شمالغرب کشور چگونه امن شد
روایت سردار حسنزاده از 4 سال کار جهادی و نبرد سنگین با تروریستهای اجارهای در جدار مرزی از ماکو تا شاهو که بیش از 2400 کیلومتر مربع را شامل میشود، خواندنی است. مجیدرضا حسنزاده که حالا فرمانده قرارگاه محرومیتزدایی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، به مناسبت روز پاسدار در گفتوگویی با خبرگزاری فارس جزئیات جالب و تاریخی را از یک همت بلند به خواسته فرماندهی محترم کل قوا را بیان میکند که خواندنش میتواند نگاه، دیدگاه و افق هر خواننده و ناظری را به صورت کامل تغییر دهد. این کار جهانی با همت سردار پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه انجام و خروجی آن امروز برای کشور بیش از پیش مشخص میشود.
مقام معظم رهبری در سفرشان به کردستان در سال ۱۳۸۸، در سخنرانی تاریخی سنندج فرمودند که انتظارشان این است که در شمالغرب کشور، امنیتی پایدار برقرار شود. سپاه بهعنوان سرباز ولایت با تمام توان وارد میدان شد تا این مطالبه و انتظار ولایت را جامه عمل بپوشاند. این انتظار، انتظاری کاملاً بهجا بود. مردم عزیز میدانند که ما در هر سال فقط در حوزه مرزبانی و انتظامی، از دامنههای آرارات در منطقه ماکوگرفته تا ارتفاعات شاهودر کرمانشاه، در مناطقی که ناامن بودند، بهطور متوسط سالانه تا ۶۰ شهید تقدیم میشد؛ شهدایی که مظلومانه در ارتفاعات صعبالعبور و جغرافیای پیچیده به شهادت میرسیدند.
...سپاه برای ایجاد امنیت پایدار، طراحی دقیقی انجام داد. این طراحی در دوره فرماندهی سردار جعفری در سپاه پاسداران و با محوریت سردار پاکپور عزیز، که افتخار سپاه، کشور و نظام هستند، شکل گرفت. طرح آماده و به شورای عالی امنیت ملی ارائه شد. در آن جلسات، مسئولان از جمله آقای دکتر لاریجانی که در آن زمان ریاست مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشتند، در ۲ تا ۳ سفر به شمالغرب نقل کردند که وقتی سردار پاکپور این طرح را در شورایعالی امنیت ملی ارائه داد، گفته شد طرح بسیار خوب است و خروجی آن میتواند امنیت پایدار باشد اما اجرای آن بسیار سنگین و از نظر پشتیبانی دشوار به نظر میرسد.
در سال ۱۳۹۰، بنده در یکی از یگانها توفیق خدمتگزاری داشتم و با لطف سردار پاکپور فرمانده وقت نیروی زمینی ، به فرماندهی گروه مهندسی ۵۳ پیامبر اعظم و معاون مهندسی قرارگاه در شمالغرب منصوب شدم. همانروز با بالگرد به منطقه ماکو و منطقه بورالان رفتیم ؛ منطقهای با جغرافیایی خاص و منحصربهفرد. بورالان منطقه و جغرافیایی پیچیده که با مواد مذاب آتشفشان قله آرارات در دوران قدیم منطقه ای ذوعارضه پدید آورده است. منطقهای که ارتفاعات خیلی بلند نداشته اما زمین آن صعب العبور و بشدت پیچیده میباشد. معاندین و گروهکهای مسلح در این منطقه مستقر بودند و به چند کشور همجوار از جمله ترکیه، نخجوان، ارمنستان و ایران تردد داشتند. بارها برای پاکسازی اقدام شده بود اما بهدلیل شرایط خاص منطقه، موفقیت کامل حاصل نشده بود.
این گروهکها بهدلیل ارتباط با این کشورها، در آن محل جذب نیرو داشتند ومناطق استقراری ، قرارگاه-هایشان را تأمین نیرو میکردند. از ویژگیهای آنها تسلط کامل بر منطقه، اطاعتپذیری شدید از فرماندهان، آشنایی کامل با تجهیزات نظامی و آمادگی بدنی بالا بود. وقتی وارد منطقه شدیم، عزیزانی که با آنجا آشنایی داشتند خطاب به سردار پاکپور گفتند: «سردار، اینجا کار بسیار سخت است». سردار پاکپورفرمودند: « کار سخت، مردان پرتوان، با اراده وبا ایمان میخواهد.» با این حال ما مأمور به انجام وظیفه بودیم.
