من با کسانی خندیدم که وحشتناک ترین چیزها رو در مورد من گفتهاند و فکر میکنند من نمیدانم.
گمان میکردم اگر بگریزم، تو را نیز فراموش میکنم؛
اما اکنون، در این گوشهی دورافتاده از دنیا،
هنوز یاد تو با من است.
و دریافتهام که یاد در استخوان است و فراموشی محال.