اینی که میگم واقعا رخ داده این آقای نجفی طالقانی واقعا توبه کرده بود و با چه حرارتی داستان شفای بچه اش رو تعریف میکرد
میگفت همون شب خلوت کردم با خودم و خدا،گفتم خدایا غلط کردم اگه این چیزی که دکترا میگن راست باشه حتما داری منو تنبیه میکنی من غلط کردم و...
میگه متوسل شدم به علمدار کربلا آقا اباالفضل عباس علیه السلام
گفتم آقا بچه منو شفا بده یه کاری کن بچم دست داشته باشه منم توبه میکنم و برمیگردم به اسلام و....
بعداز مدتی (شاید مثلا یکماه)میرن سونوی دوم رو بگیرن دکتر میگه بچه دست داره!
در واقع یکی نیست بلکه دوقلو هستن و در سونوی اول دستهای بچه طوری قرار گرفته بودن که گویی دست نداره!
میگه من فهمیدم این معجزه حضرت عباس بوده و ...
خیلی از خودش دلخور بود و ..
خلاصه اینکه عاقبت این آدمایی که دارن مسیحی و زرتشتی میشن یا همینه یعنی خیلیهاشون برمیگردن به مذهب حقه تشیع و تعدادی کمی هم در خریت و ضلالت خودشون هلاک میشن
این تصاویر را کلاس به کلاس و مدرسه به مدرسه برای نوجوانهایمان نشان دهید
از روزگاری که شاه این کشور باید میرفت درب سفارت روسیه و با چرچیل دیدار و اموراتش را در سفارت امریکا تعیین تکلیف میکرد
رسیدیم به روزگاری که وزیر خارجه ایران به کشور ثالثی میرود و طرف حساب او فرستاده ویژه رئیس جمهور امریکا، داماد رئیس جمهور و حافظ منافع اسرائیل و فرمانده نظامی منطقه خاورمیانه امریکا شده اند
این قدرتی است که نظام ولایت فقیه برای ما ایجاد کرده
میگن مرحله دوم مذاکرات دقایقی قبل آغاز شده،آمریکاییها تمام داشته هاشون رو آوردن،علاوه بر ویتکاف که نماینده ویژه خوک کثیف ترامپه،گوشنر و فرمانده سنتکام و سفرای یکی دوتا از کشورای عربی هم هستن
البته بنده حقیر که از اولشم مخالف بودم چون میدونم امام جامعه مخالفه اما به قول سخنگوی کمیسیون امنیت ملی،این موشکها هستن که مذاکره میکنن و این مذاکرات،به نتیجه نمیرسه
اما بهرحال این غربگراها رو هرکاری کنی باید برن مذاکره کنن،اما فرق این دور از مذاکرات با دور قبلی اینه که طرف ایرانی و خودِ مذاکره کننده ها هم امید چندانی بهش ندارن و میدونن که خواهی نخواهی این جنگه که تکلیف رو روشن میکنه
اما تفاوت اساسی این دور با دور قبلی اینه که دور قبلی سر رفع تحریمها مذاکره میشد،اما این دور سر پذیرفتن ایران به عنوان یک ابرقدرت جهانی!