ما با هلیکوپتر در دشت زنگنه پیاده شدیم. سردار در همان نقطه با توجیه منطقه روی نقشه مسیری بصورت بعلاوه ترسیم و خواستند: «اینجا باید ظرف دو سه ماه جاده زده شود.» با وجود شرایط بسیار سخت، کار را آغاز کردیم. گروهکها ابتدا تصور کرده بودند ما نیروهای شرکتی و معدنی هستیم، اما خیلی زود متوجه حضور سپاه شدند. از همان ابتدا تهدید کردند که ماشینها را به آتش میکشیم و شما را میکشیم و از این قبیل تهدیدات.
با تلاش شبانهروزی، جاده احداث شد و به نقطهای رسیدیم که بر کل منطقه ۷۵۰ کیلومتر مربعی اشراف داشت. این برای دشمن بهمعنای پایان حضورش بود. جنگ تمامعیاری که موقع تصرف تنها تپه و بلندی مشرف بر منطقه بنام بزتپه آغاز شد؛ هوایی، زمینی و موشکی. دشمن نیز هرچه تجهیزات و مهمات داشتند وارد میدان کردند، اما به لطف الهی و مجاهدت رزمندگان، بر آنها فائق آمدیم. در این عملیات، دو نفر از عزیزان مهندسی ما جانباز شدند و منطقه بهطور کامل به تصرف درآمد. پایگاهی مستحکم در آنجا احداث شد که واقعاً دیدنی است.
این اقدامات در سراسر مرز شمالغرب ادامه یافت؛ از بورالان و دامنههای آرارات در خاک جمهوری اسلامی، ماکو، خوی، جهنمدره، سلماس، ارومیه، ارتفاعات شهیدان، اشنویه، کلاشین ، کفارستان، پیرانشهر، حاجابراهیم، قندیلها، سردشت، بانه و تا ارتفاعات شاهو. در مجموع، حدود ۲۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطقی که سالها در اختیار ما نبود، طی پنج تا شش سال با کار جهادی پاکسازی و تثبیت شد. در برخی مناطق مانند ارتفاعات جاسوسان سردشت، درگیریها بهصورت تنبهتن انجام شد و شهدای بزرگی همچون شهید جعفرخانی ، سردارجاننثاری، سردار کریم بهرامی و دیگر شهیدان تقدیم انقلاب شدند. یگانهای پیاده، مهندسی و قرارگاه حمزه سیدالشهدا، همگی در این مأموریت سنگین نقشآفرینی کردند.
در این مناطق، شرایط آبوهوایی بسیار سخت است. از اوایل پاییز تا بهار، برف، بوران و سرمای شدید حاکم است؛ بعضی مناطق بجهت باد و بوران ارتفاع برف به ۱۰ تا ۱۵ متر میرسد. برای تردد نیروها، حتی تونلهای برفی ۵۰ تا ۱۰۰ متری ایجاد میشد. دمای هوا به منفی ۳۰ درجه میرسید و کمبود اکسیژن، استفاده از سوختهای فسیلی را دشوار میکرد. به همین دلیل پروژه سخت برقرسانی اجرا شد؛ پروژهای که وزارت نیرو اعلام کرد چندین سال زمان و صدها میلیارد تومان هزینه نیاز داشت، اما با همت جهادی انجام شد...
...در سال ۱۳۹۴، آخرین مناطق از جمله گلاله و مامه روت پاکسازی شد. گروهکها تهدید کردند که تا آخرین نفس میجنگند، اما وقتی جاده احداث شد و تانک به منطقه و پایگاه مورد نظر رسید، پیام دادند که حاضر به تخلیه هستند. با احداث این مسیر و استقرار تجهیزات سنگین، عملاً توان مقاومت آنها از بین رفت و منطقه بهطور کامل امن شد. در جریان احداث آن جاده، از شیخآیش به قندیل کوچک در ماه مبارک رمضان، معجزات الهی را به چشم دیدیم. مسیری که در شرایط عادی مطالعه و اجرای آن ماهها زمان میبرد، در مدت کوتاهی انجام شد. یکی از رانندگان زبده ما، برادر خلیل کلاهسنگانی از گروه ۴۵ جوادالائمه گلستان، در حادثهای بلدوزرش به ته دره عمیق سقوط و متلاشی شد، اما خود بهطرزی معجزهآسا هیچ آسیبی ندید. وقتی او را دیدم، گفت: «خودم هم نفهمیدم چه شد.»
