🟤اجرای عملیات #ابوالهول توسط #موساد۲
بن حلیم از عراقی هایی بود که با همسر خود در فرانسه به سر می برد و فرزندی نداشت. حالا که هدف مشخص شد می بایست عملیات شناسایی و تخلیه بر روی وی صورت می گرفت. لذا تصمیم گرفته می شود تا ابتدا با همسرش ارتباطی برقرار شود و بعضی از خصوصیات زندگی وی و همچنین مشکلات احتمالی شناسایی شود
موساد برای نزدیکی به خانواده بن حلیم زن جوانی به نام ژاکلین را در غیاب وی تحت پوشش یک فروشنده عطر به منزلش می فرستد. این زن از کارکنان شاخه امنیتی بخش اروپای موساد بود
وظیفه این زن صرفاً این بود که نگاه دقیقی به همسر بن حلیم کرده و او را به تیم تعقیب و مراقبت بشناساند. ژاکلین به جهت اینکه سوءظنی ایجاد نشود زنگ همه خانه های ساختمان سه طبقه را به صدا در می آورد، کالای خود (عطر) را عرضه می کنو و قیمت عطر را بسیار نازل تر از قیمت معمولی آن ارائه و از مشتریان خواست تا نیمی از بهای عطر را پیشاپیش و نیمه دیگر را به هنگام دریافت کالا بپردازند و یک هدیه مجانی نیز به هنگام سفارش دریافت کنند.
در این هنگام همسر بن حلیم «سمیره» این زن را به منزل خود دعوت کرده؛ و سفره دلش را پیش او گشود که تا چه حد غصه دار است، چقدر شوهرش برای پیشرفت شغلی بدون انگیزه است، خانواده اش چقدر ثروتمند و اصل و نسب دار بوده و مواردی دیگر در خصوص زندگی خصوصی و کاری همسر خود بیان می نماید.
#ابوالهول
🟤اجرای عملیات #ابوالهول توسط #موساد۳
پس از این آشنایی، ژاکلین ارتباطات خود را با سمیره صمیمی می سازد و در یک فرصت مناسب به عنوان هدیه ویژه ای که قرار بود به دلیل خرید عطر به سمیره اهداء نماید، جاکلیدی مجللی به او می دهد که برای هر کلید یک گیره داشت. ژاکلین به سمیره گفت کلید آپارتمان را بدهید تا نشان دهم چگونه می توانید از این جاکلیدی استفاده کنید.
هنگامی که سمیره کلید را به ژاکلین داد متوجه نشد که وی کلید را برای لحظه ای در یک بسته کوچک دیگری که به نظر می رسید آنهم هدیه بسته بندی شده دیگری باشد فرو کرد. این بسته پر بود از نوعی خمیر مخصوص که برای جلوگیری از چسبیدن آن به کلید، روی آن را با تلق نازکی پوشانده بودند. وقتی کلید در بسته فرو می رفت و بر دو طرف بسته فشار وارد آمد، اثر دقیقی روی ماده خمیری جا می گذاشت و ساختن کلید از روی آن به آسانی صورت می گرفت.
لذا موساد پس از به دست آوردن کلید آپارتمان بن حلیم جهت تجزیه و تحلیل وضعیت زندگی وی و تحلیل وضعیت رفتاری او و خانواده اش و همچنین در جهت سایر اقدامات، دستگاه های شنود را در منزل وی کار گذاشت.
از سوی دیگر بن حلیم از یک مسیر مشخص جهت رفتن به سر کار خود استفاده می کرد. موساد در جهت جلب نظر وی در راستای اقدامات خود، دست به اقدامی ظریف از حيث روانی زد.
