پس از شکست کودتای عقاب(که به اشتباه کودتای نوژه خونده میشه)و پس از دستگیری عوامل اصلی و اجرایی،مقامات جهت ارائه گزارش میرسن خدمت حضرت امام و عرض میکنن آقاجون دشمن بنا داشت محل اسکان شما و سران نظام رو بمباران کنه و ....
حضرت امام یک پاسخ هوشمندانه اما به ظاهر ساده میدن و میفرمان،بعداز بمباران،بالاخره این هواپیماها باید روی زمین مینشستن یا نه؟!
حالا داستان امروز ما با دشمن دقیقا همینه.هرچه قدر دشمن در بعد هوایی قدرتمند باشه اما بالاخره باید بیان روی زمین باما بجنگن و اینجاست که مردان این سرزمین رزم رو یادِ کفار میدن!
🟤 زمانی که ما دغدغهمان اغتشاشات داخلی بود، 3لشکر از سپاه، چند تیپ از ارتش و چند هنگ از مرزبانی فراجا در مرزهای جنوب شرق با تروریستهای غیر ایرانی درگیر شدند
درگیری بسیار شدید و سنگین بود که موجب جراحت و شهادت تعدادی از نظامیان شد، درگیری میان سپاه، فراجا و تروریستها ادامه داشت تا اینکه یک تیپ از ارتش پا به میدان گذاشت تروریست ها قلع و قمع شدند.
اطلاعات تکمیلی بزودی توسط مراجع رسمی منتشر خواهد شد.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدا،دوربین، حرکت
کارگردان نتانیاهو
بازیگر: سلبریتی فراری
تلاش مزبوحانهی سلبریتیهای فراری برای روشن نگهداشتن چراغ آخرین نبردشان!
🟤آغاز پروژۀ «اعدامسازی» با اخبار جعلی
قوهقضائیه: همزمان با رسیدگی به پرونده آشوبگران، موج انتشار اخبار جعلی درباره احکام قضایی و اعدامهای ساختگی آغاز شده است.
از جمله ادعای دروغ اعدام «علی رهبر» در مشهد؛ درحالیکه اساساً چنین فردی در زندانهای خراسانرضوی بازداشت نبوده است.
انتشار اسامی افراد با ادعای صدور یا اجرای حکم اعدام، در دستورکار رسانههای ضدایرانی قرار گرفته است.
خبر جعلی صدور حکم اعدام برای ۸۰۰ نفر یا ادعای دروغ دربارۀ عرفان سلطانی از نمونههای اخیر این فضاسازی است.
عرفان سلطانی ۲۰ دی ۱۴۰۴ بازداشت شده، با اتهام اجتماع و تبانی و فعالیت تبلیغی روبهروست و در ندامتگاه کرج نگهداری میشود و هیچ حکم اعدامی صادر نشده است.
همچنین ادعای اعدام صاحب رستورانی در زنجان نیز جعلی است و پرونده در مرحلۀ تحقیقات قرار دارد.
رسیدگی به پروندۀ اغتشاشات دیماه تازه آغاز شده و هرگونه ادعای صدور حکم قطعی پیش از پایان دادرسی، کذب است.
شمالغرب کشور چگونه امن شد
روایت سردار حسنزاده از 4 سال کار جهادی و نبرد سنگین با تروریستهای اجارهای در جدار مرزی از ماکو تا شاهو که بیش از 2400 کیلومتر مربع را شامل میشود، خواندنی است. مجیدرضا حسنزاده که حالا فرمانده قرارگاه محرومیتزدایی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، به مناسبت روز پاسدار در گفتوگویی با خبرگزاری فارس جزئیات جالب و تاریخی را از یک همت بلند به خواسته فرماندهی محترم کل قوا را بیان میکند که خواندنش میتواند نگاه، دیدگاه و افق هر خواننده و ناظری را به صورت کامل تغییر دهد. این کار جهانی با همت سردار پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه انجام و خروجی آن امروز برای کشور بیش از پیش مشخص میشود.