پس از احداث جاده و استقرار کامل نیروها و تجهیزات، تانکها به منطقه رسیدند. همان گروهکی که تا دیروز میگفتند خاکمان را ترک کنید ، کوتاه نمیآمدند، پیام دادند و منطقه را تخلیه کردند. اینها صحنههایی است که امنیت پایدار امروز شمالغرب، حاصل آن مجاهدتهاست. پس از آن، در آخرین سفری که آقای دکتر لاریجانی به منطقه گلاله تشریف آوردند، شاهد صحنههای عجیبی بودیم. افراد وابسته به گروهکها یکییکی خود را تسلیم میکردند. یکی از این افراد، کردِ سوری بود و اصلاً ایرانی هم نبود. آن روز خبرنگاری که همراه آقای لاریجانی بود، بسیار علاقهمند شد با او مصاحبه کند. دوستان اطلاعاتی گفتند باید بررسی شود اما در نهایت با وساطت، اجازه داده شد.
نشسته بودیم و صبحانه میخوردیم که این فرد رفت برای مصاحبه وقتی برگشت، کاملاً تحت تأثیر قرار گرفته بود واز دور میگفت آقای دکتر، آقای دکتر. وقتی رسید آقای لاریجانی گفت ظاهراً مصاحبه شما بسیار جذاب بوده، خبرنگار گفت: خودم هم متحیر شدم. از او پرسیدم: چند سال در این گروهک بودی؟ چرا تسلیم شدی؟ نترسیدی؟ آن فرد گفته بود: ما در آخرین مرحله تصمیم گرفته بودیم تا آخرین نفر، تا آخرین نفس مقاومت کنیم. همه آماده بودیم. اما به شکلی پیش رفت که بدون شلیک حتی یک گلوله، تسلیم شدیم. ظرف ۴۸ ساعت دیدیم که اینها چه کردند؛ سازههای بتنی آوردند، جاده زدند، اسکلتها را روی ارتفاعات برپا کردند. قلعهای که در ۴۸ ساعت ساخته شد، کاملاً مشهود بود.
گفته بود: با خودمان عهد بسته و گفته بودیم هرگز تسلیم نمیشویم. اما وقتی دیدیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی چنین اقتدار، توان و سرعت عملی دارند، گفتیم اینها مرد میداناند. من ترجیح دادم خودم را به همین پاسداران تسلیم کنم؛ ولو اینکه کرد سوری هستم. اینها واقعیتهایی است که از اقتدار یک حرکت الهی، مجاهدانه، محضالله و فیسبیلالله، تحت ولایت نشأت میگیرد. عزت و عظمت از همین مسیر شکل میگیرد. از منطقه بورالان تا شاهو، واقعاً توصیه میکنم این مناطق را ببینید. بسیاری از مسئولان استان آذربایجان غربی وقتی آمدند و دیدند، گفتند: «ما فکر نمیکردیم چنین کاری انجام شده باشد.»
یکی از مسئولان یک روز به من زنگ زد و گفتند: «رفتم بزمرگسیر، آن قلعهای که در صفر مرزی با آن عظمت برپا کردهاید را دیدم؛ بهعنوان یک ایرانی، نه مسئول، بر ایرانی بودنم بالیدم و مایه مباهاتم شد و افتخار کردم.» اینها مایه مباهات است. فرزندان این مرز و بوم، سربازان ولایت، این افتخارات را آفریدند.
🟤با جوسازی نظامی بر علیه ایران ۲ هدف را دنبال میکنند:
۱- ایران را در لاک دفاعی و مصلحت اندیشانه فروببرند تا در پاسخ به اغتشاشات تروریست های اسرائیلی در شهرهای ایران ، ایران دست به حملات تنبیهی موشکی به اسراییل نزند
۲- با ورود زامبی های داعشی از خاک سوریه (با پشتیبانی لحستیکی جولانی و پهپادی اوکراینی ها) به خاک عراق، ایران جسارت مداخله جدی نظامی در عراق نداشته باشد! تا داعشی ها بتوانند در سریع ترین زمان ممکن از خاک عراق ، خود را به مرزهای ایران نزدیک کنند.