یک زن هر روز در ایستگاه ناحیه ویلجویف در حوالی جنوب پاریس در کنار بن حلیم قرار می گرفت. برنامه آن زن دقيقاً طبق برنامه روزانه بن حلیم بوده و وقتی بن حلیم برای سوارشدن اتوبوس به ایستگاه می رسید زن همان جا حضور داشت و بعد از مدتی مردی با اتومبیل فراری وی را سوار نموده و به همراه خود می برد.
#ابوالهول
🟤اجرای عملیات #ابوالهول توسط #موساد۴
طبق برنامه موساد، یک روز قبل از اینکه اتومبیل فراری بیاید زن ابتدا منتظر اتومبیل فراری ماند و سپس سوار اتوبوس شده و رفت. بعد از مدتی اتومبیل فراری سررسید و راننده در جستجوی آن زن بر آمد که بن حلیم با صدای بلند گفت او سوار اتوبوس شد و رفت! راننده با حالتی تشکر آمیز از بن حلیم پرسید کجا رفت و بن حلیم مقصد او را گفت، در ادامه مرد راننده به نام جک دونووان (مأمور موساد) به وی گفت که به همان طرف می رود و پیشنهاد کرد که او را هم برساند و بن حلیم نیز پیشنهاد وی را قبول کرد.
ماهی قلاب را بلعیده بود و از این طریق موساد توانست بین دونووان با بن حليم رابطه دوستی برقرار نماید. به مرور ارتباط دوستی بین این دو بسیار صمیمی شد و دونووان با اقداماتی مانند شرکت دادن بن حلیم در معاملات مختلف و با دست و دلبازی و ارائه کمک مالی به وی،موفق به اجرای بخشی از سناریوی موساد شده بود که در حقیقت پوششی جهت بهره گیری از نقطه ضعف بن حلیم برای بهره کشی اطلاعاتی از او بود.
به گونه ای که با سوءاستفاده از این نقطه ضعف بن حلیم و تحریک حس علاقه مندی او به ثروت،وی را ترغیب به شرکت در یک معامله پوششی با دو تاجر،که در حقیقت یکی مأمور موساد و دیگری دانشمند هسته ای رژیم سگیونیستی بودند آشنا نمود و بدین ترتیب زمینه اغفال و فریفتن وی فراهم شد.
در یکی از ملاقات ها و در هنگام صرف شام، این دو نفر که خود را تاجر معرفی کرده بودند پیشنهادی را برای پول در آوردن بیشتر به بن حلیم ارائه می نمایند که در حقیقت کانالی برای گرفتن اطلاعات اصلی پروژه ای بود که بن حلیم بر روی آن کار می کرد.
برای آشنایی با شیوه و شگردهای مأمورین مذکور خلاصه ای از گفتگوی آنها با مفاهیم مورد اشاره قرار می گیرد آن دو شخص به وی گفتند که طرح شما می تواند مدل کاملی باشد که ما به کشورهای جهان سومی بفروشیم و کلی پول دربیاوریم.
بن حلیم گفت می دانید این کار خطراتی دارد. یکی از آن دو شخص اظهار نمود ابداً خطری ندارد. شما معمولاً به این چیزها دسترسی دارید ما فقط می خواهیم از اطلاعات شما برای مدل استفاده کنیم. پول خوبی می گیرید و هیچ کس هم بویی نمی برد، چطور می خواهند بفهمند؟! این طور کارها زیاد می شود. بن حليم تردید داشت ولی وسوسه ثروتمند شدن دست از سرش برنمی داشت.
#ابوالهول
🟤اجرای عملیات #ابوالهول توسط #موساد۵
پس از این بن حلیم در اختیار آنها قرار گرفت و اطلاعات ذی قیمتی را به آنها داد که نتیجه آن طراحی و اجرای نقشه انفجار راکتور عراق بود که با موفقیت توسط موساد انجام شد.