مقام معظم رهبری در سفرشان به کردستان در سال ۱۳۸۸، در سخنرانی تاریخی سنندج فرمودند که انتظارشان این است که در شمالغرب کشور، امنیتی پایدار برقرار شود. سپاه بهعنوان سرباز ولایت با تمام توان وارد میدان شد تا این مطالبه و انتظار ولایت را جامه عمل بپوشاند. این انتظار، انتظاری کاملاً بهجا بود. مردم عزیز میدانند که ما در هر سال فقط در حوزه مرزبانی و انتظامی، از دامنههای آرارات در منطقه ماکوگرفته تا ارتفاعات شاهودر کرمانشاه، در مناطقی که ناامن بودند، بهطور متوسط سالانه تا ۶۰ شهید تقدیم میشد؛ شهدایی که مظلومانه در ارتفاعات صعبالعبور و جغرافیای پیچیده به شهادت میرسیدند.
...سپاه برای ایجاد امنیت پایدار، طراحی دقیقی انجام داد. این طراحی در دوره فرماندهی سردار جعفری در سپاه پاسداران و با محوریت سردار پاکپور عزیز، که افتخار سپاه، کشور و نظام هستند، شکل گرفت. طرح آماده و به شورای عالی امنیت ملی ارائه شد. در آن جلسات، مسئولان از جمله آقای دکتر لاریجانی که در آن زمان ریاست مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشتند، در ۲ تا ۳ سفر به شمالغرب نقل کردند که وقتی سردار پاکپور این طرح را در شورایعالی امنیت ملی ارائه داد، گفته شد طرح بسیار خوب است و خروجی آن میتواند امنیت پایدار باشد اما اجرای آن بسیار سنگین و از نظر پشتیبانی دشوار به نظر میرسد.
در سال ۱۳۹۰، بنده در یکی از یگانها توفیق خدمتگزاری داشتم و با لطف سردار پاکپور فرمانده وقت نیروی زمینی ، به فرماندهی گروه مهندسی ۵۳ پیامبر اعظم و معاون مهندسی قرارگاه در شمالغرب منصوب شدم. همانروز با بالگرد به منطقه ماکو و منطقه بورالان رفتیم ؛ منطقهای با جغرافیایی خاص و منحصربهفرد. بورالان منطقه و جغرافیایی پیچیده که با مواد مذاب آتشفشان قله آرارات در دوران قدیم منطقه ای ذوعارضه پدید آورده است. منطقهای که ارتفاعات خیلی بلند نداشته اما زمین آن صعب العبور و بشدت پیچیده میباشد. معاندین و گروهکهای مسلح در این منطقه مستقر بودند و به چند کشور همجوار از جمله ترکیه، نخجوان، ارمنستان و ایران تردد داشتند. بارها برای پاکسازی اقدام شده بود اما بهدلیل شرایط خاص منطقه، موفقیت کامل حاصل نشده بود.
این گروهکها بهدلیل ارتباط با این کشورها، در آن محل جذب نیرو داشتند ومناطق استقراری ، قرارگاه-هایشان را تأمین نیرو میکردند. از ویژگیهای آنها تسلط کامل بر منطقه، اطاعتپذیری شدید از فرماندهان، آشنایی کامل با تجهیزات نظامی و آمادگی بدنی بالا بود. وقتی وارد منطقه شدیم، عزیزانی که با آنجا آشنایی داشتند خطاب به سردار پاکپور گفتند: «سردار، اینجا کار بسیار سخت است». سردار پاکپورفرمودند: « کار سخت، مردان پرتوان، با اراده وبا ایمان میخواهد.» با این حال ما مأمور به انجام وظیفه بودیم.
