🟤با مسئولان خائن در جمهوری اسلامی آشنا شوید!
از جمله مبانی قابل تأمل و بینش مهدوی امام خمینی(ره) این است که معتقد بودند مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت حجت نباشند خائن و خطرسازند، حتی اگر به مردم خدمت کنند.
سؤال این است: اگر از نظر امام خمینی(ره) حکم مسئولی که با این شرایط به مردم خدمت کند، خیانت و مسئولیت او خطرساز است، حکم کسی که بر کرسی مسئولیت جمهوری اسلامی تکیه زده و شرایط ذیل را دارد دیگر چیست:
۱. نه تنها به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت حجت(عج) نیست،
۲. به مردم هم خدمتی نمیکند و با شوک های اقتصادی توسط مجریان لیبرال وکارشناسان غربزده، شکاف های طبقاتی را بیشتر میکند
۳. در اجرای احکام الهی مثل عفاف و حجاب بیتفاوت است!
۴. بدتر اینکه روز به روز حرام های شرعی و سیاسی را (مثل همین صدور گواهینامه موتورسیکلت بانوان) در جامعه نهادینه و عرف سازی میکند !
۵. بجای ایجاد شبکه ملی اطلاعات و ابزار حکمرانی در فضای مجازی، آن را کاملا در قبضه ی آل یهود قرار میدهد(مثل اینستا و تلگرام و واتساپ و...)
۶. دائما با گفتن ما نمیتوانیم، نمیشود، نداریم، جامعه را به یأس و رکود و انفعال در برابر دشمن میرساند و...
۷.دوگانه های کاذب و وفاقی را عَلَم میکند تا حقیقت در هیاهوی این دو دستگی ها گم شود. دوگانه های دروغینی چون:
میدان یا دیپلماسی
امنیت یا رفاه
موشک یا گفتمان
ایدئولوژی یا توسعه
زندگی یا مقاومت!
حجاب یا انسجام ملی
و...
جمله دقیق امام در ۲ فروردین سال ۶۸ مصادف با نیمه شعبان اینست:
«مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کن»
(صحیفه امام ج ۲۱ ص ۳۲۷)
این مطلب را در راستای نشر مهدویت، انتشار دهید
🟤 جزئیاتی از نشست امنیتی واشینگتن
چندی پیش، نشست امنیتی بزرگی در واشنگتن برگزار شد و طی دو روز و در چندین جلسه، رؤسا و مقامات سرویسهای اطلاعاتی چندین کشور، از جمله آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای ناتو گردهم آمدند.
مذاکرات فوق بر مکانیسم اقدام علیه ایران متمرکز بود، جایی که آمریکا مقادیر زیادی از اهداف امنیتی، نظامی، اقتصادی و غیرنظامی را مشخص و نمایندگان سازمانهای اطلاعاتی جهان دادههای خود را به طرف آمریکایی تحویل دادند.
اما مهمترین نکته در این جلسات، بحث عملی در مورد دستاوردهای این جنگ بود که به عنوان ارزیابی عملی همه جنبههای نبرد شناخته میشد، زیرا کاخ سفید میخواهد در مورد گام بعدی پاسخهای روشنی دریافت کند.
نهایت جلسه فوق، بیش از جواب شامل چندین سوال به شرح زیر بوده است:
اول، چگونه با شرایط سیاسی و نظامی فعلی که با شرایط ژوئن گذشته بسیار متفاوت است، برخورد کنیم؟ تصمیمات سیاسی به اندازه کافی واضح نیستند و کاخ سفید هنوز اشاره دقیقی به نوع اهداف نظامی که باید مورد حمله قرار گیرند، نکرده است.
دوم، انتقال مداوم تجهیزات نظامی ایالات متحده به منطقه برای بازیابی وضعیت از ژوئن گذشته، کافی نیست. این پیشرفتها در استقرار، در صورت تصمیمگیری سیاسی برای آغاز یک عملیات نظامی گسترده که میتواند طولانی شود، به آنچه آمریکا نیاز دارد، نمیرسد. این امر مستلزم ارائه تقویتهای حتی بیشتر از آنچه در حال حاضر وجود دارد، است.
