با من از وفاداری حرف نزنید ؛
من هنوز دارم راز کسایی و نگه میدارم که ،
پشت سرم تا میتونن ازم بد میگن : )!💔``
غم ِ ویرانی خود را به چه تشبیه کنم؟
فرض کن کوه شنی ؛ طعنه ی باران خورده (: 🌚'🫴
میگفت :
هر آدمی به یه نفر احتیاج داره که
براش مثل بقیه نباشه، وگرنه دنیا
پُر از بقیههاست .
ولی خب'
یه شبایی تو زندگیِ آدمیزاد هست که بعد از ساعتها فکرُ خیالُ دلتنگیُ بغض، به خودش میاد و میبینه روحش ، از اعماق وجود داره گریه میکنه ، ولی از چشماش هیچ اشکی نمیاد ..
میگفت :
آدما گریه میکنن ؛
نه برای اینکه ضعیفن ،
برای اینکه مدت زیادی قوی بودن .
و امان از آن بغضی که در میانه شب'
سر باز میکند و گریه
را مهمان تو میکند💔. . .!
بـاوان|ʙᴀᴡᴀɴ
ولی خب' یه شبایی تو زندگیِ آدمیزاد هست که بعد از ساعتها فکرُ خیالُ دلتنگیُ بغض، به خودش میاد و میب
دوستم یه جملهایی میگفت همیشه گریه آدما همیشه اشک چشم نیست که مثلاً قلبش خیلی داره اشک میریزه و گریه میکنهها ولی تو نمیبینی چون اشک دلِش هست