هدایت شده از قرارگاه شهدای گمنام
29.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت جانسوز شهید قاسم کردلو یگانه
شاعر و گوینده : علی قدیم خانی
طراح تصاویر صداگذاری و میکس : علی قدیم خانی
🟤 "بذار بزنه...!!!!"
در آبادان دزدی وارد خانهی پیر زنی شد و شروع کرد به جمع کردن اثاث خانه
پیرزن که بیدار بود صداش کرد و گفت:
ننه نشان میده شما جوان خوبی هستید و از ناچاری دزدی میکنی ، آن وسایل سنگین را وِل کن بیا این النگو های طلا رو به شما بدم
فقط قبل از همه چیز ، خوابی که قبل از آمدن شما دیدم برام تفسیر کن
دزد گفت :
خوب چی خواب دیدی
پیرزن گفت :
خواب دیدم که همه اهل محل در یک باغ بزرگی در حال دویدن بودیم که من داخل نهر افتادم و برای بیرون آوردن من از نهر با صدای بلند پسرم عبود را صدا میکردم:
عبووووووووود
عبووووووووود
، کمک، کمک
عبووووووووود
عبووووووووود
کمک
پسرش عبود از خواب بیدار شد و مثل موشک از طبقه بالا آمد پایین و دزد رو گرفت و شروع کرد به زدن او
پیرزن به پسرش گفت :
ننه بسه دیگه نزنش
دزد گفت:
بذار بزنه ، آخه منه پدرسگ برای دزدی آمدم یا تعبیر خواب
حالا حکایت آمریکا است آمدنش باخودشه رفتنش با عبود 😂😂😂