یا مثلا سعی میکنند به بهانه جذب خیلی مسائل رو شل بگیرند...!؟؟
خواستم بگم این طلبهها خیلی مراقب مشاوران خودشون باشند ...
جریان سکولار جریان مرموزی هست؛ تاریخ معاصر یه شیخ زنجانی داشت که مثل ما دغدغهی دین و پیامبر داشت اما کم کم همنشینی با تقی زاده و شیفته تقی زاده شدن و بعد با اردشیر ریپورتر ارتباط گرفتن، خوندن رمان و مطبوعات غربی از اون یه فرد بی خدا ساخت که در آخر عمر کارش به مشروب خوری و ترجمه رمانهای غربی کشید ! شیخ زنجانی کسی هست که حکم اعدام شیخ فضل الله نوری رو داد !
واقعا بگم هر وقت دیدیم نقض احکام الهی برامون سبک میاد مراقب تقیزادههای اطرافتون باشیم، مراقب خوراک رسانهای هم باشیم ؛ سکولار آروم میاد ولی عمیق تجزیه میکنه!
منبع : پژوهشکده تاریخ معاصر
خانم ستاره اسکندری در روی سن خیلی حرفها زده اما جایی مدعی شده تاریخ سینما بعدا به ارزش امثال ترانه علیدوستیها پی خواهد برد !
خواستم بگم اتفاقا تاریخ از سلبریتهای ایرانی به عنوان تاریک ترین بخش تاریخ ایران یاد خواهد کرد. سلبریتهایی که فقط برای رسیدن به بدن نمایی و ابتذال حتی از فدا کردن ایران هم دریغ نمیکردند.
کسانی که نه در کنار ایران ایستادند و نه در کنار اسلام، تاریخ از سلبریتهایی ایرانی اینگونه یاد خواهد کرد که ۷۰ هزار نفر در غزه سلاخی شدند اما اینها خم به ابرو نیاوردن و در کنار جلادترین افراد تاریخ بشر ماندند. تاریخ خواهد گفت سلبریتهای ایرانی هرگز برای فرهنگ ایرانی اسلامی تلاشی نکردند و مثل عروس خیمه شب بازی سفارت انگلیس در ایران عمل کردند و تلاششان غربی کردن ایران بود.
تاریخ خواهد گفت زمانیکه جامعه ایرانی تقلا میکرد اخلاق و معنویت را در تارپود ایرانی حفظ کند سلبریتها برای عریان سازی جامعه ایرانی تلاش میکردند ..تاریخ خواهد گفت سلبریت هایی ایرانی همگی در رسانه ملی ایران دیده شدند ولی همگی به آن جفا کردند.
تاریخ خواهد گفت حتی عدهای از این سلبریتها بعد از فرار از ایران یا تجزیه طلبان هم آغوش شدند و خواستار حمله به ایران شدند ....خانم اسکندری! تاریخ عاقل است و فرق هنرمند و سلبریتهای نمک نشناس را خواهد شناخت....اتفاقا شما هستید که تاریخ را از دست داده و در قعر تاریک جامعه ایرانی یاد برده خواهید شد !
نصیری و گردهمایی باشکوه اتوبوسی!
مهدی نصیری، روزگاری در صفوف انقلاب، حالا در گردهمایی بزرگ!!! سلطنتطلبان در کانادا با شکوهی مثالزدنی(!) سخنرانی کرد. آن هم در جمعی قریب به ۴۰ نفر! یعنی اگر چند نفر از جلسه بیرون میرفتند، باید به جای سخنرانی رسمی، جلسه را به کلاس خصوصی تغییر کاربری میدادند.
نصیری در این جمع داغ (!) برای اینکه روحیه خودش را حفظ کند، گفت: «وقتی از جمهوری اسلامی جدا شدم، هزاران دوست را از دست دادم، اما میلیونها دوست جدید پیدا کردم!» لابد منظورش از میلیونها، همان حضار باوقاری بودند که روی هم به اندازه یک اتوبوس شهری نمیشدند.
ماجرای نصیری از اوایل انقلاب تا رسیدن به نظریه «عصر حیرت» و در نهایت ختم شدن به نوه رضاشاه خائن، شبیه سریالهایی است که قسمت به قسمت از اوج به حضیض میرسند. روزی در جبهه انقلاب، روزی در میانه شک و حیرت، و امروز در میان ۴۰ نفر که اگر پول چای و بیسکویتشان قطع شود، بعید است دوباره پیدایشان شود!
واقعاً حکایت او، حکایت عبرتانگیزی است؛ از انقلاب تا حیرت، و از حیرت تا حضیض.