خیال میکردم از غمها میترسم، چون باعث گریه میشوند؛ اما زمان نشانم داد غم میتواند آنقدر ترسناک باشد که اشک را هم بخشکاند.
واسه سلامتی روانم گاهی وانمود میکنم که با بقیه هم نظرم تا کمتر حرف بزنن و زودتر خفه شن.
بدترین ناراحتی،
ناراحتی آدم از خودشه.
اونجا که مجبورت میکنن از کارهای خوبت ناراحت بشی.
روزی میرسد تمام آنچه با بیخالی در ما شکستید، در چای عصرانه تان تهنشین میشود، آنوقت میبینید که چرخ روزگار، چقدر دقیق میچرخد.
در حالی که تو مشغول بیش از حد فکر کردن و تردید در خودت هستی یه نفر دیگه داره بهت نگاه میکنه و با خودش میگه چطور همه کارها رو این قدر خوب انجام میده و از پس همه چی بر میاد؟
جورى شدم به محض اينكه از هركى و هرجا وايب بد بگیرم
فاصله فاصله فاصله فاصله!
وقتى اشك آدما
موقع تعريف كردن چیزی در مياد يعنى واقعا بابتش آسيب ديدن.....