(سفر هفته پیش هییت عراقی به ایران، جهت هماهنگی با ایران برای مقابله با این دسیسه بود.)
احمق ها می خواهند با مانورهای نظامی پیرامون ایران ، ایران را در برابر تحولات پیش روی عراق در لاک انفعال فروببرند!
در حالی که فرمانده کل قوا ؛ سید علی ست…
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من زیر بیرق اباالفضلالعبّاسم...
چهارم شعبان، سالروز ولادت قمر بنیهاشم، حضرت عباس ابن علی علیهمالسلام مبارک باد.
🟤 بنیاسرائیل به چه میاندیشد؟
در حال حاضر، حیات مدنی جهان غرب به #بازرگانی متّصل است. بازرگانی جهان امروز در غرب تعیین تکلیف میشود و بازرگانی غرب امروز در دست #بنیاسرائیل است و بنیاسرائیل سعی در سلطه بر #بیتالمقدس دارد.
در این منطقه مسلمانان نیز بهعنوان ساکنان اصلی زندگی میکنند که میخواهند جلوی این #سلطهجویی_یهود را بگیرند. این نکته کافی است که ما دریابیم هر چه به غرب امتیاز بدهیم حاضر نیست با مسلمانان کنار بیاید.
پس منطقهی خاورمیانه و وجود بیتالمقدس -که در کانون توجه بنیاسرائیل قرار گرفته- عامل بسیار مهمّی است برای اینکه این جدال و رویارویی ادامه پیدا کند.
#یهود از قرنها و بلکه هزاران سال پیش رویای #حکومت_جهانی را در سر پرورده و برای حصول به آن دمی از تلاش و توطئه باز نایستاده است.
راز عموم توطئهها، جنگهای جهانی و سقوط دولتها، به تلاش یهود برای رخنه در دولتها، تسلّط بر اقوام و در اختیار گرفتن گلوگاه اقتصادی آنها برمیگردد.
آنان، برای دستیابی به این #حکومت_شیطانی نیازمند #اورشلیم و بیتالمقدّسند. چون براساس موهومات، سناریوی لازم را نوشته و سادهلوحان بنیاسرائیل را هم با خود همراه کردهاند و حتی، طيّ قرن اخیر، جماعتی از مسیحیان را هم با عنوان «مسیحیت یهودی» یا «مسیحیت پروتستانی» در خود حل کرده و آنها را به دنبال خود کشیدهاند.
از این رو به هیچوجه دست از این محل یعنی اورشلیم و بیتالمقدّس برنمیدارند و با هر عاملی که سر راه آنها قرار گیرد در میافتند.
اورشلیم و بیتالمقدّس را به عنوان مرکز و پایتخت این حکومت جهانی میشناسند و قرنها برای رسیدن به آن صبوری کردهاند و مسلمانان، تنها جماعتی هستند که علیه این خواست شیطانی بسیج شدهاند.
یهود، از تمامی امکانات غرب، مخصوصاً آمریکا برای وارد آوردن فشار بر ملل مسلمان و سرکوب آنها بهره میبرد.
در واقع، غرب مسیحی، چون ماری، از صندوقخانهی یهود سر برآورده و علیه مسلمانان یورش میآورد.
منبع: کتاب مثلث مقدس (راز عداوت غرب با اسلام و مسلمانان)، اسماعیل شفیعی سروستانی، نشر موعود عصر
🟤چرا تمرکز فتنه همیشه روی رهبر انقلاب است؟
دشمن در آیتالله خامنهای چه چیزی دیده که تمرکز اصلی خود را بر روی ایشان گذاشته است؟
به عقیده من واقعیت این است که دشمن کسی را غیر از رهبر انقلاب در ایران، جدی نمیداند و به حساب نمی آورد. شعارهای ضدانقلاب متمرکز بر رهبری است، حتی وقتی سخن از عملیات نظامی است مشخصاً میگویند عملیات نظامی «محدود» و «هدفمند»؛ و خب معنایش چیزی جز ستون خیمه انقلاب نیست.