سوم: تفاوت قابل توجهی بین آنچه امروز مورد بحث است و هدف ژوئن گذشته وجود دارد. در آن زمان، هدف محدود به تضعیف قابلیتهای هستهای ایران و نابودی سیستمهای دفاع هوایی آن بود. تغییر رژیم روی میز نبود. با این حال، امروز اوضاع کاملاً متفاوت به نظر میرسد. هیچ شفافیت کاملی در مورد هدف این کمپین وجود ندارد و پیشبینی نتیجه را دشوار میکند. علاوه بر این، هیچ برنامه عملیاتی برای اینکه در صورت موفقیت عملیات، وضعیت چگونه خواهد بود، نقش نیروهای نظامی چه خواهد بود، یا چگونه میتوان اوضاع را در صورت بروز هرج و مرج پیشبینی نشده مدیریت و کنترل کرد، وجود ندارد.
چهارم، باید توجه داشت که ایرانیها با شفافیت کامل عمل میکنند، به طوری که پاسخ آنها بسیار بزرگ و قابل توجه خواهد بود. قدرتهای مربوطه میدانند که ایران دارای زرادخانه موشکی بسیار بزرگی است و توانایی اقدام از طریق نیروهای متحد خود را دارد که در تمام مناطقی که ارتش آمریکا در آن فعالیت میکند، مستقر هستند. شاید همین موضوع متحدان منطقهای آمریکا را به درخواست برای اقدام محتاطانه واداشته است، و همه به ویژه از کشورهای حوزه خلیج فارس شنیدهاند که آنها به شدت نگران یک انفجار نظامی گسترده هستند که منجر به ناآرامیهایی شود که بر چرخه اقتصادی تأثیر میگذارد.
در واقع راز رایزنیهای گسترده مقامات عملیاتی طرفین نیز در همین طراحی و برنامهریزی یک کمپین جدید جامع استوار است. وقتی رئیس نیروی هوایی، رئیس اداره برنامه ریزی و معاون عملیات ارتش رژیم در جلسه با ویتکاف که اصطلاحا فردی سیاسی است شرکت میکنند، این نشان دهنده پیوند تصمیمات سیاسی و گزینهها و طرحهای عملیاتی است.
🟤تجویز دوباره نسخه خسارت محض توسط معمارِ بتنریزی اراک/ صالحی: برای توافق با آمریکا باید «عجله» کنیم!
علیاکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی و یکی از چهرههای اصلی توافق برجام، بار دیگر به میدان آمده و ضمن استقبال از دستور رئیسجمهور برای مذاکره با آمریکا، نسخهای تکراری برای دولت تجویز کرده است: «افزایش اختیارات رئیسجمهور» و «سرعت در تصمیمگیری». صالحی در گفتگو با ایسنا، با نادیده گرفتن تجربه تلخ بدعهدیهای آمریکا، ابراز امیدواری کرده که باید «خوشبین» بود و فرصتها را غنیمت شمرد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که او خواستار عبور از مکانیسمهای نظارتی و افزایش اختیارات دولت برای رسیدن به توافقی سریع است؛ درخواستی که یادآور دوران برجام و تعجیل خسارتبار برای اجرای یکطرفه تعهدات است.
هنوز طنین فریادهای «والله، والله، والله» علیاکبر صالحی در صحن مجلس از یادها نرفته است؛ سوگندی که قرار بود تضمین کند هستهای کُند نمیشود و آب سنگین باقی میماند. اما در عمل، آنچه اتفاق افتاد، بتنریزی در قلب راکتور اراک و نابودی زیرساختهای هستهای با سرعتی باورنکردنی بود. صالحی که روزگاری قسم میخورد فعالیتها متوقف نمیشود، مجری پروژهای شد که حتی تحلیلگران غربی را شگفتزده کرد. او اکنون در حالی دوباره دم از «سرعت» و «تصمیمگیری صائب» میزند که پیشتر آزمون خود را پس داده و نشان داده است که تعریفش از سرعت، پیشی گرفتن از مطالبات دشمن در واگذاری مؤلفههای قدرت ملی است.
عجله و اشتیاق صالحی و تیم وقت برای اجرای برجام به حدی بود که جان کری و روزنامه «هیل» (ارگان کنگره آمریکا) با ذوقزدگی نوشتند: «ایران سریعتر از انتظار ما و تحلیلگران در حال اجرای تعهدات است». آن سرعت عمل که تنها تحسین دشمن را در پی داشت، اکنون دوباره به عنوان راهکار ارائه میشود. تکرار سناریوی «عجله برای توافق» آن هم با دولتی که رهبری مذاکره با آن را ممنوع و بیفایده دانستهاند، حرکت دوباره به سمت دامی است که یکبار خسارت محض و جنگ را برای کشور به ارمغان آورد