بصیرتی
فقط عقد آریایی! اسلام رو عربا بخورد ما دادن
چند روز پیش یکی از همکاران قدیمم رو دیدم،سال ۸۸ تو محل کار باهاش آشنا شدم مدتی همکار بود و ...
دوسه سال بعد دیدمش گفت زرتشتی شده گفتم خب چی شد که زرتشتی شدی گفت که دین آباء و اجدادی ماست و عربا به زور ...خلاصه از همین مزخرفاتی که بقیه میگن
کتاب اوستا رو بهم داد و گفت بخون کتابی که خاطرم هست با ترجمه شخصی به اسم دوستخواه بود،یعنی زبان اوستا رو به فارسی سلیس ترجمه کرده بود و داد بهم گفت بخون شاید تو هم زرتشتی شدی!
منم گرفتم ازش یک هفته طول کشید تا خوندمش چون بااینکه ترجمه شده بود اما اسامی و جملات بسیار سخت و سنگینی داشت،کلا ۲۰۰ صفحه بود کمی بیشتر و کمتر
خلاصه مدتی پیش دیدمش گفتم چه خبر از آیین زرتشت؟
گفت نه فراموش کن دیگه زرتشتی نیستم و فلان،تعجب کردم چون خیلی تعصبی بود همون موقع که بردم کتاب رو بهش پس بدم وقتی بهش گفتم زرتشتی نمیشم آتیش گرفت،آقا فلان و آقا بهمان و خیلی زور زد
خلاصه پرسیدم چرا دیگه زرتشتی نیستی،همیشه میگفت ما اهل طالقانیم زرتشت اهل طالقان بوده و خانه زرتشت منطقه طالقان بوده و از این حرفا
گفتم خب چی شد آقای زرتشتی طالقانی چرا دیگه زرتشتی نیستی؟🤔
گفت والا سال ۹۳ ازدواج کردم ولی به خانمم نگفتم زرتشتی شدم اونام فک کردن من مسلمونم و ...
سال ۹۵ اینا خانمم باردار شد رفتیم سونو و دکترا گفتن بچه ام دست نداره و ناقص به دنیا میاد
خانمم تقصیرو گردن من انداخت و گفت تو با این کارات و حرفات مارو بیچاره کردی زرتشت دیگه کیه بیا توبه کن بیا استغفار کن شاید خدا رحم کرد به ما بچمون سالم شد...
اینی که میگم واقعا رخ داده این آقای نجفی طالقانی واقعا توبه کرده بود و با چه حرارتی داستان شفای بچه اش رو تعریف میکرد
میگفت همون شب خلوت کردم با خودم و خدا،گفتم خدایا غلط کردم اگه این چیزی که دکترا میگن راست باشه حتما داری منو تنبیه میکنی من غلط کردم و...
میگه متوسل شدم به علمدار کربلا آقا اباالفضل عباس علیه السلام
گفتم آقا بچه منو شفا بده یه کاری کن بچم دست داشته باشه منم توبه میکنم و برمیگردم به اسلام و....
بعداز مدتی (شاید مثلا یکماه)میرن سونوی دوم رو بگیرن دکتر میگه بچه دست داره!
در واقع یکی نیست بلکه دوقلو هستن و در سونوی اول دستهای بچه طوری قرار گرفته بودن که گویی دست نداره!