نیروگاه اتمی اوسیراک یا تموز عراق که در ۲۰ کیلومتری جنوب بغداد به کمک یک شرکت فرانسوی در حال ساخت بود،مایه نگرانی رژیم سگیون شده بود پس باید کاری میکردند.بن حلیم که حالا به یک نفوذی قابل اعتماد تبدیل شده بود تقریبا تمام اطلاعات لازم را در اختیار موساد قرار داده بود. در شهر تولوز فرانسه که بن حلیم در آنجا کار میکرد و باید در روزهای آینده به عراق میرفت توانست با کمک تیمی مرکب از پنج نفر از خرابکاران گروه شبیخون موسوم به نویوت و یک فیزیکدان هسته ای،در یک کانتینتر فلزی بزرگی پنهان شود و توسط کامیونهایی وارد کارخانه فرانسوی شدند و مواد منفجره را داخل قطعاتی که بنا بود به عراق ارسال و در نیروگاه نصب شوند،کار بگذارد.
لذا موفق شدند از این طریق وارد کارخانه شوند و با کمک فیزیکدان هسته ای مواد منفجره را در راکتور هسته ای که فرانسه برای عراق ساخته بود جاسازی نمایند که با انفجار آن حدود ۶۰ درصد اجزای راکتور مربوط به عراق نابود گردید که علاوه بر خسارت ۲۳ میلیون دلاری،برنامه های هسته ای عراق به طور جدی مختل و تأخیر زیادی در روند کار برای بازسازی راکتور تحمیل گردید.
بعدها رژیم_سگیونیستی مجتمع هسته ای عراق (توویته) را در نزدیکی بغداد بمباران و آن را ویران ساخت.
#ابوالهول
🟤شهیدبن شهید
با دو صد ناز که پیچید به قنداق سپید
پدرش گفت که نامش بگذاریم حمید
مادرش گفت ولی این پسری خوش قدم است
بهتر آن است که نامش بگذارید سعید
بحث مادر پدری گرم که شد، خندیدند
مادرش گفت شود این پسرم چون تو رشید
او در آغوش پدر بود که باهم رفتند
روی قبرش بنویسید، شهید بن شهید
طفل معصوم هنوز شناسنامه نگرفته،جواز دفن گرفت
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر بیژن عبدالکریمی:
اقتصاد کشور رو تحت عنوان لیبرالیسم و نئولیبرالیسم خفه کردید حالا طلبکارید؟!
بصیرتی
دکتر بیژن عبدالکریمی: اقتصاد کشور رو تحت عنوان لیبرالیسم و نئولیبرالیسم خفه کردید حالا طلبکارید؟!
درود به شرف عبدالکریمی
باور میکنید اگر به این آقا بیژن لقب حر انقلاب بدم،گزافه نگفتم؟!
دوستانی که از اواسط دهه ۸۰ پیگیر مناظرات و میتینگهای دانشجویی بوده باشن،به حقیر حق میدن که به این آقای عبدالکریمی بگم حر!
روزی همین آقای محترم غرق در اندیشه غربی،در این دانشگاه ها جولان میداد و هرچه که جمهوری اسلامی میبافت رو پشم میکرد
اما از اوایل دهه ۹۰ و مخصوصا در دوران حسن فریدون خائن و وادادگی و کرنش او در برابر دشمن،بیژن عبدالکریمی که پی به پوچ بودن شعارهای کاپتالیستی و لیبرالی غربیها برده بود،مسیرش رو تغییر داد
در طول تاریخ خیلی ها مسیر عوض کردن از تقی زاده و ملکم خان تا هاشمی خدازده یِ مغروق در استخر فرح تا جدیدا هم نصیری
اما عبدالکریمی مسیر حق رو پیدا کرد،بله یک روزی عبدالکریمی در غیاب سروش و آقاجری، به خوبی پا در جای پای این منحرفین گذاشته بود اما امروز عبدالکریمی دوست داشتنی شده.روزگاری تو تیم همین صادق زشت کلام بود امروز ولی در مقابلش نشسته
آخرالزمان عجب زمانه جالبی شده!