آخرین بیانات رهبر انقلاب را هم مشاهده کنید که چگونه ترامپ را آشفته کرد، ترامپ که ظاهراً از سخن پیشین خود درباره حمله نظامی به ایران عقبنشینی کرده بود بهانه این عقبنشینی را اینطور دستوپا کرد که چون ایران از اعدام تروریستها منصرف شد آمریکا هم حمله نکرد! و خب رهبر انقلاب همین بهانه را هم از دستش گرفت. دست ترامپ خالی شد. رهبر انقلاب پوچ بودن ترفند «مرد دیوانه» را علنی کرد. این اقدام رهبری هیچ حیثیتی برای ژست قدرت ترامپ باقی نگذاشت.
علاوه بر این رهبری میدان جدیدی را باز کردند. وسط فتنه ایشان سخن از «ایمان» به میان آوردند. زمینبازی اساساً چیز دیگری شد. آنچه بناست ایران را نجات دهد ایمان است و آنچه بناست جمهوری اسلامی ایران رقم بزند نجات تمام بشریت! یعنی توسعه ایمان در کل جهان!
اینچنین نگاهی معلوم است که ابرقدرتهای متکی به پول و سلاح را میخکوب میکند. آنها که با پول و سلاحشان سالهاست نتوانستند رهبری را حذف کنند حالا با معنایابی جدید قدرت از سوی رهبر انقلاب شوکه میشوند.
سیاستگذاری های کلان و تمدنی رهبر انقلاب، تمام مستکبران دنیا را به وحشت انداخته است. چراکه منبع قدرت از این منظر تغییر میکند؛ منبع قدرتی که در اختیار هیچ ابرقدرتی نیست در دوران فعلی کارآمدی خود را در جمهوری اسلامی ایران، جایی که تمام قدرتهای ظاهری جهان قصد براندازی آن را دارند به اثبات میرسد.
یک ویژگی از رهبر انقلاب دشمنان را بهتزده کرده است: شکی نیست که جمهوری اسلامی ایران باقدرت ایستاده و پرونده این نظام و آینده تمدنی آن مختص رهبری است. اما این رهبری هیچ سخن ماورایی نمیزند. رهبری کاملاً عملیاتی است. سخنانش، فرامینش، مدیریتش کاملاً مبتنی بر «تحقق» است و نه حواله به قیامت و اجر اخروی و ...
برای جلوگیری از سوء برداشت، نگاه رهبر انقلاب به مسئله شهادت را مطالعه کنید. برداشتی که از نگاه ایشان میتوان کرد این است که حیف است بمیریم اما اساساً شهادت برای آخر عمر است و باید بمانیم و تماموکمال پرونده جمهوری اسلامی ایران را به سرانجام برسانیم.
در این دیدگاه «تحقق» مهم است. اینجور نیست که فردای قیامت بگوییم ما تلاشمان را کردیم اما نشد! زمانی یکی از همرزمان شهید سلیمانی میگفت ما در دوران دفاع مقدس اینطور توجیه شده بودیم که اگر امام گفت بشود، باید بشود! مثلاً وقتی امام گفت جزایر مجنون را حفظ کنید باید حفظ میشد و شد.
تمام این ویژگیها همزمان است با داشتههای معنوی بسیار بالای رهبر انقلاب. ایشان بسیاری از معنویات و علومی که اهل عرفان آرزو دارند در آخر عمر تجربه کنند پیش از انقلاب تجربه کردهاند. اراده تحقق را ایشان مبتنی بر همین خواست الهی پیش میبرند و تعارضی میان «تحقق» و خواست الهی وجود ندارد.
یک ضعفی را البته باید ترمیم کرد. جمهوری اسلامی ایران و تمام مردمش به اتکای رهبری است که جلو میروند.
مدتهاست که ما از درک ولی جامعه عقب مانده ایم. بارها از تدابیر ایشان شوکه شده و اندکی بعد متوجه حکمت آن میشویم. عمق ماجرا بسیار عجیب است. تنها گذرگاه امن اعتماد تمامذو کمال به فرزند فاطمه زهرا سلام الله علیها است. میدان در اختیار آیتالله خامنهای است.