نقل و انتقالات هوایی گسترده بین ایران روسیه و چین با قدرت و شدت هرچه تمامتر ادامه دارد. در طول ۹ ماه گذشته صدها پرواز بین ایران روسیه و ایران و چین و بالعکس انجام شده که بسیار بیشتر از پروازهایی است که در طول چند هفته گذشته ارتش تروریستی آمریکا در منطقه ما انجام داده است. در برخی روزها تا ۱۰ پرواز به صورت آشکار و پنهان در پایگاههای مختلف هوای کشورمان نشسته و دوباره برخاستهاند.
در این دو تصویر بوئینگ هاجا را مشاهده میکنید که ابتدا از روسیه به تهران و سپس از تهران به مقصد چین پرواز کرده است. این یعنی آنکه همچنان همکاری میان هر سه طرف در حوزه بازدارندگی فعال در جریان است و قرار نیست که در نبرد پیش رو که زمان آن هنوز مشخص نیست، ناتو با ایرانی روبرو شود که فکر میکند میتواند آن را به چالش بکشد. با این حجم از همکاری و با توجه به پستی که در بالا کار کردم باید بدانید که آینده برای مریکا و اسرائیل تلختر از چیزی است که در تاریکترین افکارشان ن را تحلیل میکنند.
دامی که ایران گسترده هر کفتار تیز دندانی را هم اسیر خواهد کرد... هیچ کفتاری نمیتواند از چنگال شیر ایرانی فرار کند...
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان وزیر امور خارجه، عباس عراقچی که در رسانه های خارجی بازتاب زیادی داشته است.
جواد قارایی:
وجود، آبرو، اعتبار و جانم فدای ایران جان.
لطفا همه با هر عقیده و اندیشه، به عشق ایران و برای اتحاد در برابر دشمنان که خود را برای تجاوز به ایران جان زیبا و تمدن سازمان آماده می کنند در این پیمایش(۲۲بهمن) شرکت کنید.
جهان در انتظار تماشای این روز است. اینبار با همیشه متفاوت است.
لطفا حتما منتشر کنید. بیکران سپاس.
سرفراز ایران و ایرانی.
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اردستانی لو داد
چی رو لو داد؟
پروژه جریان #نفوذ
پروژه این جریان چی بود ؟
رهبری خاتمی😧🥱
🟤چرا لاریجانی هم به مسقط رفت؟
سفر لاریجانی به مسقط یک حرکت تشریفاتی یا تکرار دیپلماسی جاری نیست؛ این سفر نشانهی ارتقای سطح پیام است. وقتی در کنار وزیر خارجه که مأمور پیشبرد گفتوگوهاست چهرهای با وزن تصمیمسازی نظام وارد میدان میشود، یعنی موضوع از جنس چانهزنیهای معمول عبور کرده و به مرحلهی تعیین خطوط قرمز قطعی رسیده است.
وزیر خارجه زبان مذاکره را میداند و مسیر گفتوگو را جلو میبرد؛ اما لاریجانی حامل پیام تصمیم است، نه صرفاً تحلیل.
پیامی که میگوید: چارچوب روشن است، سقف و کف مشخص است، و اینبار قرار نیست چیزی خارج از ارادهی کلان نظام معامله شود.
این حضور یک پیام دوگانه دارد:
به بیرون میگوید مسأله جدی است و تصمیمها پشتوانهی حاکمیتی دارد؛
به داخل هم یادآوری میکند که دوران کلیدسازها» تمام شده ، دورانی که هر کس هرچه خواست کرد و در نهایت، مسئولیت را گردن فرانچسکو یا عوامل بیرونی انداخت.
امروز، پیام روشن است:
نه تصمیمات شخصی، نه بازی با ابهام، نه واگذاری هزینهها به دیگران.
اگر توافقی باشد، در چارچوب خطوط قرمز قطعی خواهد بود؛ و اگر نباشد، مسئولیت آن شفاف و مشخص است.
مسقط اینبار فقط میز مذاکره نیست؛
میز ابلاغ تصمیم است.
یا مذاکرات عادلانه و برابر و احترام متقابل با موضوع مشخص هستهای و رفع تحریم ها
یا اگر طرف مذاکره جنگ می خواهد ، باید جنگ منطقه ای را ببیند که البته ناوی برای برگشت نخواهد داشت