ما با هلیکوپتر در دشت زنگنه پیاده شدیم. سردار در همان نقطه با توجیه منطقه روی نقشه مسیری بصورت بعلاوه ترسیم و خواستند: «اینجا باید ظرف دو سه ماه جاده زده شود.» با وجود شرایط بسیار سخت، کار را آغاز کردیم. گروهکها ابتدا تصور کرده بودند ما نیروهای شرکتی و معدنی هستیم، اما خیلی زود متوجه حضور سپاه شدند. از همان ابتدا تهدید کردند که ماشینها را به آتش میکشیم و شما را میکشیم و از این قبیل تهدیدات.
با تلاش شبانهروزی، جاده احداث شد و به نقطهای رسیدیم که بر کل منطقه ۷۵۰ کیلومتر مربعی اشراف داشت. این برای دشمن بهمعنای پایان حضورش بود. جنگ تمامعیاری که موقع تصرف تنها تپه و بلندی مشرف بر منطقه بنام بزتپه آغاز شد؛ هوایی، زمینی و موشکی. دشمن نیز هرچه تجهیزات و مهمات داشتند وارد میدان کردند، اما به لطف الهی و مجاهدت رزمندگان، بر آنها فائق آمدیم. در این عملیات، دو نفر از عزیزان مهندسی ما جانباز شدند و منطقه بهطور کامل به تصرف درآمد. پایگاهی مستحکم در آنجا احداث شد که واقعاً دیدنی است.
این اقدامات در سراسر مرز شمالغرب ادامه یافت؛ از بورالان و دامنههای آرارات در خاک جمهوری اسلامی، ماکو، خوی، جهنمدره، سلماس، ارومیه، ارتفاعات شهیدان، اشنویه، کلاشین ، کفارستان، پیرانشهر، حاجابراهیم، قندیلها، سردشت، بانه و تا ارتفاعات شاهو. در مجموع، حدود ۲۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطقی که سالها در اختیار ما نبود، طی پنج تا شش سال با کار جهادی پاکسازی و تثبیت شد. در برخی مناطق مانند ارتفاعات جاسوسان سردشت، درگیریها بهصورت تنبهتن انجام شد و شهدای بزرگی همچون شهید جعفرخانی ، سردارجاننثاری، سردار کریم بهرامی و دیگر شهیدان تقدیم انقلاب شدند. یگانهای پیاده، مهندسی و قرارگاه حمزه سیدالشهدا، همگی در این مأموریت سنگین نقشآفرینی کردند.
در این مناطق، شرایط آبوهوایی بسیار سخت است. از اوایل پاییز تا بهار، برف، بوران و سرمای شدید حاکم است؛ بعضی مناطق بجهت باد و بوران ارتفاع برف به ۱۰ تا ۱۵ متر میرسد. برای تردد نیروها، حتی تونلهای برفی ۵۰ تا ۱۰۰ متری ایجاد میشد. دمای هوا به منفی ۳۰ درجه میرسید و کمبود اکسیژن، استفاده از سوختهای فسیلی را دشوار میکرد. به همین دلیل پروژه سخت برقرسانی اجرا شد؛ پروژهای که وزارت نیرو اعلام کرد چندین سال زمان و صدها میلیارد تومان هزینه نیاز داشت، اما با همت جهادی انجام شد...
...در سال ۱۳۹۴، آخرین مناطق از جمله گلاله و مامه روت پاکسازی شد. گروهکها تهدید کردند که تا آخرین نفس میجنگند، اما وقتی جاده احداث شد و تانک به منطقه و پایگاه مورد نظر رسید، پیام دادند که حاضر به تخلیه هستند. با احداث این مسیر و استقرار تجهیزات سنگین، عملاً توان مقاومت آنها از بین رفت و منطقه بهطور کامل امن شد. در جریان احداث آن جاده، از شیخآیش به قندیل کوچک در ماه مبارک رمضان، معجزات الهی را به چشم دیدیم. مسیری که در شرایط عادی مطالعه و اجرای آن ماهها زمان میبرد، در مدت کوتاهی انجام شد. یکی از رانندگان زبده ما، برادر خلیل کلاهسنگانی از گروه ۴۵ جوادالائمه گلستان، در حادثهای بلدوزرش به ته دره عمیق سقوط و متلاشی شد، اما خود بهطرزی معجزهآسا هیچ آسیبی ندید. وقتی او را دیدم، گفت: «خودم هم نفهمیدم چه شد.»
