دنبال ِی عکسی بودم که اینو دیدم ؛ برا پارسال ِدعوت بودیم عروسی ..
تازشم من اونموقع بیمارستان بستری بودم بعد از چند هفته گفتن مرخصی با اینکه اوضاع خوب نبود مجبور شدم و رفتم عروسی ولی من نمیدونم عروس منو از کجا میشناخت بنده خدا میگفت بیا رو صندلی من بشین . 🦦😂
البته که بابای ِداماد از فامیلامونن ..
خلاصه خوب بود ولی من خوشم نیومد .
کلا مدتی هست که از عروسی خوشم نمیاد ..
#Me
چو ما نگذر ؛ ز جانی که با او خوشی ..
که در کلبه فقران چه دانی چه شی .
#Me
هنوزم زمان ِتلاشمه و دیر نشده ..
برامم هیچ فرقی نداره که کیم ؛
و تو چه موقعیت و شرایطی بودم .
مهم تلاش و هدفی ِکه دارم :))
#Me