پس از احداث جاده و استقرار کامل نیروها و تجهیزات، تانکها به منطقه رسیدند. همان گروهکی که تا دیروز میگفتند خاکمان را ترک کنید ، کوتاه نمیآمدند، پیام دادند و منطقه را تخلیه کردند. اینها صحنههایی است که امنیت پایدار امروز شمالغرب، حاصل آن مجاهدتهاست. پس از آن، در آخرین سفری که آقای دکتر لاریجانی به منطقه گلاله تشریف آوردند، شاهد صحنههای عجیبی بودیم. افراد وابسته به گروهکها یکییکی خود را تسلیم میکردند. یکی از این افراد، کردِ سوری بود و اصلاً ایرانی هم نبود. آن روز خبرنگاری که همراه آقای لاریجانی بود، بسیار علاقهمند شد با او مصاحبه کند. دوستان اطلاعاتی گفتند باید بررسی شود اما در نهایت با وساطت، اجازه داده شد.
نشسته بودیم و صبحانه میخوردیم که این فرد رفت برای مصاحبه وقتی برگشت، کاملاً تحت تأثیر قرار گرفته بود واز دور میگفت آقای دکتر، آقای دکتر. وقتی رسید آقای لاریجانی گفت ظاهراً مصاحبه شما بسیار جذاب بوده، خبرنگار گفت: خودم هم متحیر شدم. از او پرسیدم: چند سال در این گروهک بودی؟ چرا تسلیم شدی؟ نترسیدی؟ آن فرد گفته بود: ما در آخرین مرحله تصمیم گرفته بودیم تا آخرین نفر، تا آخرین نفس مقاومت کنیم. همه آماده بودیم. اما به شکلی پیش رفت که بدون شلیک حتی یک گلوله، تسلیم شدیم. ظرف ۴۸ ساعت دیدیم که اینها چه کردند؛ سازههای بتنی آوردند، جاده زدند، اسکلتها را روی ارتفاعات برپا کردند. قلعهای که در ۴۸ ساعت ساخته شد، کاملاً مشهود بود.
گفته بود: با خودمان عهد بسته و گفته بودیم هرگز تسلیم نمیشویم. اما وقتی دیدیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی چنین اقتدار، توان و سرعت عملی دارند، گفتیم اینها مرد میداناند. من ترجیح دادم خودم را به همین پاسداران تسلیم کنم؛ ولو اینکه کرد سوری هستم. اینها واقعیتهایی است که از اقتدار یک حرکت الهی، مجاهدانه، محضالله و فیسبیلالله، تحت ولایت نشأت میگیرد. عزت و عظمت از همین مسیر شکل میگیرد. از منطقه بورالان تا شاهو، واقعاً توصیه میکنم این مناطق را ببینید. بسیاری از مسئولان استان آذربایجان غربی وقتی آمدند و دیدند، گفتند: «ما فکر نمیکردیم چنین کاری انجام شده باشد.»
یکی از مسئولان یک روز به من زنگ زد و گفتند: «رفتم بزمرگسیر، آن قلعهای که در صفر مرزی با آن عظمت برپا کردهاید را دیدم؛ بهعنوان یک ایرانی، نه مسئول، بر ایرانی بودنم بالیدم و مایه مباهاتم شد و افتخار کردم.» اینها مایه مباهات است. فرزندان این مرز و بوم، سربازان ولایت، این افتخارات را آفریدند.